به گزارش بنکر، سال ۱۹۹۵ را یادتان هست؟ تنها یک درصد از جمعیت جهان آنلاین بودند. در آمریکا هم این عدد از ۱۴ درصد عبور نمیکرد. اکثر مردم تا آن موقع حتی یک ایمیل هم نفرستاده بودند. وبسایت برایشان یک کلمه عجیب و غریب بود. اگر کسی به آنها میگفت که روزی اینترنت، بانکداری، تجارت، بهداشت و آموزش میلیاردها انسان را مدیریت میکند، حتماً به او میخندیدند.
حالا بیایید به امروز نگاه کنیم
وضعیت ارز دیجیتال دقیقاً شبیه همان سالهاست. حدود ۵۶۰ میلیون نفر در سراسر دنیا مالک ارز دیجیتال هستند. یعنی چی؟ یعنی فقط ۷ درصد از کل جمعیت جهان. یا اگر بخواهیم دقیقتر بگوییم، ۹.۹ درصد از افرادی که به اینترنت دسترسی دارند.
بیشتر مردم اسم بیتکوین را شنیدهاند. اما هنوز تصمیمی برای خریدش نگرفتهاند. کاربرد واقعیاش را درک نکردهاند. مشاوران مالی هم هنوز بهش میگویند «ابزار معاملاتی پرریسک». نه یک کلاس دارایی معتبر. این قضیه برایتان آشنا نیست؟
بیایید کمی دقیقتر به دادهها نگاه کنیم
بر اساس گزارشی که سایت مدیوم منتشر کرده، ۵۵۹ میلیون دارنده ارز دیجیتال در دنیا وجود دارد. اما وقتی این عدد را با ۸ میلیارد جمعیت زمین مقایسه میکنیم، تازه میفهمیم چقدر راه باقی مانده.
حالا چند نشانه از نفوذ به بازارهای سنتی را مرور کنیم:
پیشبینی میشود خزانهداری شرکتها تا پایان دوره، حدود ۲.۳ میلیون واحد بیتکوین در ترازنامهشان داشته باشند.
حدود ۴۶ درصد از کسبوکارهای بزرگ، ارز دیجیتال را به عنوان روش پرداخت پذیرفتهاند.
نزدیک به ۳۰ درصد از مردم آمریکا الان مالک ارز دیجیتال هستند.
این اعداد، نشانههای نفوذ اولیه هستند. اما یادتان باشد؛ اینها کف بازارند، نه سقفش. چون نرخ پذیرش جهانی هنوز زیر ۱۰ درصد است، بسیاری از تحلیلگران میگویند بازار کریپتو الان در موقعیتی مشابه سالهای ۱۹۹۷ یا ۱۹۹۸ اینترنت قرار دارد. یعنی عبور از مرحله پذیرندگان اولیه و نزدیک شدن به نقطه عطف رشد نمایی.
بلکراک چه میگوید؟
مطالعهای از سوی این غول سرمایهگذاری نشان میدهد که سرعت رشد ارز دیجیتال واقعاً شگفتانگیز است. پژوهشگران بلکراک اعلام کردهاند که پذیرش جهانی ارز دیجیتال فقط در ۱۲ سال به ۳۰۰ میلیون کاربر رسید. این سرعت، ۴۳ درصد سریعتر از تلفن همراه است و ۲۰ درصد سریعتر از اینترنت.
جالب است بدانید که وضعیت ساختاری این بازار، شباهت زیادی به اینترنت در سال ۲۰۰۲ دارد. دورانی که زیرساختها مستقر شده بودند اما پذیرش انبوه هنوز شروع نشده بود.
بین سالهای ۲۰۰۲ تا امروز، کاربران اینترنت با رشد ۱۰ برابری از ۵۰۰ میلیون به ۵ میلیارد نفر رسیدند. حالا راول پال، سرمایهگذار کلان، پیشبینی میکند که اگر سرعت رشد ارز دیجیتال حتی با سرعت تاریخی اینترنت حرکت کند، تعداد کاربران این بازار تا سال ۲۰۳۰ به ۴ میلیارد نفر خواهد رسید. یعنی نیمی از جمعیت جهان. ارزش بازار جهانی ارز دیجیتال هم تا آن زمان به ۷.۹۸ تریلیون دلار خواهد رسید.
حالا ببینیم چه کسانی پیشتاز هستند
از نظر تعداد مطلق کاربران، آسیا جلوست. هند با ۹۳ میلیون کاربر و چین با ۵۹ میلیون کاربر در رتبههای اول هستند. آمریکای جنوبی هم با پیشتازی آرژانتین و برزیل، رشد خیرهکننده ۱۱۶ درصدی را ثبت کرده است.
اما اگر به درصد پذیرش عمومی نگاه کنیم، قضیه فرق میکند:
ترکیه با ۲۵.۶ درصد، پیشتاز جهان است.
ویتنام ۱۸.۷۳ درصد.
نیجریه ۲۰.۳ درصد.
ایالات متحده با نرخ نفوذ ۱۸.۵ درصدی در رتبه سوم ایستاده.
یک الگوی جالب اینجا دیده میشود. کشورهای با بالاترین نرخ پذیرش، ثروتمندترینها نیستند. مناطقی هستند که بیشترین نیاز را به یک سیستم مالی جایگزین دارند. کشورهایی مثل ترکیه، نیجریه، ویتنام و آرژانتین که با کاهش شدید ارزش پول ملی یا محدودیتهای سرمایهای مواجهاند، ارز دیجیتال برایشان یک ابزار کاربردی است، نه صرفاً یک دارایی پرنوسان.
از سوی دیگر، انتقال نسل ثروت هم در حال رخ دادن است. ۳۵ درصد از نسل هزاره و ۳۲ درصد از نسل زد روی ارزهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند یا برنامه دارند.
چرا میگوییم هنوز برای ورود خیلی زود است؟
سه دلیل محکم برای این ادعا وجود دارد:
اول: ارز دیجیتال مشکلی را حل میکند که روزبهروز بزرگتر میشود. امکان مالکیت، انتقال و ذخیره ارزش بدون وابستگی به دولتها یا بانکها. هر بحران پولی یا ورشکستگی بانکی در هر نقطه از جهان، یک دلیل جدید برای اهمیت پول بدون مرز است.
دوم: غولهای والاستریت وارد شدهاند و دیگر برنمیگردند. صندوق بیتکوین بلکراک الان ۵۱.۹ میلیارد دلار دارایی مدیریت میکند. فیدلیتی هم در سهماهه اول ۲۰۲۶ حدود ۴.۱ میلیارد دلار جذب سرمایه داشته. این حجم پول سازمانی، دیگر قابل عقبنشینی نیست.
سوم: زیرساختها خیلی سریعتر از دوران اینترنت در حال آمادهسازی هستند. تصویب قوانین برای استیبلکوینها و تلاش شرکت DTCC برای تسویه اوراق بهادار توکنایزهشده، نشان میدهد کاری که برای اینترنت دو دهه زمان برد، الان در حال رخ دادن است.
اما نیمه تاریک ماجرا را هم نباید فراموش کرد
نزدیکترین تشابه تاریخی، سقوط داتکام در سال ۲۰۰۰ است. اینترنت دنیا را تغییر داد، اما شاخص نزدک از اوج تا کف حدود ۷۸ درصد سقوط کرد. شرکتهای بزرگ ورشکست شدند. کسانی که در سقف خرید کرده بودند، تا سال ۲۰۱۵ منتظر ماندند تا سرمایهشان سر به سر شود.
پس تحلیل درست جهت حرکت فناوری، شما را از سقوطهای سنگین نجات نمیدهد؛ مگر اینکه مدیریت ریسک و زمانبندی مناسبی داشته باشید.
حرف آخر اینکه…
اگر فرضیه شباهت با اینترنت درست باشد، سرمایهگذار امروزی در موقعیتی مشابه ناظر بازار اینترنت در سال ۲۰۰۲ ایستاده است. پس از سقوط حباب داتکام. وقتی که زیرساختها آماده شده بودند و فناوری کار میکرد.
در سال ۲۰۰۲، کسانی که سهام آمازون را پس از سقوط بزرگ به قیمت ۵ دلار خریدند، نابغه نبودند. آنها منحنی پذیرش را درک کرده بودند و صبر و مدیریت سرمایه مناسبی داشتند.
واقعیت این است که هنوز ۹۱ درصد از جمعیت متصل به اینترنت و ۹۳ درصد از کل مردم جهان مالک ارز دیجیتال نیستند. زیرساختها ساخته شده، موسسات مالی وارد شدهاند و چارچوبهای قانونی در حال شکلگیری است. دورههای پس از ریزشهای سنگین، دقیقاً زمانی که احساسات عمومی منفی و قیمتها سرکوب شدهاند، بهترین زمان برای ساختن موقعیتهای سرمایهگذاری بلندمدت هستند.

دیدگاهها