به گزارش بنکر، تا همین چند هفته قبل، معاملهگران با خیال راحت انتظار داشتند نشست ماه جولای فدرال رزرو بدون تغییر نرخ بهره به پایان برسد. دلیلش هم روشن بود.
گزارش تورم آمریکا نشان میداد شاخص قیمت مصرفکننده برای نخستین بار در شش سال اخیر کاهش یافته و افت قیمت بنزین فشار تورمی را کمتر کرده است.
همین گزارش کافی بود تا احتمال افزایش نرخ بهره در نگاه بازارها به کمتر از ۱۰ درصد برسد.
اما این روزها دیگر کسی با همان اطمینان گذشته حرف نمیزند.
در مدت کوتاهی، فضای بازار کاملاً تغییر کرد. معاملات آتی نرخ بهره حالا از افزایش احتمال رشد نرخها تا حدود ۴۰ درصد خبر میدهند. یعنی سرمایهگذاران بزرگ والاستریت دیگر سناریوی افزایش نرخ بهره را دور از ذهن نمیدانند.
چرا چنین تغییری رخ داد؟
پاسخ را الکس پین، مدیر ارشد پرتفوی مؤسسه ونگارد، خیلی خلاصه بیان کرده است؛ بازارها خود را با ریسک «تورم چسبنده» تطبیق میدهند. به بیان ساده، قیمتها آنطور که انتظار میرفت پایین نمیآیند و تورم هنوز مقاومت میکند.
نبرد دلار و طلا به کدام سمت میرود؟
اقتصاد آمریکا امروز در یکی از حساسترین مقاطع خود قرار دارد. نرخ بهره ماههاست در بالاترین سطوح چند سال اخیر باقی مانده و حالا هر تصمیم جدید میتواند مسیر بازارهای جهانی را تغییر دهد.
اگر فدرال رزرو نرخ بهره را افزایش دهد چه اتفاقی میافتد؟
معمولاً بازدهی داراییهای دلاری بیشتر میشود. سرمایهها به سمت دلار حرکت میکنند و ارزش این ارز تقویت خواهد شد. اما در طرف مقابل، طلا که سودی پرداخت نمیکند، بخشی از جذابیت خود را از دست میدهد و معمولاً با فشار فروش روبهرو میشود.
اما اگر بانک مرکزی آمریکا نرخ بهره را ثابت نگه دارد یا حتی به کاهش آن در ماههای آینده اشاره کند، داستان برعکس خواهد شد. دلار بخشی از قدرت خود را از دست میدهد و طلا دوباره به گزینه محبوب سرمایهگذاران تبدیل میشود.
به همین دلیل است که این نشست فقط یک جلسه عادی نیست. حتی لحن رئیس فدرال رزرو در نشست خبری میتواند ظرف چند دقیقه میلیاردها دلار سرمایه را جابهجا کند.
دلیل این تغییر نگاه بازارها فقط یک عامل نیست. این روزها سه متغیر مهم دوباره نگرانیها را درباره تورم افزایش دادهاند.
اول، رشد دوباره قیمت نفت در سایه افزایش تنشهای ژئوپلیتیکی و نگرانیهای مرتبط با خاورمیانه. بالا رفتن قیمت انرژی معمولاً خیلی سریع هزینه تولید و حملونقل را افزایش میدهد و در نهایت به مصرفکننده منتقل میشود.
عامل دوم، تعرفههای تجاری جدید دولت ترامپ است. تعرفهها هزینه واردات را بالا میبرند و در بسیاری از موارد، این افزایش هزینه مستقیماً روی قیمت کالاها منعکس میشود.
و ضلع سوم؟
تب سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی. شاید در نگاه اول ارتباطی با تورم نداشته باشد، اما سرمایهگذاریهای سنگین شرکتهای بزرگ، تقاضا برای تجهیزات، زیرساخت و منابع را بالا نگه داشته و همین موضوع سرعت کاهش تورم را کمتر کرده است.
همین سه عامل باعث شده بسیاری از فعالان بازار به این نتیجه برسند که کاهش تورم ماه ژوئن شاید فقط یک وقفه موقت بوده باشد.
در داخل فدرال رزرو هم دیگر خبری از اجماع کامل نیست. لوری لوگان و بت هماک آشکارا از سیاستهای سختگیرانهتر دفاع کردهاند و معتقدند تورم هنوز فاصله زیادی با هدف ۲ درصدی دارد. حتی اگر نرخ بهره این هفته ثابت بماند، احتمال رأی مخالف این دو عضو وجود دارد؛ اتفاقی که نشان میدهد اختلافنظرها در بانک مرکزی آمریکا جدیتر از گذشته شده است.
در این میان، کوین وارش با یکی از سختترین تصمیمهای دوران مدیریتش روبهرو شده است.
سؤال اینجاست؛ اگر قرار باشد نرخ بهره افزایش پیدا کند، بهترین زمان چه موقع است؟
برخی اقتصاددانان معتقدند انجام این کار در نشست جولای منطقیتر است؛ زیرا نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای آمریکا میتواند هر تصمیم پولی را وارد فضای سیاسی کند و استقلال فدرال رزرو را زیر سؤال ببرد.
در مقابل، گروه دیگری همچنان باور دارند اگر فشار قیمت انرژی به سایر بخشهای اقتصاد سرایت نکند، امکان ادامه سیاست ثبات نرخ بهره وجود دارد.
همین اختلاف دیدگاه باعث شده بانکها و مؤسسات مالی دیگر روی یک سناریو شرطبندی نکنند. بسیاری از آنها همزمان خود را برای افزایش نرخ بهره و ادامه ثبات آماده کردهاند تا در هر شرایطی غافلگیر نشوند.
حالا همه نگاهها به پایان نشست این هفته دوخته شده است. شاید خود تصمیم به اندازه لحن کوین وارش اهمیت نداشته باشد. چون این چند جملهای که او مقابل خبرنگاران بیان میکند، میتواند مسیر آینده دلار، طلا و بازارهای مالی جهان را مشخص کند.

دیدگاهها