ناامیدی
با تورم
با فساد اقتصادی
میخورد بر فرق مردم
من به پشت شیشه تنها
ایستاده
در گذرها،
زل زدم بر عزلت خویش
منگ و مبهم
گلهای زاغ سیاه و زشت و دهشتناک
مستقر در آسمان شهر
میپرند، این سو و آن سو
میخورد بر شیشه و در
مشت و سیلی،
آسمان امروز دیگر
نیست نیلی
هست مشکی!
یادم آید قبلها را
گردش یک روز دیرین؛
خوب و شیرین
در محلی توی تهران
کودکی ده ساله بودم
شاد و خرم
نرم و نازک
چست و چابک
بیپرده و رک
میزدم هر حرف زشتی
آسمان آبی، چو دریا
یک دو ابر، اینجا و آنجا
چون دل من،
روز روشن.
کوچه
تازه و تر
همچو می مستیدهنده
یاد ایامی که احوال خوشی بود
خنده معنا داشت
از اعمال دل تولید میشد
من نمیدانم چه شد اینگونه شد
اما
ما ز یاران چشم یاری داشتیم!
ناامیدی با تورم میخورد بر فرق مردم!
*محمدرضا ستوده
اخبار مرتبط
مطالب مشابه که ممکن است برای شما جالب باشد
راز تورمهای ۱۰۰ درصدی چیست؟ رحمانی پاسخ میدهد
تیمور رحمانی با بررسی تجربه ایران و جهان تأکید کرد تورمهای سنگین بیش از آنکه...
۱۴۰۵/۰۵/۰۴
اخبار روز
بانکها باید بیشتر پسانداز کنند! هدف: مهار تورم
بانک مرکزی در ادامه سیاستهای انقباضی خود برای مهار تورم، مرحله دوم افزایش نسبت سپرده...
۱۴۰۵/۰۵/۰۲
ویژه بنکر
بانک مرکزی تنها میجنگد!
رئیس کل بانک مرکزی اعلام کرد حل چالشهای اقتصادی تنها با ابزارهای پولی ممکن نیست...
۱۴۰۵/۰۴/۳۰
ویژه بنکر
چرا مردم دیگر پولشان را در بانک نگه نمیدارند؟
نسبت پول به شبهپول در سالهای اخیر افزایش یافته است. بررسی دلایل رشد این شاخص...
۱۴۰۵/۰۴/۱۱
بانکداری

دیدگاهها