به گزارش بنکر (Banker)، دکتر عباس مرادپور در شانزدهمین گردهمایی رؤسای موفق شعب بانکهای کشور، با تشریح رویکردهای نوین بانک مرکزی، تأکید کرد که پس از مأموریت کلیدی مهار تورم، مهمترین اولویت این نهاد، حفظ ثبات و سلامت شبکه بانکی کشور است؛ هدفی که نقش آن در اعتماد عمومی و پایداری اقتصاد، غیرقابل انکار است.
نقش محوری معاونت تنظیمگری و نظارت در قانون جدید بانک مرکزی
تمرکز مسئولیتها در ساختار جدید نظارتی
به گفته مرادپور، اگرچه تحقق سلامت نظام بانکی نیازمند هماهنگی تمام ارکان بانک مرکزی است، اما در قانون جدید، مسئولیت مستقیم این مأموریت بر عهده معاونت تنظیمگری و نظارت قرار گرفته است. اجرای احکام تازه این قانون و تغییرات ساختاری ناشی از آن، تأثیر مستقیمی بر جایگاه، وظایف و عملکرد شعب بانکی خواهد داشت.
بازتعریف مدلهای کسبوکار بانکها
یکی از تحولات بنیادین قانون جدید، طبقهبندی بانکها بر اساس مدل کسبوکار است؛ از بانکهای جامع و تجاری گرفته تا بانکهای تخصصی، توسعهای و قرضالحسنه. این تغییر، نهتنها فرآیند صدور مجوز را هدفمندتر کرده، بلکه ضرورت بازتعریف نقش شعب متناسب با هر مدل را به یک الزام راهبردی تبدیل کرده است.
حاکمیت شرکتی؛ ستون پنهان اما حیاتی نظارت بانکی
مرادپور با اشاره به تغییر نگاه بانک مرکزی، نقش واحدهای حاکمیت شرکتی در بانکها را کلیدی توصیف کرد و گفت: تمرکز اصلی تنظیمگری نوین، بر تقویت کنترلهای داخلی و استفاده حداکثری از ظرفیت این واحدهاست؛ چرا که بدون حاکمیت شرکتی کارآمد، نظارت مؤثر عملاً ممکن نخواهد بود.
شعب بانکی؛ خط مقدم هوشمند نظارت
فراتر از یک واحد اجرایی
در رویکرد جدید، شعب بانکی صرفاً مجری مقررات نیستند. آنها بازوان هوشمند تنظیمگری و نخستین خط تماس بانک مرکزی با واقعیتهای میدانی شبکه بانکی محسوب میشوند. به همین دلیل، شنیدن صدای کارکنان شعب و انتقال تجربیات عملی آنها، جایگاه ویژهای در سیاستهای نظارتی پیدا کرده است.
بانکداری دیجیتال و تجربه مشتری
در شرایطی که صنعت بانکداری با سرعت به سمت بانکداری دیجیتال حرکت میکند، بهبود تجربه مشتری هدف نهایی است؛ هدفی که بدون تعامل نزدیک و مؤثر با شعب، دستیافتنی نخواهد بود.
چرا بانک مرکزی به صدای شعب نیاز دارد؟
ضرورت ایجاد کانال ارتباطی مستقیم
مرادپور تأکید کرد که بدون دریافت بازخورد مستقیم از شعب، مدیریت ریسکهای شبکه بانکی امکانپذیر نیست. افزایش پیچیدگی ریسکها، بهویژه در حوزه پولشویی، اعتبار و شهرت، در کنار تضاد میان الزامات نظارتی و اهداف فروش، فشار مضاعفی بر شعب وارد کرده است.
پیشنهاد یک مسیر ارتباطی شفاف
او پیشنهاد داد با همکاری مؤسسه عالی آموزش بانکداری و پژوهشکده پولی و بانکی، یک کانال رسمی و بدون واسطه برای انتقال نظرات شعب به بانک مرکزی ایجاد شود. این بستر میتواند امکان اجرای آزمایشی مقررات جدید در برخی شعب و ارزیابی نتایج عملی آنها پیش از ابلاغ نهایی را فراهم کند.
تحلیل دادههای رفتاری؛ طلای پنهان نظارت بانکی
شعب، اعصاب محیطی نظام بانکی
مرادپور با یک تشبیه قابلتوجه گفت: اگر بانک مرکزی مغز نظام بانکی باشد، شعب نقش اعصاب محیطی را دارند. نادیده گرفتن این اعصاب، واکنش به بحرانها را کند میکند و ثبات شبکه را به خطر میاندازد. شعب، زودتر از ستادها تغییر رفتار مشتریان و ریسکهای نوظهور را مشاهده میکنند.
حرکت از نظارت پسینی به نظارت پیشگیرانه
دادههای رفتاری شعب، سرمایهای ارزشمند برای نظارت هوشمند هستند. تحلیل این دادهها، امکان عبور از واکنشهای دیرهنگام و حرکت بهسوی نظارت پیشگیرانه را فراهم میکند. همافزایی نگاه کلان بانک مرکزی با واقعیتهای عملیاتی شعب، زمینهساز تدوین مقرراتی اجرایی، مؤثر و پایدار خواهد بود؛ مقرراتی که سلامت و ثبات نظام بانکی کشور را تضمین میکند.





دیدگاهها