به گزارش بنکر، این روزها یک سؤال بیش از گذشته مطرح میشود؛ آیا اقتصاد ایران به سمت ابرتورم حرکت میکند؟
پاسخ اقتصاددانان یکسان نیست، اما در یک نکته اشتراک دارند؛ اقتصاد ایران دیگر در شرایط تورم مزمن سالهای گذشته قرار ندارد.
| شاخص | وضعیت فعلی |
|---|---|
| وضعیت اقتصاد | تورم شدید و هشدار نسبت به پیشابرتورم |
| تعریف کلاسیک ابرتورم | تورم ماهانه بالای ۵۰ درصد |
| مهمترین عوامل فشار | کسری بودجه، نرخ ارز، انتظارات تورمی و محدودیت منابع ارزی |
| مهمترین پیامد | کاهش قدرت خرید و افت سرمایهگذاری |
| راهکارهای پیشنهادی | اصلاح بودجه، استقلال بانک مرکزی و کاهش تنشهای خارجی |
بررسی روند چند دهه اخیر نشان میدهد تورم از اوایل دهه ۵۰ به یکی از مشکلات دائمی اقتصاد ایران تبدیل شد. افزایش درآمدهای نفتی، رشد هزینههای دولت و کسری بودجه مزمن باعث شد تورم دو رقمی به یک واقعیت همیشگی اقتصاد کشور تبدیل شود.
اما از سال ۱۳۹۷ ورق برگشت.
تورم فقط بالا نرفت؛ ساختار آن هم تغییر کرد. در کنار کسری بودجه، عواملی مانند جهش نرخ ارز، انتظارات تورمی، محدودیت درآمدهای ارزی و فشارهای خارجی، نقش پررنگتری در افزایش قیمتها پیدا کردند.
مسعود نیلی، استاد دانشگاه صنعتی شریف، معتقد است اقتصاد ایران از مرحله تورم مزمن عبور کرده و اکنون در «ایستگاه پیش از ابرتورم» قرار گرفته است.
نشانههای این تغییر فقط در آمارهای کلان دیده نمیشود. سرعت رشد قیمتها در ماههای اخیر بیشتر شده و برخی استانها نرخهای تورمی بسیار بالاتری را تجربه میکنند. این یعنی فشار تورم دیگر محدود به یک بخش یا یک منطقه نیست و تقریباً همه اقتصاد را درگیر کرده است.
اما آیا این وضعیت همان ابرتورم است؟
بر اساس تعریف بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، ابرتورم زمانی رخ میدهد که تورم ماهانه از ۵۰ درصد عبور کند یا نرخهای سالانه به چندصد یا حتی چند هزار درصد برسد؛ وضعیتی که پیشتر کشورهایی مانند آلمان پس از جنگ جهانی اول، زیمبابوه و ونزوئلا آن را تجربه کردهاند.
به اعتقاد بسیاری از کارشناسان، اقتصاد ایران هنوز به آن مرحله نرسیده است. پول ملی همچنان نقش خود را در مبادلات روزانه حفظ کرده و اقتصاد، هرچند با فشارهای سنگین، هنوز نشانههای فروپاشی کامل پولی را بروز نداده است.
ولیالله سیف، رئیسکل پیشین بانک مرکزی نیز تأکید میکند شرایط امروز ایران با کشورهایی که ابرتورم را تجربه کردند، تفاوت دارد. با این حال هشدار میدهد نزدیک شدن به تورمهای سهرقمی زنگ خطری است که نباید نادیده گرفته شود.
مهمترین نشانه بحران اقتصادی
شاید مهمترین اثر تورم را بتوان در سفره خانوارها دید.
گزارشهای رسمی نشان میدهد درآمد سرانه واقعی مردم طی سالهای اخیر کاهش محسوسی داشته است. این یعنی فقط قیمتها بالا نرفته؛ بلکه منابع واقعی در اختیار هر شهروند نیز کمتر شده است.
عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، اعلام کرده درآمد سرانه واقعی کشور از حدود ۱۴۱ میلیون تومان در سال ۱۳۹۰ به حدود ۷۵ میلیون تومان در سال ۱۴۰۳ رسیده است. به بیان دیگر، قدرت اقتصادی هر ایرانی طی حدود ۱۳ سال تقریباً نصف شده است.
و این تنها یک عدد نیست. کاهش سرمایهگذاری، افت تولید، محدودیت صادرات، فشار بر منابع ارزی و کاهش رفاه عمومی، همگی حلقههای یک زنجیره هستند که میتوانند زمینه افزایش بیشتر تورم را فراهم کنند.
اقتصاددانان معتقدند عبور از تورم شدید به ابرتورم تنها زمانی رخ میدهد که چند عامل همزمان شکل بگیرد؛ کمبود گسترده کالا، افت شدید درآمدهای ارزی، جهش کنترلنشده نرخ ارز و از بین رفتن اعتماد عمومی به پول ملی.
به همین دلیل، بسیاری از تحلیلگران معتقدند اقتصاد ایران هنوز فرصت خروج از این مسیر را دارد؛ البته اگر اصلاحات اساسی به تعویق نیفتد.
کارشناسان برای کاهش ریسک ابرتورم چند راهکار کلیدی را مطرح میکنند؛ اصلاح ساختار بودجه، کاهش کسریهای مزمن، استقلال بیشتر بانک مرکزی، اصلاح نظام بانکی، تقویت سرمایهگذاری، کاهش تنشهای خارجی و تسهیل مبادلات ارزی و تجاری.
عباس آخوندی، وزیر پیشین راه و شهرسازی، نیز بر اهمیت امنیت اقتصادی تأکید میکند و معتقد است در اقتصاد امروز جهان، امنیت فقط به معنای حفظ مرزها یا مالکیت نیست؛ بلکه به توانایی کشورها در حفظ زنجیره تأمین، مدیریت ریسک و تعامل پایدار با اقتصاد جهانی وابسته است.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، فاصله گرفتن از تصمیمهای کوتاهمدت و حرکت به سمت اصلاحات ساختاری است. بسیاری از اقتصاددانان هشدار میدهند «ایستگاه پیش از ابرتورم» آخرین فرصت برای تغییر مسیر اقتصاد است؛ فرصتی که اگر از دست برود، هزینه آن مستقیماً بر معیشت خانوارها، سرمایهگذاری و رشد اقتصادی کشور تحمیل خواهد شد.
مهمترین عوامل نزدیککننده اقتصاد به ابرتورم
| عامل | پیامد احتمالی |
| کسری بودجه مزمن | رشد پایه پولی و افزایش تورم |
| محدودیت منابع ارزی | فشار بر نرخ ارز |
| افزایش انتظارات تورمی | رشد تقاضا برای داراییهای سرمایهای |
| کاهش سرمایهگذاری | افت تولید و کاهش عرضه |
| نااطمینانی سیاسی و اقتصادی | تشدید نوسانات بازارها |
| ضعف انضباط مالی | افزایش سرعت تورم |

دیدگاهها