یکشنبه ۱۱ مرداد ۱۴۰۵

انحلال شورای هماهنگی بانک‌ها؛ نظم تازه یا آشفتگی منابع انسانی؟

علی کاظمیان حیدری

تصمیم اخیر دیوان محاسبات کشور مبنی بر بی اعتبار دانستن هرگونه فعالیت تحت عنوان «شورای هماهنگی بانک‌ها» پس از انحلال قانونی آن، صرفاً یک اقدام شکلی یا اداری نیست.

سئوال

این تصمیم را می‌توان نقطه عطفی در باز تعریف سازوکارهای هماهنگی در شبکه بانکی کشور تلقی کرد. با این حال، آثار جانبی آن به‌ویژه در حوزه منابع انسانی و سیاست‌های رفاهی، نیازمند بررسی دقیق و آینده‌نگرانه است.

نقش شورا در معماری تصمیم‌سازی شبکه بانکی

شورای هماهنگی بانک‌ها طی سال‌های گذشته به‌عنوان یک نهاد هماهنگ‌کننده، بستر همگرایی میان بانک‌های دولتی و نیمه‌دولتی را فراهم میکرد. این شورا اگرچه در ساختار رسمی حکمرانی بانکی جایگاه مستقلی به‌عنوان نهاد مقرره‌ گذار نداشت، اما در عمل به ایجاد وحدت رویه در موضوعاتی همچون سیاست‌های رفاهی، چارچوب‌های استخدامی، خدمات درمانی، تسهیلات کارکنان و برخی رویه‌های انضباطی کمک می‌کرد.
در شرایطی که شبکه بانکی با چالش‌هایی نظیر محدودیت منابع، فشارهای نظارتی و تغییرات مستمر مقررات مواجه است، وجود یک کانال هماهنگ‌کننده، به کاهش نارسایی‌های اجرایی و تسهیل انتقال سیاست‌ها کمک می‌کرد.

پیامد نخست:

احتمال واگرایی در سیاست‌های رفاهی

یکی از مهم‌ترین کارکردهای شورا، ایجاد نوعی تعادل در پرداخت‌ها و مزایای کارکنان بانک‌ها بود. حذف این سازوکار می‌تواند به افزایش استقلال تصمیم‌گیری هر بانک در حوزه منابع انسانی منجر شود. اگرچه استقلال نهادی در ذات خود امری مثبت است، اما در غیاب یک چارچوب هماهنگ، احتمال بروز ناهمگونی در مزایا و خدمات رفاهی میان بانک‌ها افزایش می‌یابد.
چنین وضعیتی می‌تواند به شکل‌گیری رقابت نابرابر در جذب و نگهداشت نیروی انسانی بینجامد؛ به‌ویژه در شرایطی که بانک‌ها از نظر توان مالی و ساختار ترازنامه در وضعیت یکسانی قرار ندارند. در بلندمدت، این ناهمگونی ممکن است به جابه‌جایی نیروی انسانی متخصص و ایجاد شکاف در سرمایه انسانی شبکه بانکی منجر شود.

پیامد دوم:

ابهام حقوقی درباره مصوبات پیشین

بر اساس اعلام دیوان محاسبات کشور، ساختارها و مصوبات شکل‌ گرفته ذیل شورای منحل‌‌ شده فاقد وجاهت قانونی تلقی می‌شوند. این موضوع از منظر حقوق عمومی قابل تحلیل است، اما در سطح اجرایی پرسش‌هایی را ایجاد میکند: تکلیف تعهدات مبتنی بر این مصوبات چیست؟ قراردادهای رفاهی یا تفاهم‌‌نامه‌های مشترک میان بانک‌ها چه وضعیتی خواهند داشت؟
هرگونه ابهام در این زمینه، می‌تواند علاوه بر ایجاد چالش‌های حقوقی، بر فضای روانی کارکنان نیز اثرگذار باشد. امنیت شغلی صرفاً مفهومی قراردادی نیست؛ بلکه به پیش‌ بینی پذیری سیاست‌ها و ثبات تصمیمات نیز وابسته است.

پیامد سوم:

تضعیف صدای واحد در تعامل با نهادهای سیاست‌گذار

شورای هماهنگی بانک‌ها نقشی غیررسمی اما مؤثر در تجمیع دیدگاه‌های بانک‌ها در تعامل با نهادهای نظارتی و قانون‌گذار ایفا میکرد. در نبود چنین ساختاری، بانک‌ها ناگزیر خواهند بود به‌‌صورت منفرد مواضع خود را پیگیری کنند.
این پراکندگی می‌تواند قدرت چانه‌‌زنی جمعی شبکه بانکی را در موضوعاتی همچون اصلاح مقررات استخدامی، ساختارهای جبران خدمت یا سایر سیاست‌های مشترک کاهش دهد. از منظر حکمرانی اقتصادی، فقدان یک سازوکار هماهنگ‌کننده ممکن است به افزایش هزینه‌های تعامل نهادی و طولانی‌تر شدن فرآیند تصمیم‌سازی بینجامد.

تعادل میان نظارت و کارآمدی نهادی

بی تردید، مأموریت نظارتی دیوان محاسبات کشور در صیانت از منابع عمومی و جلوگیری از تعارض منافع، اصلی بنیادین در نظام مالی کشور است. شفافیت، پاسخ‌گویی و انضباط مالی، پیش‌‌شرط‌های ثبات اقتصادی محسوب می‌شوند.
با این حال، تجربه نظام‌های مالی نشان می‌دهد که حذف یک سازوکار هماهنگ‌کننده، بدون طراحی جایگزین نهادی شفاف و قانونی، می‌تواند به واگرایی سیاست‌ها و افزایش نا‌اطمینانی بینجامد. در چنین شرایطی، مسئله اصلی نه اصل انحلال، بلکه چگونگی مدیریت خلأ ناشی از آن است.

ضرورت طراحی سازوکار جایگزین

انحلال شورای هماهنگی بانک‌ها را می‌توان فرصتی برای بازطراحی چارچوبی شفاف‌تر و منطبق با موازین حقوق عمومی دانست. شکل‌گیری یک نهاد هماهنگ‌کننده با تعریف دقیق اختیارات، حدود مسئولیت و سازوکار پاسخ‌گویی، می‌تواند هم دغدغه‌های نظارتی را برطرف کند و هم از پراکندگی سیاست‌های منابع انسانی جلوگیری نماید.
در غیر این صورت، خطر شکل‌گیری رویه‌های ناهمگون، افزایش اختلافات حقوقی و تضعیف انسجام در شبکه بانکی دور از انتظار نخواهد بود.


دیدگاه‌ها

کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است. طراحی: هشت بهشت