به گزارش بنکر، اقتصاد ایران این روزها با مجموعهای از چالشهای همزمان روبهروست. تورم بالا، کسری بودجه، کاهش قدرت خرید و نااطمینانی ناشی از تحولات سیاسی، فضای تصمیمگیری را برای مردم و فعالان اقتصادی سختتر کرده است.
در کنار این مسائل، تداوم وضعیت «نه جنگ، نه صلح» و ادامه تنشها نیز بر نگرانیها افزوده است. نتیجه چه بوده؟ کاهش سرمایهگذاری، افزایش نااطمینانی و تشدید فشار بر معیشت خانوارها.
در چنین شرایطی، یک سؤال بیشتر از همیشه مطرح میشود؛ آیا اقتصاد ایران وارد ابرتورم شده است؟
محمود جامساز، کارشناس اقتصادی در گفت و گو با تجارت نیوز، معتقد است نشانههایی وجود دارد که این نگرانی را جدیتر از گذشته نشان میدهد.
به گفته او، تورم مزمن دو رقمی که اقتصاد ایران سالها با آن دستوپنجه نرم کرده، ریشه در مجموعهای از سیاستهای داخلی و خارجی دارد.
او میگوید سیاستهای پولی و مالی طی سالهای گذشته نتوانستهاند منابع کشور را در مسیر رشد اقتصادی و افزایش رفاه عمومی هدایت کنند.
سه ضلع بحران
جامساز معتقد است یکی از مهمترین مشکلات اقتصاد ایران، تخصیص نامناسب منابع است. به گفته او، کسری بودجه سالبهسال بزرگتر شده و برای جبران آن، دولت به منابع بانک مرکزی و افزایش پایه پولی متوسل شده است.
و همین موضوع، حجم نقدینگی را با سرعت بالایی افزایش داده است.
به اعتقاد این کارشناس، بخش بزرگی از این نقدینگی به جای ورود به تولید، راهی بازارهای سفتهبازی، ارز، طلا و سایر داراییها شده و همین مسئله به رشد مداوم قیمتها دامن زده است.
او همچنین تحریمهای اقتصادی، محدودیتهای ارزی و کاهش دسترسی به درآمدهای نفتی را از دیگر عوامل مهم تشدید تورم میداند و تأکید میکند منابع ارزی در دسترس، پاسخگوی نیازهای اقتصاد کشور نبوده است.
آیا ایران وارد ابرتورم شده است؟
جامساز در پاسخ به این پرسش، به آمارهای تورمی اشاره میکند.
او میگوید تورم نقطهبهنقطه به حدود ۸۸ درصد رسیده و تورم سبد معیشت نیز ۱۳۵ درصد گزارش شده است. همچنین در برخی استانها نرخ تورم مواد غذایی از مرز ۱۰۰ درصد عبور کرده است.
به باور او، اگر تورم برای چند ماه متوالی در سطوح بسیار بالا باقی بماند و روند کاهشی نداشته باشد، میتوان از ورود اقتصاد به مرحله ابرتورم سخن گفت.
این اقتصاددان همچنین به وضعیت بودجه اشاره میکند و میگوید بخش قابل توجهی از منابع عمرانی به هزینههای جاری منتقل شده است.
به گفته او، کسری بودجه سال گذشته حدود ۱۲۰۰ هزار میلیارد تومان بوده و بخش مهمی از آن از طریق افزایش پایه پولی تأمین شده؛ موضوعی که فشار تورمی را بیشتر کرده است.
او درباره نقدینگی نیز آمار قابل توجهی ارائه میدهد. بر اساس این ارزیابی، حجم نقدینگی از حدود ۱۰ هزار تریلیون تومان در سال ۱۴۰۳ به حدود ۱۵.۶ هزار تریلیون تومان در سال ۱۴۰۴ رسیده است. یعنی تنها در یک سال، حدود ۵.۶ هزار تریلیون تومان به نقدینگی کشور افزوده شده است.
به گفته جامساز، این میزان افزایش به معنای خلق روزانه بیش از ۱۵ هزار میلیارد تومان پول جدید است؛ روندی که میتواند زمینهساز تداوم تورمهای بسیار بالا باشد.
آینده اقتصاد به چه سمتی میرود؟
این کارشناس اقتصادی معتقد است امروز مشکل اصلی، کمبود کالا نیست؛ بلکه کاهش شدید قدرت خرید مردم است.
به گفته او، بسیاری از کالاهای اساسی در بازار وجود دارند، اما قیمتها به اندازهای افزایش یافته که بخش بزرگی از خانوارها توان خرید آنها را از دست دادهاند.
او از این وضعیت با عنوان «قحطی مدرن» یاد میکند؛ شرایطی که در آن کالا هست، اما پول خرید آن وجود ندارد.
جامساز میگوید هزینه سبد معیشت خانوارها طی یک سال گذشته ۱۳۵ درصد افزایش یافته، در حالی که رشد دستمزدها تنها حدود ۶۰ درصد بوده است. همین شکاف، قدرت خرید را به شدت کاهش داده و بسیاری از خانوادهها را ناچار کرده هزینههای ضروری خود را نیز محدود کنند.
او هشدار میدهد طبقه متوسط به تدریج در حال کوچک شدن است و دهکهای پایین جامعه بیش از گذشته زیر فشار معیشتی قرار گرفتهاند.
از نگاه او، یارانههای نقدی نیز دیگر اثرگذاری گذشته را ندارند و افزایش مداوم قیمتها، ارزش واقعی آنها را از بین برده است.
جامساز همچنین معتقد است هرگونه افزایش قیمت حاملهای انرژی، بهویژه بنزین، میتواند هزینه تولید و حملونقل را بالا ببرد و فشار بیشتری بر سفره خانوارها وارد کند.
در پایان، این اقتصاددان چشمانداز اقتصاد ایران را همچنان وابسته به تحولات سیاسی میداند.
او تأکید میکند تا زمانی که نااطمینانیهای سیاسی، تحریمها و وضعیت «نه جنگ، نه صلح» ادامه داشته باشد، مهار تورم دشوار خواهد بود.
به اعتقاد او، اگر در سالهای گذشته بخشی از درآمدهای نفتی صرف تقویت زیرساختها و افزایش ذخایر ارزی میشد، اقتصاد ایران امروز توان بیشتری برای مقابله با شوکهای خارجی داشت.
او همچنین هشدار میدهد تداوم محدودیتهای تجاری و اختلال در مسیرهای حملونقل دریایی، در صورت استمرار، میتواند فشار بیشتری بر نرخ تورم، ارزش پول ملی و بازار ارز وارد کند.

دیدگاهها