چهارشنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵

وقتی تورم قسط وام را کوچک می‌کند؛ واقعیت کمتر گفته‌شده

banker

کارشناسان معتقدند نرخ سود بانکی پایین در شرایط تورمی، علاوه بر کاهش ارزش واقعی بدهی‌ها، می‌تواند به توزیع رانت اعتباری، تشدید تورم و انحراف منابع از تولید به بازارهای سفته‌بازی منجر شود.

به گزارش بنکر (Banker)، نرخ سود بانکی یکی از مهم‌ترین متغیرهای سیاست پولی است که آثار آن تنها به هزینه تأمین مالی محدود نمی‌شود. در اقتصادی که نرخ تورم از نرخ سود تسهیلات پیشی می‌گیرد، ارزش واقعی بدهی‌ها به‌مرور کاهش می‌یابد و این موضوع، معادله‌ای متفاوت میان وام‌گیرندگان، سپرده‌گذاران و تولیدکنندگان ایجاد می‌کند.

اقتصاددانان معتقدند در چنین شرایطی، دریافت‌کنندگان تسهیلات عملاً از تورم منتفع می‌شوند؛ زیرا بدهی خود را با پولی بازپرداخت می‌کنند که قدرت خرید آن نسبت به زمان دریافت وام کاهش یافته است. در مقابل، سپرده‌گذاران و افرادی که درآمد ثابت دارند، بیشترین آسیب را از کاهش ارزش پول ملی متحمل می‌شوند.

 انتقال پنهان ثروت در اقتصاد

زمانی که نرخ سود تسهیلات کمتر از نرخ تورم باشد، نرخ سود واقعی منفی می‌شود. نتیجه این وضعیت، انتقال تدریجی ثروت از صاحبان نقدینگی به افرادی است که به منابع اعتباری ارزان دسترسی دارند.

به بیان دیگر، در اقتصاد تورمی، بدهکاران اسمی از کاهش ارزش واقعی بدهی‌های خود سود می‌برند؛ در حالی که سپرده‌گذاران، حقوق‌بگیران و دارندگان دارایی‌های نقدی با افت قدرت خرید مواجه می‌شوند. این فرآیند، نوعی بازتوزیع پنهان ثروت در اقتصاد محسوب می‌شود.

آیا وام ارزان واقعاً به تولید می‌رسد؟

یکی از مهم‌ترین استدلال‌های مخالفان افزایش نرخ سود، حمایت از تولید و کاهش هزینه تأمین مالی بنگاه‌هاست. با این حال، کارشناسان تأکید می‌کنند که پایین نگه داشتن نرخ سود، زمانی می‌تواند به رشد تولید کمک کند که نظام بانکی از شفافیت، اعتبارسنجی دقیق، نظارت مؤثر و تخصیص بهینه منابع برخوردار باشد.

در شرایطی که دسترسی به تسهیلات بانکی محدود و نامتوازن است، وام ارزان ممکن است به‌جای سرمایه‌گذاری در تولید، به سمت بازارهایی مانند مسکن، ارز، طلا، خرید دارایی، احتکار کالا یا حتی تسویه بدهی‌های گذشته هدایت شود. در چنین فضایی، نرخ سود پایین به جای آنکه مشوق تولید باشد، می‌تواند به ایجاد رانت اعتباری منجر شود.

تجربه اقتصاد ایران چه می‌گوید؟

بررسی داده‌های تاریخی نشان می‌دهد نرخ سود واقعی تسهیلات در بخش قابل‌توجهی از سه دهه گذشته منفی بوده است.

مطابق محاسبات مبتنی بر آمارهای رسمی، طی ۱۸ سال از ۳۵ سال گذشته، نرخ واقعی تسهیلات کمتر از صفر بوده است. برای نمونه، در سال ۱۳۸۷ با وجود نرخ سود تسهیلات حدود ۱۲ درصد و تورم بیش از ۲۵ درصد، نرخ سود واقعی به حدود منفی ۱۰.۷ درصد رسید.

همچنین در سال ۱۳۹۲، اختلاف میان تورم ۳۴.۷ درصدی و نرخ متوسط تسهیلات حدود ۱۴.۵ درصد، نرخ سود واقعی را به محدوده منفی ۱۵ درصد رساند؛ وضعیتی که انگیزه تبدیل تسهیلات بانکی به دارایی‌های سرمایه‌ای را افزایش داد.

تولید به چه نیاز دارد؟

اقتصاددانان معتقدند پایین بودن نرخ سود زمانی به رونق تولید کمک می‌کند که همزمان تورم نیز در سطوح پایین و باثبات قرار داشته باشد.

اما اگر نرخ سود پایین در کنار تورم بالا قرار گیرد، نتیجه آن افزایش نقدینگی، تشدید ناترازی بانک‌ها، رشد اضافه‌برداشت، افزایش تقاضا برای دارایی‌های سرمایه‌ای و در نهایت تشدید تورم خواهد بود؛ روندی که در نهایت به زیان بخش تولید نیز تمام می‌شود.

به باور کارشناسان، تولیدکنندگان بیش از آنکه به وام ارزان نیاز داشته باشند، به ثبات اقتصادی، دسترسی پایدار به سرمایه در گردش، نرخ ارز قابل پیش‌بینی، نظام بانکی سالم و سیاست‌های پولی باثبات نیاز دارند.

واقعی‌سازی نرخ سود

کارشناسان اقتصادی تأکید می‌کنند که واقعی‌سازی نرخ سود بانکی به معنای افزایش هزینه تولید نیست، بلکه می‌تواند زمینه تخصیص بهینه منابع، کاهش رانت اعتباری و افزایش کارایی نظام بانکی را فراهم کند.

در این چارچوب، وظیفه سیاست‌گذار پولی آن است که میان حمایت هدفمند از تولید و توزیع منابع مالی ارزان بدون سازوکار نظارتی تفاوت قائل شود. زیرا تجربه اقتصاد ایران نشان داده است که اعطای تسهیلات ارزان در محیطی با تورم بالا، بیش از آنکه به تولید کمک کند، به تشدید ناترازی‌های مالی و افزایش فشارهای تورمی منجر می‌شود.

لینک کوتاه:
اشتراک‌گذاری:

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است. طراحی: هشت بهشت