به گزارش بنکر (Banker)، بانک مرکزی به تازگی جدیدترین آمار از مانده تسهیلات و سپردههای ریالی و ارزی بانکها را منتشر کرده است. این گزارش اگرچه فنی و عددی به نظر میرسد، اما در دل خود تصویر شفافی از نحوه چرخش پول، قدرت وامدهی بانکها و مهمتر از همه، ناعدالتی در توزیع ثروت در نقاط مختلف ایران ارائه میدهد.
در ادامه، آمار تسهیلات و سپردههای بانکی امروز را از زاویهای متفاوت بررسی میکنیم.
حجم کل سپردهها
طبق آخرین دادههای بانک مرکزی، مجموع پساندازها و سپردههای مردم و شرکتها در نظام بانکی کشور به عدد حیرتانگیز ۲۱ هزار و ۷۵۱ همت (یعنی بیش از ۲۱ میلیون میلیارد تومان) رسیده است.
از این مقدار عظیم نقدینگی:
-
بانک مرکزی به عنوان نهاد ناظر و سیاستگذار، سهم قانونی خود را برای حفظ امنیت حسابها کنار گذاشته است.
-
در نتیجه، چیزی در حدود ۱۹ هزار و ۹۳۱ همت پول آزاد و قابل استفاده در حسابهای بانکها باقی مانده است.
بانکها چقدر از این پول را وام دادهاند؟
شبکه بانکی کشور تاکنون حدود ۱۵ هزار و ۶۱۲ همت از این منابع را در قالب انواع وام و تسهیلات (اعم از جاری و غیرجاری) به بخشهای مختلف اقتصادی و مردم پرداخت کرده است.
اگر این عدد را به درصد تبدیل کنیم:
بانکهای کشور به طور میانگین، ۷۸.۳ درصد از منابع آزاد و در دسترس خود را به صورت تسهیلات به جامعه برگرداندهاند.
در نگاه اول، این نرخ واسطهگری (تبدیل سپرده به وام) رقم قابل قبولی به نظر میرسد. اما داستان به همینجا ختم نمیشود.
ثروت در تهران حبس شده است
میانگین ۷۸ درصدی ممکن است تصویری آرام و متعادل از نظام بانکی ارائه دهد، اما واقعیت تلخ جای دیگری است. ثروت در شبکه بانکی اصلاً عادلانه پخش نشده است. وزن پایتخت به طرز نگرانکنندهای سنگین است:
مازندران
اینجا جایی است که تصویر واقعی ناعدالتی خودش را نشان میدهد.
استان مازندران با وجود اینکه موفق شده به رتبه چهارم جذب سپردههای کشور صعود کند و حتی از قطب صنعتی بزرگی مثل آذربایجان شرقی هم پیشی بگیرد، در عملکرد وامدهی افتضاح عمل کرده است:
بانکهای مازندران تنها ۶۱ درصد از منابع آزاد خود را به صورت وام پرداخت کردهاند.
این عدد در مقایسه با میانگین ۷۸ درصدی کشور، یک شکاف ۱۷ درصدی است. یعنی در مازندران، حجم عظیمی از پول مردم در بانکها حبس و قفل شده و به جای اینکه به کشاورزی، گردشگری، صنعت و تولید همان استان تزریق شود، یا راکد مانده یا به سمت پایتخت سرازیر شده است.
دو سناریو برای پولهای حبس شده
کارشناسان اقتصادی معتقدند این فاصله فاحش میتواند دو دلیل داشته باشد:
سناریو اول
بانکهای آن استان به دلایلی مانند ریسکگریزی، نبود طرحهای توجیهپذیر اقتصادی یا ضعف در ارزیابی اعتباری، از پرداخت وام خودداری میکنند.
سناریو دوم
پولهای جذبشده در آن استان، در نهایت از طریق شبکه بانکی به تهران منتقل میشوند و در آنجا به متقاضیان وام داده میشوند. این یعنی سرمایه آن استان در جای دیگری خرج میشود.
بانکها وظیفه خود را انجام دادهاند، اما…
در یک نگاه کلان، نظام بانکی ایران در اصل وظیفه خود – یعنی تبدیل سپرده به وام – موفق عمل کرده است. نرخ ۷۸ درصدی تبدیل منابع به تسهیلات، در سطح جهانی رقم بدی نیست.
اما چالش اصلی اقتصاد ایران در حال حاضر، این عدد کلان نیست؛ بلکه عدم توازن شدید در توزیع این کیک اعتباری است.
تمرکز ۶۰ درصدی سپردهها در تهران و ناتوانی استانهای پردرآمدی مثل مازندران در تبدیل منابع خود به وام، دو روی یک سکه هستند: تمرکزگرایی شدید در پایتخت و محروم ماندن سایر بخشهای مولد کشور از تسهیلات بانکی.
تا زمانی که این ناعدالتی جغرافیایی در توزیع اعتبار حل نشود، حتی اگر حجم کل سپردهها به ۵۰ هزار همت هم برسد، باز هم صنعت و کشاورزی شهرستانها تشنه خواهند ماند.
منبع: ایسنا





دیدگاهها