به گزارش بنکر، این اقتصاددان، از یک بررسی تطبیقی حرف زد. برای تامین مالی یک تا پنج میلیون دلار در کشورهای همسایه، باید ۵۰۰ هزار دلار سپرده گذاشت.
در ایران اما همین هدف با سپردهای معادل ۷ هزار دلار قابل دستیابی است.
حسابش ساده است. بهای پول در ایران ۱۴۳ تا ۷۱۴ برابر کشورهای پیشرفته سرمایهداری است. در مقایسه با همسایهها هم این فاصله به ۵۰ تا ۷۰ برابر میرسد.
مومنی گفت: «در ۲۵ سال گذشته، بهای پول برای تامین مالی سرمایه در گردش تولید، بین ۵ تا ۱۰ برابر میانگین جهانی بوده است.»
و بعد پرسید: «آیا به ما انزل الله عمل کردیم یا دورش زدیم؟»
این سوال را باید در بستر کل سخنرانی فهمید. او معتقد است آنچه در اقتصاد ایران جریان دارد، نسبتی با اسلام ندارد.
شورای نگهبان و شیوه «عدم مغایرت»
وی به صراحت از شورای نگهبان انتقاد کرد. گفت وظیفه این شورا انطباق قوانین با اسلام و قانون اساسی است. اما شیوهای که در پیش گرفته، «عدم مغایرت» نام دارد.
یعنی به جای اثبات انطباق، فقط بررسی میکند که آیا قانونی صراحتاً خلاف شرع هست یا نه.
نتیجه چه شده؟ به گفته او، «افراطیترین شیوههای سرمایهسالاری به اسم سیاست اقتصادی در کشور جریان پیدا کرده. بیسابقهترین غارتهای داراییهای بیننسلی رخ داده و هیچکدام با این شیوه، خلاف شرع تشخیص داده نشده است.»
او اشاره کرد که حسن سبحانی سالها پیش همین مسئله را مطرح کرده بود. سبحانی گفته بود این شیوه کار نمیکند. چون حاصلش با مسلمات دینی مغایرت دارد.
قرار نبود با گسترش فقر و نابرابری و واردات ذلتآور روبهرو شویم.
و بعد مومنی به یک پیامد خطرناک اشاره کرد: افزایش پایگاه اجتماعی «واکنشهای سلطنتطلبانه و بازارگرایانه». وقتی نظام تبلیغی پاسخگوی تبیینهای غلط نیست، روایتهای رقیب جا باز میکنند.
برای بخشی از جامعه، فرقی بین اسلام و آنچه اجرا شده گذاشته نمیشود. نتیجهاش سلب اعتماد از اصل دین است.
جنگ، بهانهای برای فرار از پاسخگویی
این اقتصاددان به کسانی که همه مشکلات را به گردن جنگ میاندازند پاسخ داد. گفت جنگ اثر میگذارد، اما این اثر یکسویه نیست.
مثال آورد. در جنگ جهانی اول، دولت انگلستان منفعل بود. سال پایانی جنگ، همه متغیرها بدتر از سال شروع بود.
در جنگ جهانی دوم اما فعالانه عمل کرد. با اینکه فشارها چند برابر بود، سال پایانی جنگ همه متغیرها بهتر از سال شروع بود.
نتیجهگیریاش روشن بود: «جنگ نمیتواند توجیهکننده بیکفایتی، فساد و جهل باشد.»
او گفت در ۱۰ سال نخست انقلاب، با وجود جنگ و محدودیتها، کارنامه اقتصادی قابل قبول بود. از ۱۷ قله عملکردی در ۶۰ سال گذشته، ۱۴ مورد در دوره جنگ تحمیلی رقم خورده.
یعنی اگر درست مدیریت میکردیم، جنگ مانع پیشرفت نبود.
فقر؛ محصول سیاست است، نه تقدیر
مومنی از گزارشی یاد کرد که معاونت راهبردی رئیسجمهور در دهم دیماه ۱۴۰۴ تهیه کرده بود. عنوانش را گذاشت: «هوشمندانه هشدار عمومی شدن فقر در ایران».
او گفت: «برای اولین بار در تاریخ اقتصادی معاصر ایران، در عرض سه سال اندازه جمعیت فقیر دو برابر شده است.» از سال ۱۳۹۷ به این سو.
و بعد سراغ اندیشه علامه محمدرضا حکیمی رفت. در کتاب «منهای فقر»، حکیمی سه عامل اصلی شکلگیری فقر را برشمرده: حاکمان، اغنیا، و عالمان دینی که حرفشان در ساخت سیاسی خریدار دارد.
وی جملهای از صفحه ۱۰۴ همان کتاب نقل کرد: «هر جا دیدید فقر هست، یقین کنید دین نیست.»
چرا؟ چون جامعه دینی بنا به تعریف قرآن و معصومان، جامعه عامل به عدل و قائم به قسط است.
او به کتاب «الحیات» هم اشاره کرد. آنجا علامه حکیمی هشدار داده که اگر حکومتی اهتمام به رفع فقر و برپایی عدالت نداشته باشد، نه فقط در آخرت که در همین دنیا پیامدش را میبیند.
حکومت ناتوان از فقرزدایی، مشروعیتش را از دست میدهد.
مومنی این را با یافتههای جدید دانش توسعه تطبیق داد. اشاره کرد به کارهای عجماوغلو و گفت حرفهایی که حکیمی دههها پیش از قرآن و سنت استخراج کرده، امروز مرزهای دانش توسعه هم به همانها رسیده است.
هشدار داد وقتی مردم به سمت فقر کشیده شوند، پدیده سست شدن دین رخ میدهد. این را گزارشهای سنجش ارزشها و سرمایه اجتماعی هم تایید میکنند.
گزینش مسئولان؛ گمشده اصلی
این اقتصاددان در پایان به یک نکته کلیدی رسید: شیوه گزینش مسئولان.
حدیثی از پیامبر نقل کرد: «من از فقر بر امتم نمیترسم، از سوء تدبیر میترسم.»
و بعد گفت: «از شماها کسانی را برای مسئولیتهای کلیدی میپسندند که از بایستگیها و شایستگیهای مواجهه با شرایط کنونی ایران ناتوان هستند.»
پس شیوه ترجیحات و گزینشها نیازمند بازنگری است. هم در ساحت نظر و هم در ساحت عمل.
او البته گفت قصدش مقدسسازی علامه حکیمی نیست. به اندیشه او هم میشود نقد وارد کرد. اما وجوهی در این اندیشه هست که واقعاً راهگشاست.
مخصوصاً آنجا که پیوند عقل و شرع را نشان میدهد: «آنچه عقل حکم میکند، شرع هم حکم میکند.»

دیدگاهها