به گزارش بنکر (Banker)، عملیات بازار باز را خیلیها میشناسند، اما شاید ندانند چقدر در زندگی روزمرهشان تأثیر دارد. این ابزار، اصلیترین راهی است که بانک مرکزی برای مدیریت نقدینگی و کنترل نرخ سود در اختیار دارد.
خلاصهاش این است: بانکهایی که به پول کوتاهمدت نیاز پیدا میکنند، اوراق مالی خودشان را گرو میگذارند و در مقابل، از بانک مرکزی منابع میگیرند.
اما این قضیه همیشه شیرین نیست. اگر بانک مرکزی به هر درخواستی «بله» بگوید، پول پرقدرت زیادی وارد سیستم میشود و در نهایت، تورم بالا میرود. برای همین، تازهترین آمارش خیلی جلب توجه کرده. در هفتهای که به ۱۷ تیر ختم شد، بانکها مجموعاً ۳۶۱ هزار میلیارد تومان درخواست نقدینگی ثبت کرده بودند، اما فقط ۵۰ هزار میلیارد توماناش پذیرفته شد. یعنی کمتر از ۱۴ درصد. یک پیام خیلی روشن: دیگر قرار نیست بانکها بهراحتی به پول ارزان برسند.
چرا این سختگیری؟ خب، بانکها معمولاً ترجیح میدهند کسری خودشان را از همین بازار باز تأمین کنند؛ چون نرخ سودش حدود ۲۳ درصد است، در حالی که اگر بروند سراغ بازار شبانه، باید ۲۳.۸ درصد بدهند. تفاوتش شاید بهظاهر کم باشد، اما در حجمهای بزرگ حسابی به چشم میآید.
اما این روند اگر ادامه پیدا کند، بدون عارضه نیست. خیلی از اقتصاددانان معتقدند اگر بانکها همیشه از این منبع تغذیه کنند، دیگر هیچ وقت به فکر اصلاح خودشان نمیافتند.
دقیقاً همان اتفاقی که در سالهای گذشته برای بعضی بانکهای ناتراز افتاد؛ بهجای درست کردن ترازنامه، عادت کردند هر ماه بروند سراغ بانک مرکزی. نتیجهاش هم رشد پایه پولی و تورم بیشتر بود.
بهنظر میرسد سیاستگذار این بار تصمیم گرفته جلوی این چرخه را بگیرد. اگر دست بانکها از این منابع کوتاهتر شود، مجبور میشوند یا منابع جدید جذب کنند، یا داراییهای بیاستفادهشان را بفروشند، یا سراغ اصلاح ساختار بروند. بهقول خودشان، درمان از دل درد درمیآید.
آیا این سیاست واقعاً به مهار تورم کمک میکند؟ خیلی از کارشناسان میگویند بله، اما به شرطی که اصلاح نظام بانکی هم همراهش باشد. یک کارشناس اقتصادی، این تصمیم را یکی از جدیترین پیامهای انضباط پولی در سالهای اخیر میداند.
بهگفتهٔ عده ای، بانک مرکزی میخواهد وابستگی برخی بانکها به پول پرقدرت را کم کند و جلوی انتقال ناترازی به تورم عمومی را بگیرد.
پرداخت وام دچار مشکل می شود
اما یک روی دیگر سکه هم هست. اگر سختگیری بیش از حد شود و بانکها واقعاً به منابع نرسند، احتمال دارد پرداخت وام به تولید هم دچار مشکل شود. در آن صورت، بنگاههای اقتصادی لطمه میبینند و در نهایت، خود مردم هزینهاش را میدهند.
بهنظرم موفقیت این سیاست فقط به کاهش تزریق پول بستگی ندارد. مهمتر از آن، این است که پول محدود موجود به کجا میرود. اگر بهجای فعالیتهای سفتهبازانه، به سمت سرمایهگذاری در تولید و پروژههای مولد هدایت شود، هم تورم مهار میشود و هم اقتصاد نفستازهای میگیرد. اما اگر فقط جلوی یک راه را بگیرند، بدون اینکه راههای جایگزین را باز کنند، نمیشود انتظار معجزه داشت.

دیدگاهها