به گزارش بنکر، تورم ۶۶ درصدی کل کشور، یک عدد سرانگشتی است. اما پشت این میانگین، چه خبر است؟ دهک دوم، ۷۳.۵ درصد. دهک اول و سوم، ۷۲.۶ درصد.
دهک چهارم، ۷۰.۹. حتی دهک هفتم، ۶۷.۸ درصد. یعنی هفت دهک از ده دهک، بالاتر از میانگین کشوری تورم را تجربه کردهاند. فقط دهک هشتم تقریباً برابر میانگین، و دهک نهم و دهم پایینتر از آن.
این یعنی چه؟ یعنی اگر شما در دهکهای پایین و متوسط باشید، احساسی بسیار بدتر از ۶۶ درصد دارید. عدد رسمی، آرامبخش کاذبی است برای کسانی که واقعاً در خط آتش گرانی هستند. پس این عدد ۶۶ درصد را فراموش کنید. واقعیت برای اکثریت، چیزی حدود ۷۰ درصد یا بالاتر است.
خوراکیها؛ ریشه اصلی شکاف تورمی
سوال اساسی اینجاست: چرا این شکاف ۹.۶ واحدی بین دهک دوم و دهم ایجاد شده؟ پاسخ را در سبد هزینهای هر خانوار باید جست. خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات، بیش از ۴۲ درصد از سبد دهکهای اول تا سوم را تشکیل میدهند. اما این رقم برای دهک دهم، فقط ۲۱.۶ درصد است.
حالا تورم سالانه خوراکیها را در نظر بگیرید. نزدیک به ۱۰۰ درصد. یعنی هر خوراکی، تقریباً دو برابر شده.
حالا کسی که ۴۲ درصد خرجش خوراکی است، با کسی که ۲۱ درصد خرجش خوراکی است، چقدر تفاوت میکند؟
این همان شکافی است که در آمار دیده میشود. دهکهای پایین، سفرهشان بزرگترین هدف گرانی بوده. و این، تلخترین حقیقت این گزارش است.
هشدار برای آینده
اما نگرانکنندهتر از تورم سالانه، تورم نقطهبهنقطه است. اینجا دهک دوم با ۱۰۰.۶ درصد وارد محدوده سهرقمی شده. دهک اول هم با ۹۹.۹ درصد، فقط یک دهم درصد فاصله تا این مرز وحشتناک دارد.
یعنی نسبت به تیر سال قبل، هزینههای این خانوارها دقیقاً دو برابر شده. دهک دهم اما با ۸۴.۷ درصد، فاصله قابلتوجهی با این رقم دارد.
افزایش ۱.۲ واحدی شکاف تورمی فقط در یک ماه، زنگ خطری جدی است. یعنی موج افزایش قیمتها، بهشدت نامتوازن توزیع شده.
فشار بیشتر روی دوش کسانی بوده که توان کمتری برای تحمل دارند. این روزها، صحبت از عدالت تورمی، دیگر یک شعار نیست؛ یک ضرورت انکارناپذیر است.
اگر قرار است تصمیمگیری اقتصادی صورت بگیرد، باید این تفاوتها را جدی گرفت. وگرنه آمارهای میانگین، نه فقط کمکی نمیکنند، که گاهی مسیر را اشتباه نشان میدهند.

دیدگاهها