به گزارش بنکر، هوش مصنوعی آمده که بماند. این را همه میدانیم. اما سؤال اینجاست: با چه هزینهای؟
مودیز، آژانس رتبهبندی معتبر، یک هشدار جدی داده. میگوید بانکها و شرکتهای بیمه دارند با سرعت عجیبی به سمت هوش مصنوعی میروند. خب، این تا اینجایش خوب است. اما مشکل از جایی شروع میشود که همه میروند سراغ چند شرکت خاص. همان چند غول فناوری که مدلهای هوش مصنوعی و زیرساختهای ابری را در دست دارند.
مودیز نگران است. راست هم میگوید.
اگر یک روز یکی از این شرکتهای بزرگ دچار اختلال شود، چه میشود؟ فقط یک سایت از کار نمیافتد. نه. کل نظام مالی میتواند لرزه بیفتد. چون همه بانکها به همان چند منبع وابستهاند. این را مودیز میگوید «وابستگی سیستمی». یعنی یک مشکل در یک جا، تبدیل میشود به مشکل همه جا.
اما بیایید از واقعیت امروز شروع کنیم
کمیته منتخب خزانهداری بریتانیا گزارشی داده که در ژانویه منتشر شده. آمارش جالب است. بیش از ۷۵ درصد شرکتهای فعال در سیتی لندن، الان از هوش مصنوعی استفاده میکنند. بیمهها و بانکهای بینالمللی، پیشتاز این قضیهاند.
و دیگر فقط آزمایشی نیست. خودکارسازی امور اداری، پردازش پروندههای بیمه، ارزیابی اعتبار مشتریان. کارهای اصلی کسبوکار را سپردهاند به هوش مصنوعی.
مودیز میگوید در بلندمدت، این کار به کاهش هزینهها و افزایش درآمد کمک میکند. اما یک اما دارد. وقتی همه رقبا همزمان از یک فناوری استفاده کنند، مزیت رقابتی از بین میرود. رقابت شدید، بخشی از سود را میبلعد.
سه ریسک بزرگی که مودیز گوشزد کرده
ریسک اول؛ وابستگی به چند شرکت فناوری
OpenAI، Anthropic و چند شرکت بزرگ دیگر. اینها مدلهای پایه را میسازند. بانکها هم از آنها استفاده میکنند. اگر یکی از این شرکتها دچار مشکل شود، دهها بانک همزمان تحت تأثیر قرار میگیرند. اختلال در یک مدل یا زیرساخت ابری، میتواند به کل اقتصاد ضربه بزند.
مودیز میگوید این وابستگی، شبیه همان ریسکی است که در بحران مالی ۲۰۰۸ دیدیم. یک مشکل در یک نقطه، به کل سیستم سرایت میکند.
ریسک دوم؛ افزایش قدرت شرکتهای هوش مصنوعی
این شرکتها هنوز برای سودآوری تحت فشارند. سرمایهگذاریهای سنگین کردهاند. حالا باید بازدهی نشان بدهند. اگر بانکها به آنها وابسته شوند، ممکن است قیمت خدمات را بالا ببرند. همان فناوری که supposed to هزینهها را کم کند، خودش میشود یک هزینه بزرگ.
مودیز اما یک نکته امیدوارکننده هم دارد. میگوید بانکها همچنان دادههای اختصاصی خودشان را در اختیار دارند. و سابقه طولانی در مذاکره با شرکتهای فناوری دارند. استفاده از مدلهای متنباز و همکاری با چند تأمینکننده مختلف هم میتواند کمک کند.
ریسک سوم؛ امنیت، حریم خصوصی و کلاهبرداری
هرچه هوش مصنوعی بیشتر در کارهای اصلی بانکها استفاده شود، اهمیت حفاظت از دادهها بیشتر میشود. یک نقص امنیتی میتواند فاجعه به پا کند. کلاهبرداری هم شکلهای جدیدی پیدا میکند. پس بانکها مجبورند همزمان با سرمایهگذاری روی هوش مصنوعی، روی امنیت سایبری هم هزینه کنند.
ریسک فرار سپردهها
مودیز میگوید هوش مصنوعی میتواند مقایسه محصولات مالی را برای مشتریان آسانتر کند. اگر مشتری به راحتی بتواند حسابهایی با نرخ بهره بالاتر پیدا کند، ممکن است پولش را سریع جابهجا کند. این یعنی ریسک خروج ناگهانی سپردهها از یک بانک. درست مثل همان چیزی که در بحران سیلیکون ولی بانک دیدیم.
حالا نمونه عینی این تحول را ببینید
لویدز بنکینگ گروپ. یکی از بزرگترین بانکهای بریتانیا. چارلی نان، مدیرعامل، برنامه ۱۳ میلیارد پوندی سرمایهگذاری در فناوری اعلام کرده. هدف؟ جذب مشتری جدید، افزایش بهرهوری و پرداخت بیشتر به سهامداران.
اما یک بخش دیگر هم دارد. کاهش ۲ میلیارد پوند از هزینهها. یعنی چه؟ یعنی تأثیر مستقیم روی نیروی انسانی. نان خودش پذیرفته که مشاغل تغییر میکنند. میگوید باید بازآموزی کنیم و نیروهای جدید استخدام کنیم. اما واقعیت این است که بخشی از شغلها حذف میشوند.
آینده اشتغال در بانکها چه میشود؟
مودیز برآورد کرده که تا سال ۲۰۳۰، احتمال انجام کار یک نیروی انسانی متوسط و باتجربه توسط هوش مصنوعی، حدود ۲۰ درصد است. این یعنی نه یک انقلاب ناگهانی، اما یک تغییر تدریجی و جدی.
نکته مهم این است که احتمالاً شغلها حذف نمیشوند، بلکه ماهیتشان عوض میشود. کارکنان باید مهارتهای جدید یاد بگیرند. نقشهای سنتی جای خود را به نظارت، تحلیل و مدیریت فناوری میدهند.
حرف آخر اینکه…
مودیز یک تصویر دوگانه رسم کرده. از یک سو، هوش مصنوعی فرصت بزرگی است برای کاهش هزینه و افزایش درآمد. از سوی دیگر، ریسکهای جدی دارد که نباید نادیده گرفته شوند.
سؤال اصلی این نیست که آیا بانکها باید از هوش مصنوعی استفاده کنند یا نه. سؤال این است: چطور از آن استفاده کنند بدون اینکه وابسته شوند؟ چطور نوآوری را با مدیریت ریسک متعادل کنند؟
هوش مصنوعی میتواند صنعت مالی را قدرتمندتر کند. اما اگر وابستگی به زیرساختهایش کنترل نشود، همان فناوری ممکن است بخشی از کنترل را به دست شرکتهای فناوری بدهد. این بزرگترین تناقضی است که بانکها در سالهای پیشرو با آن روبهرو خواهند شد.

دیدگاهها