وقتی چاپ اسکناس، نان را از سفره‌ها برد

|
مطالعه ۴ دقیقه

۲۲ شهریور ۱۳۲۱، مجلس انتشار ۳۰۰ میلیون ریال اسکناس جدید را مجاز کرد؛ تصمیمی که با هزینه‌های ریالی متفقین، تورم را در ایران شعله‌ور کرد.

به گزارش بنکر، در ۲۲ شهریور ۱۳۲۱، مجلس شورای ملی به بانک ملی ایران اجازه داد افزون بر دو هزار و ۷۰۰ میلیون ریال اسکناس مجاز، ۳۰۰ میلیون ریال اسکناس جدید منتشر کند. تزریق این قدرت خرید تازه، همراه با ضرب سکه‌های نیکلی با عیار ناچیز نقره، حجم نقدینگی را بار دیگر بالا برد. نتیجه چه بود؟ کاهش دوباره ارزش پول و تشدید تورم.

نکته‌ای که کمتر به آن توجه می‌شود، حذف عبارت‌های «یک‌پهلوی»، «پنج‌پهلوی» و «ده‌پهلوی» از روی اسکناس‌های جدید بود. به زبان ساده، این تغییر نشان می‌داد با اسکناس ده تومانی جدید دیگر نمی‌توان یک سکه پهلوی طلا خرید. یعنی چه؟ یعنی قدرت خرید پول ملی تا حدی افت کرده بود که پشتوانه طلای سکه‌ها دیگر با اسکناس کاغذی هم‌تراز نبود.

متفقین و تزریق روزانه قدرت خرید به بازار

متفقین در چهار سال اقامت خود در ایران، سیاست پولی مشخصی را دنبال می‌کردند که بیشتر به سود خودشان بود. حجم وسیع هزینه‌های ریالی آنها هر روز قدرت خرید جدیدی به بازار تزریق می‌کرد. اثر مستقیم این کار، دامن زدن به تقاضا و تشدید تورم بود.

برآوردها نشان می‌دهد مخارج ماهانه دولت‌های اشغالگر در ایران به این ترتیب بود: آمریکا ۴۰۰ میلیون ریال، انگلیس ۳۰۰ میلیون ریال و شوروی ۸۰ میلیون ریال. این مبالغ با توجه به سطح قیمت و قدرت خرید ریال در آن زمان، هزینه نگهداری ارتش‌های اشغالگر و دستمزد شمار زیادی کارگر محلی را شامل می‌شد. اما سؤال اصلی اینجاست: این هزینه‌ها چگونه پرداخت می‌شد؟

متفقین اسکناس مورد نیاز خود را از بانک ملی ایران می‌گرفتند و در مقابل، دولت ایران را در حساب‌هایی که در بانک‌های مرکزی آمریکا، شوروی و انگلستان گشوده شده بود بستانکار می‌کردند. در عمل اما ارزی به دولت ایران تحویل داده نمی‌شد. بدهی تنها در دفاتر بانکی ثبت می‌شد و به همین دلیل، دولت ایران دو نوبت به انتشار مقادیر زیادی اسکناس جدید وادار شد.

کمیابی نان؛ نتیجه سیاست‌های اشغالگران

کمبود غله و خواربار در سال‌های پس از شهریور ۱۳۲۰ چند علت داشت. تولید و عرضه غله در اواخر سلطنت رضاشاه کم بود. تأکید بیش از حد بر صنعتی‌شدن، تحویل اجباری مازاد غله به دولت با بهای نازل و تلاش نامعقول برای صادرات غلات، این کمبود را تشدید کرده بود.

جنگ و اشغال نیز اثر روانی خود را گذاشت. مردم برای خرید کالا هجوم آوردند و تولیدکنندگان و فروشندگان عمده عرضه را کاهش دادند یا احتکار کردند. شبکه ارتباطی و وسایل حمل‌ونقل هم کفایت نمی‌کرد؛ بخش بزرگی از آنها در اختیار قوای اشغالگر بود.

متفقین طبق ماده ۷ قرارداد سه‌جانبه مورخ ۱۹ اسفند ۱۳۲۰ متعهد شده بودند نیاز غذایی نیروهای خود را از طریق واردات تأمین کنند. اما این تعهد به‌زودی نقض شد. تأمین غذای یک ارتش اشغالگر صد هزار نفری و همچنین گروه صد هزار نفری آوارگان جنگی لهستانی عملاً ناممکن بود. فرماندهان قوای اشغالگر در مناطق تحت کنترل خود، غلات را با زور سرنیزه یا با پرداخت حداقل بها تصاحب می‌کردند و هراس مردم از قحطی را بیشتر می‌کردند.

خروج غیرمجاز خواربار از ایران نیز طی سال‌های جنگ ادامه داشت. به گفته منابع تاریخی، مقادیر قابل توجهی مواد غذایی به‌وسیله نیروهای نظامی شوروی یا کارگزاران اقتصادی این کشور، گاهی مخفیانه و گاهی آشکارا، به روسیه ارسال می‌شد. اسناد این موضوع در آرشیو سازمان اسناد ملی ایران موجود است.

و در مواردی، برخی نیروهای اشغالگر حتی به نابودکردن عمدی خواربار دست می‌زدند. ابوالقاسم شهیدی، رئیس اداره غله اصفهان در سال ۱۳۲۲، گزارش کرده است که قوای انگلیسی مقیم اصفهان ارزاق موجود در میدان نقش جهان را با کامیون‌های نظامی به بیابان‌های اطراف مورچه‌خورت می‌بردند. آنها این ارزاق را در گودال‌های بزرگ می‌ریختند و به نفت سیاه آغشته می‌کردند تا به هیچ وجه قابل مصرف نباشد. این کار در شرایطی انجام می‌شد که شمار زیادی از هم‌میهنان ما از فرط گرسنگی جان می‌سپردند.

حالا سؤال این است که چه درسی از این تجربه می‌توان گرفت؟ تورم ۱۳۲۰ نشان می‌دهد چاپ پول بدون پشتوانه و تزریق قدرت خرید تازه، در نهایت سفره مردم را خالی می‌کند. ثبات پول ملی به تصمیم‌های پولی و مالی سازگار نیاز دارد، نه به وعده‌های کوتاه‌مدت.

منبع: اطلاعات

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است.