به گزارش بنکر (Banker)، ماه اسفند ۱۴۰۴ با یک اتفاق غیرمنتظره در بازار طلا همراه بود؛ سقوطی شدید که بسیاری از سرمایهگذاران حرفهای و فعالان بازار را در شوک فرو برد. این افت قیمت که برخلاف روند صعودی ماههای گذشته رخ داد، پرسشهای بسیاری را درباره آینده این فلز گرانبها و عوامل مؤثر بر آن ایجاد کرده است.
ریشههای سقوط
جنگ و جهش نفت؛ آغازگر موج نزولی
آغاز تنشهای نظامی بین ایالات متحده و ایران از اواخر فوریه (اوایل اسفند ماه)، نقطه عطفی در بازار طلا بود. این درگیری، بلافاصله منجر به جهش قابل توجه قیمت نفت خام شد و انتظارات تورمی را در سراسر جهان افزایش داد. در شرایط عادی، افزایش تورم و تنشهای ژئوپلیتیکی معمولاً به نفع طلا تمام میشود، چرا که این فلز به عنوان یک پناهگاه امن شناخته میشود. اما در این مورد خاص، اتفاق دیگری افتاد.
افزایش قیمت نفت، بازده اوراق قرضه خزانهداری را نیز بالا برد و همزمان ارزش دلار آمریکا را تقویت کرد. این دو عامل، یعنی:
افزایش بازده اوراق و تقویت دلار، طبق گزارشهای تحلیلی، نقش بازدارندهای برای طلا ایفا کردند. طلا که خود بازدهی ندارد، در رقابت با داراییهایی که سود بیشتری ارائه میدهند، جذابیت خود را از دست میدهد.
فشار فروش از سوی کشورهای حوزه خلیج فارس
عامل دیگری که به تشدید فشار فروش بر طلا دامن زد، نقد کردن بخشی از ذخایر طلای توسط برخی کشورهای منطقه خلیج فارس بود. این کشورها برای جبران کسری درآمد ناشی از نوسانات اقتصادی یا سایر ملاحظات، اقدام به فروش ذخایر طلای خود کردند. این اقدام، عرضه طلا را در بازار افزایش داد و به افت قیمت آن دامن زد.
خروج سرمایهگذاران خرد و صندوقهای سفتهباز
سرمایهگذارانی که در طی روند صعودی سال ۲۰۲۵ وارد بازار طلا شده بودند، با مشاهده افزایش نوسانات و شروع روند نزولی، تصمیم به خروج از معاملات گرفتند. این خروج دستهجمعی، چه از سوی سرمایهگذاران خرد و چه صندوقهای سفتهباز، فشار فروش را بیشتر کرد و به سقوط قیمت طلا سرعت بخشید.
هشدارهای گلدمن ساکس
آسیبپذیری کوتاهمدت و ریسک تنگه هرمز
با وجود اینکه روند کلی طلا در بلندمدت همچنان مورد توجه است، اما تحلیلگران نسبت به آسیبپذیری کوتاهمدت آن هشدار میدهند. گلدمن ساکس، یکی از برجستهترین موسسات مالی جهان، با اذعان به این موضوع، تأکید کرده است که اختلالات مداوم در تنگه هرمز میتواند طلا را در برابر موجهای بیشتر نقدشوندگی و فروش، آسیبپذیر نگه دارد. تنگه هرمز به دلیل نقشی که در انتقال بخش قابل توجهی از نفت جهان ایفا میکند، موقعیت استراتژیک حساسی دارد و هرگونه تنش در این منطقه میتواند بازارهای جهانی، بهویژه بازارهای انرژی و فلزات گرانبها را تحت تأثیر قرار دهد.
پیشبینیهای متفاوت
گلدمن ساکس در مقابل غولهای دیگر
با اینکه گلدمن ساکس هدف قیمتی ۵۴۰۰ دلاری را برای طلا در نظر گرفته، اما این پیشبینی در مقایسه با تحلیلهای سایر بانکهای بزرگ والاستریت، نسبتاً محافظهکارانه به نظر میرسد. موسساتی مانند UBS، Deutsche Bank و JPMorgan Chase، اهداف قیمتی بالاتری را برای طلا در سال ۲۰۲۶ پیشبینی کردهاند.
- UBS: هدف قیمت خود را به ۶۲۰۰ دلار افزایش داده و حتی سناریوی خوشبینانهای تا ۷۲۰۰ دلار را نیز مطرح کرده است.
- Deutsche Bank: هدف تکراری ۶۰۰۰ دلار را برای طلا در نظر گرفته است.
- JPMorgan Chase: قیمت ۶۳۰۰ دلار را برای سال ۲۰۲۶ هدفگذاری کرده است.
ریشه اختلاف؛ تقاضای سرمایهگذاران خصوصی
این اختلاف فاحش در پیشبینیها، عمدتاً ناشی از فرضیات متفاوت این بانکها درباره میزان رشد تقاضا از سوی سرمایهگذاران خصوصی است. گلدمن ساکس معتقد است که برای رسیدن به اهداف قیمتی بالاتر، نیاز به موج جدیدی از خریداران در بازار طلا وجود ندارد و شرایط فعلی کافی است. در مقابل، تحلیلهای خوشبینانهتر، بر این باورند که سرمایهها به طور مداوم از بازارهای اوراق قرضه و سهام به سمت طلا سرازیر خواهند شد و این چرخش مستمر، تقاضا را افزایش خواهد داد.
توافق بر سر پایه
با وجود تمام این تفاوتها در پیشبینیها، اکثر تحلیلگران و موسسات مالی برجسته، بر وجود یک پایه ساختاری قدرتمند در بازار طلا توافق دارند. این بدان معناست که عوامل بنیادی و ساختاری، از جمله تقاضای امن، نگرانیهای تورمی، و تنشهای ژئوپلیتیکی، همچنان از بازار طلا حمایت خواهند کرد. اختلاف اصلی، نه بر سر وجود این حمایتها، بلکه بر سر میزان و ظرفیت این عوامل برای ایجاد رشد قیمتها تا پایان سال ۲۰۲۶ است.

دیدگاهها