در ماده ۸ مذکور دارندگان خودرو در کشور به دو گروه تقسیم می شود عده ای که خودرو متعارف دارند و عده ای که سوار بر خودرو نامتعارف می شوند اینکه بر چه مبنا و استدلالی این تقسیم بندی صورت گرفته است تهیه کنندگان و… قانون باید پاسخگو باشند، عجیب تر از تقسیم بندی خودروها مبنا قراردادن نصف دیه یک مرد مسلمان در ماههای حرام برای شناسایی خودرو متعارف از غیر متعارف است.
دیه درسال ۱۳۹۹ درماههای حرام ۴۴۰ میلیون تومان اعلام که با اعمال ماده ۸ وتبصره های آن قیمت خودرو متعارف کمتراز نصف این مبلغ یعنی کمتر از ۲۲۰ میلیون تومان است. همین مبنا برای سال ۱۳۹۸ کمتر از ۱۸۰ میلیون تومان بوده است فرض کنید دارای دو خودرو هم قیمت هستید (X, Y) و شما و خانواده از آنان استفاده می کیند اگر قیمت هر کدام از دو خودرو شما فقط ۱۸۵ میلیون تومان باشد تا ۲۹ اسفند سال ۱۳۹۸ شما دارای دو خودرو نامتعارف هستید و با فرض ثبات قیمت خودرو با شروع سال ۱۳۹۹ خودروهای نامتعارف شما با توجه به افزایش دیه در سال ۱۳۹۹ به خودرو متعارف تبدیل می شود.
شاید بپرسید چه فرقی می کند : فرض کنید خودرو (X) شما در ۲۸ اسفند ۱۳۹۸ دچار حادثه شده است و خودرو (Y) در اول اسفند ۱۳۹۹ حادثه دیده است با اعمال ماده ۸ وتبصره های آن خودرو اول در تاریخ وقوع حادثه خودرو نامتعارف بوده و خسارتی کمتر از خودرو دوم که در تاریخ وقوع حادثه متعارف است دریافت خواهد کرد. اینکه تعیین دیه سالانه توسط قوه قضاییه درمورد خسارات بدنی چه ارتباطی با خسارت مالی وارده به گلگیر و بدنه ماشین افراد جامعه در دو روز مختلف دارد برای ان هیچ توجیهی که مبنای شرعی – عقلی- حقوقی داشته باشد،نمی توان یافت.
ماده ۸ مورد بررسی وتبصره های آن در روز اجرا به آن شکلی که قانون صراحت داشت باعث اعتراض بسیاری از زیان دیدگان بخش مالی وسایط نقلیه گردید و همچنان نیز مورد اعتراض زیاندیدگان است چون دقیقا مبنای محاسبه خسارت ماحصل تقسیم نصف دیه یک مرد مسلمان بر قیمت روز آن وسیله نقلیه ضربدر خسارت وارده بود . ساده ترین نکته ریاضی که قانونگذاران به آن اشراف نداشتند این بود که اگر صورت کسر(نصف دیه مرد مسلمان درماه های حرام) ثابت باشد واعداد مخرج کسر(قیمت روز وسیله نقلیه )درحال بزرگتر شدن باشد حاصل کسر به سمت صفر حرکت می کند. یعنی در سال ۱۳۹۸ تعهد بیمه گر در بیمه نامه حوادث ناشی از وسیله نقلیه در مقابل خسارت وارده ۳۰ میلیون تومانی وارده به یک دستگاه لکسوس به ارزش یک میلیارد و هشتصد وپنجاه میلیون تومان تقریبا دومیلیون ونهصد هزارتومان بود.
اجرای صریح این قانون با توجه به فراوانی تصادفات در کشور ضربه بزرگی به فرهنگ سازی در صنعت بیمه وارد کرد تا اینکه بیمه مرکزی ایران بخشنامه ای صادر کرد که پس از درخواست ابطال نزد دیوان عدالت اداری از سوی دیوان باطل شد و بخش خسارت اتومبیل شرکت ها در یک سرگردانی ناشی از شیوه جبران خسارت مالی قرار گرفتند در نهایت مقرر شد خسارت بر مبنای قطعه ای از خودرو متعارف پرداخت شود که گویا در عمل در سال ۱۳۹۹ قیمت قطعات رنو ساندرو، پژو ۲۰۷، دنا پلاس به عنوان معیار خودرو متعارف مبنای محاسبات خسارت شرکت های بیمه قرار گرفت که عملاً همان اجرای بحث برانگیز ماده ۸ مورد بررسی است که به شیوه دیگری اجرا می شود . فرض کنید سوار بر خودرو سانتافه مدل ۲۰۱۶ پشت چراغ قرمز ایستاده اید و وسیله نقلیه دیگری با کمی بی احتیاطی در رعایت فاصله سپر عقب شما را دچار خسارتی معادل ۱۲ میلیون تومان می کند هنگام مراجعه به کارشناس خسارت شرکت به شما می گوید : من می دانم تعمیر یا جایگزینی سپر عقب سانتافه شما ۱۲ میلیون تومان است ولی ما به شما ۷ میلیون تومان بیشتر نمی دهیم. اگر بپرسید چرا ؟ جواب می دهند چون قیمت تعمیر یا جایگزینی سپر عقب ساندرو ۷ میلیون تومان است و این به صراحت تبصره ۳ ماده ۸ مورد بررسی است. اینکه قیمت و هزینه تعمیر سپر عقب رنو ساندرو چه ربطی به قیمت و هزینه تعمیر سپرعقب سانتافه شما دارد در هیچ کدام از معیارهای جبران خسارت در قواعد حقوقی – عقلی جایی ندارد.
لازم به ذکر است که در زمان تصویب ماده ۸ و تبصره های ذیل آن رئیس کل اسبق بیمه مرکزی به عنوان نماینده دولت و کمیسیون اقتصادی مجلس شورای اسلامی با تصویب تبصره های ماده مذکور مخالفت نموده اند ولی در نتیجه با حضور ۱۹۸ نفر از نمایندگان محترم مجلس شورای اسلامی ماده ۸ و تبصره های آن با اکثرایت آراء تصویب شد.
اخیرا نیز بیمه مرکزی ج.ا.ایران به درستی و شایستگی از طریق دولت لایحه تغییر در تبصره ۳ ماده ۸ مورد بررسی را به مجلس شورای اسلامی ارسال نموده است.
با توجه به اینکه در تبصره ۱ ماده ۸ قانون مذکور قانونگذار اشاره نموده است که بیمه گذار می تواند برای پوشش مازاد حداقل سقف تعهدات ثالث مالی (۲.۵ درصد) تقاضای پوشش بیمه ای تکمیلی نماید.(مثال: در سال ۱۳۹۹ مازاد تعهدات ثالث مالی ۱۱ میلیون تومان تا حداکثر تعهدات ثالث مالی ۲۲۰ میلیون تومان) قانونگذار حق بیمه پوشش مازاد ثالث مالی را در اختیار شرکت های بیمه در چهارچوب ضوابط کلی که از سوی بیمه مرکزی ابلاغ می شود واگذار نموده است.
از آنجا که حق بیمه مازاد پوشش ثالث مالی در شرکت های بیمه بسیار متفاوت است و بعضاً شاهد اختلاف حق بیمه تا حدود ۲ میلیون تومان هستیم و این پوشش برای کلیه وسایل نقلیه موضوع قانون شخص ثالث بصورت یکسان اعمال می شود لذا توصیه می شود حق بیمه موضوع تبصره ۱ ماده ۸ قانون همانند تجربه خوبی که صنعت بیمه بلاخص بیمه مرکزی ج.ا.ایران در اعمال پوشش حذف نوسانات قیمت در بیمه نامه بدنه با نرخ یکسان در شرکت های بیمه را اجرا نمود، حق بیمه مازاد پوشش ثالث مالی را در جهت ایجاد آرامش خاطر و ترغیب بیمه گذاران به اخذ این پوشش و به تیع آن آرامش زیاندیدگان در زمان بروز حادثه می شود ساماندهی نماید.
*محمد جوادروستا سکه روانی،دکتری تخصصی حقوق خصوصی – مدرس دانشگاه
*مصطفی عبدالملکی، کارشناسی ارشد حقوق جزا وجرم شناسی

دیدگاهها