به گزارش بنکر، این روزها هر خبری از دل بانک مرکزی بیرون بیاید، بازار را تکان میدهد. اما آنچه در نشست غیرعلنی اخیر گذشت، شاید از بسیاری از بخشنامهها و ابلاغیهها مهمتر باشد.
نشستی با حضور عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، و جمعی از اقتصاددانان سرشناس. جلسهای که حدود سه ساعت طول کشید. بدون دوربین، بدون گزارشنویسی رسمی. اما حالا حسین عبدهتبریزی، یکی از حاضران، روایتش را برای ایبنا گفته. راستی، این جلسه چه بود و چه شد؟
عبدهتبریزی میگوید ارزیابیاش از این نشست مثبت است. اول جلسه، همتی آمار داد. گزارشی از کارهایی که ماههای اخیر انجام شده. تأکیدش این بود که سیاستگذاری پولی در این شرایط، اصلاً کار راحتی نیست. اما یک چیز را صاف گفت: «ذخایر ارزی را تقویت کردیم. برای کالاهای اساسی، دارو و نیازهای ضروری مردم، نگرانی نداریم.»
بعد نوبت به اقتصاددانان رسید. هرکس حرف خودش را زد. اما یک نقطه مشترک بین همه بود: انتظارات تورمی. اگر این انتظارات مهار نشود، بقیه ابزارها بیاثر میشوند. سؤال اینجاست که اصلاً این «لنگر انداختن» یعنی چه؟
کلید گمشده سیاست پولی
ببینید، موضوعش ساده است. اگر همه فکر کنند تورم سال بعد از ۴۰ درصد هم بیشتر میشود، از امروز رفتارشان را عوض میکنند. فروشنده قیمت را بالا میبرد، کارگر حقوق بیشتری میخواهد، تولیدکننده اجناسش را گران میکند و خریدار هم هرچه دم دستش است، میخرد. نتیجه؟ همان تورمی که همه ازش میترسیدند، خودش را تحقق میبخشد.
لنگر انداختن یعنی مردم باور کنند بانک مرکزی اراده و توان کنترل تورم را دارد. اما این باور فقط با حرف درست نمیشود. باید در عمل نشان داد که سیاستها پیشبینیپذیر و منسجم است. چندبار که مردم ببینند وعدهها عملی میشود، انتظاراتشان هم تعدیل میشود.
حالا برویم سراغ دلار. فاصله بین نرخ رسمی و بازار آزاد، یکی از داغترین بحثهای جلسه بود. سؤال اصلی این بود: اصلاً در شرایط فعلی میشود این فاصله را کم کرد؟
نکتهای که در جلسه رویش تأکید شد، این بود که بازار ارز دیگر فقط با ابزارهای پولی تحلیل نمیشود. شوکهای سیاسی، جنگ، تحریمها و محدودیت دسترسی به منابع ارزی، سهم بزرگی در افزایش نرخ دارند. پس نباید همه چیز را گردن سیاست پولی انداخت.
اینجا بود که بحث «نگاه از میان شوک» یا همان Wait and See مطرح شد. یعنی اگر افزایش نرخ ارز موقتی و بیرونی است، بانک مرکزی واکنش شتابزده نشان ندهد. اما اگر این شوکها باعث شود مردم باور کنند تورم برای همیشه بالاست، آن وقت دیگر چارهای جز واکنش جدی نیست.
به نظر میرسد همتی فعلاً راه دوم را رفته. یعنی صبر میکند تا ببیند این شوکها موقتیاند یا پایدار. بعدش تصمیم میگیرد.
دادههایی که بانک مرکزی را هوشمند میکند
اما فقط نرخ ارز و تورم نبود که پای میز بحث بود. رمزارزها هم حسابی سر زبانها افتاد. سه نفر از حاضران، از جمله خود عبدهتبریزی، دربارهاش صحبت کردند. پیشنهادش این بود که اگر بانک مرکزی هنوز آمادگی ورود گسترده به این حوزه را ندارد، لااقل صندوقهای مبتنی بر رمزارز در بورس را منع نکند. اینطوری هم تجربه تنظیمگری بهتدریج شکل میگیرد، هم بانک مرکزی رفتار این بازار را بهتر میشناسد.
دو نفر دیگر اما صریحتر حرف زدند. معتقدند بانک مرکزی نباید بیش از این معطل کند. رمزارزها دیگر پدیدهای حاشیهای نیستند. مردم و فعالان اقتصادی در این بازار حضور دارند. هرچه تنظیمگری دیرتر انجام شود، مدیریتش سختتر میشود.
بحث اوراق کوتاهمدت هم بود. اینکه آیا انتشار اوراق سهماهه یا ششماهه میتواند به جمعآوری نقدینگی کمک کند یا نه. نظر غالب این بود که اگر اعتماد بازار به سیاستهای اقتصادی تقویت شود، این اوراق حتی با نرخهای پایینتر هم خریدار دارد. نیازی نیست نرخهای بالا پیشنهاد داد.
در مورد نرخ بهره اما همتی یک نگرانی جدی داشت؛ بازار سرمایه. تأکیدش این بود که افزایش نرخ سود نباید به سهام آسیب بزند. تلاشش این بود که بین چند هدف مختلف تعادل برقرار کند: کنترل تورم، مدیریت نقدینگی، ثبات مالی و حمایت از بورس.
و اما یک خبر خوب. با وجود همه مشکلات، هنوز بخش اعظم پرداختها، حقوقها، مالیاتها و تسهیلات بانکی با ریال انجام میشود. یعنی «حکمرانی ریالی» هنوز پابرجاست. این یعنی بانک مرکزی هنوز بر هسته اصلی نظام پرداخت تسلط دارد. اما تورم مزمن دارد این حاکمیت را تضعیف میکند. مردم برای پسانداز به ارز، طلا یا رمزارز پناه میبرند. پس این حکمرانی پایدار نیست؛ مگر اینکه اصلاحات ساختاری انجام شود.
در پایان جلسه، همتی ابراز تمایل کرد که این نشستها منظمتر و با حضور اقتصاددانان بیشتری برگزار شود. یعنی بانک مرکزی تشنه نقد و نظر کارشناسی است. یا دستکم، این را نشان میدهد.

دیدگاهها