به گزارش بنکر، همتی، رئیس کل بانک مرکزی، شب گذشته از تشدید نظارت بر بانکها خبر داد و ناترازی شبکه بانکی را یکی از عوامل اصلی تورم دانست.
او صریح گفت اگر ناترازی برخی بانکها ادامه پیدا کند، برخوردها شدیدتر خواهد شد؛ حتی تا مرز انحلال.
به گفته همتی، نظام بانکی کشور با ناترازیهای جدی روبهروست و بانک مرکزی دیگر قصد ندارد با بانکهای مشکلدار مماشات کند.
اما چرا ناترازی بانکها تا این اندازه برای سیاستگذار پولی مهم است؟
بانکی که بیش از توان خود برداشت میکند، عملاً میتواند فشار بیشتری به منابع پولی وارد کند. همین مسئله در نهایت به یکی از مسیرهای افزایش فشار تورمی تبدیل میشود.
همتی تأکید کرده است که البته همه بانکها مشکل ندارند، اما به گفته او بخش قابل توجهی از فشار تورمی کشور به اضافهبرداشت بانکهای ناتراز مربوط میشود.
پیام روشن به مدیران بانکها
همتی در عین حال یک پیام روشن برای مدیران بانکها داشت: اگر بانک برنامه اصلاحی ارائه کند، بانک مرکزی برای اجرای آن کمک خواهد کرد.
اما اگر اصلاحی در کار نباشد؟
پاسخ رئیس کل بانک مرکزی روشن است؛ انحلال.
او همچنین تأکید کرده با مدیران متخلف برخورد جدی خواهد شد.
این موضع نشان میدهد سیاستگذار پولی میخواهد پرونده بانکهای ناتراز را از مرحله هشدار و توصیه به مرحله اقدام عملی برساند.
اصلاح بانکها فقط با انحلال تمام نمیشود
با این حال، ناترازی بانکها یکشبه ایجاد نشده که یکشبه هم برطرف شود.
پشت این مشکل معمولاً مجموعهای از عوامل قرار دارد؛ داراییهای کمکیفیت، مطالبات غیرجاری، بنگاهداری، تسهیلات تکلیفی، ضعف مدیریت ریسک، کمبود سرمایه و زیانهایی که طی سالها روی هم انباشته شدهاند.
بنابراین اصلاح واقعی فقط به برخورد با یک مدیر یا حتی انحلال یک بانک محدود نمیشود.
باید مشخص شود ناترازی از کجا آمده است. داراییهای منجمد تعیین تکلیف شوند. بانکهایی که امکان بازگشت دارند افزایش سرمایه بدهند و بانکهایی که عملاً امکان اصلاح ندارند، وارد فرآیند تعیین تکلیف شوند.
شفافیت صورتهای مالی هم اهمیت زیادی دارد.
اگر قرار است بانکها اصلاح شوند، باید مشخص باشد چه میزان زیان انباشته دارند، چه مقدار دارایی قابل نقد شدن است و چه بخشی از مطالبات آنها عملاً قابل وصول نیست.
در نهایت، هدف فقط حذف بانک ناتراز نیست.
هدف باید ساختن شبکه بانکی سالمتری باشد که منابع مردم را جمع کند و آنها را بدون ایجاد فشار پولی و تورمی، به سمت تولید و سرمایهگذاری ببرد.
اگر اصلاحات درست اجرا شود، ساماندهی بانکهای ناتراز میتواند به یکی از پایههای مهم ثبات پولی تبدیل شود.
اما اگر اصلاحات ناقص باشد، ممکن است مشکل فقط از ترازنامه بانکها به بخش دیگری از اقتصاد منتقل شود.
به همین دلیل، آزمون اصلی بانک مرکزی از همین حالا شروع شده است: آیا این بار ناترازی بانکها واقعاً درمان میشود یا فقط شکل آن تغییر خواهد کرد؟

دیدگاهها