به گزارش بنکر، آیا سرمایهگذاران به تب هوش مصنوعی اعتماد دارند؟
این اقتصاددان پاسخ متفاوتی به این سؤال میدهد؛ به اعتقاد او، بازار دیگر مثل گذشته هر خبر مرتبط با هوش مصنوعی را با خوشبینی نمیخرد.
این منتقد قدیمی بیتکوین معتقد است معاملهای که این روزها بر محور هوش مصنوعی شکل گرفته، نخستین نشانههای ضعف را نشان داده است. هرچند شاخصهای اصلی بازار سهام آمریکا هنوز مقاومت کردهاند، اما عملکرد غولهای فناوری تصویر دیگری را روایت میکند.
به گفته شیف، سهام آلفابت پس از اعلام افزایش هزینههای سرمایهگذاری در حوزه هوش مصنوعی حدود ۱۰ درصد سقوط کرد. اتفاقی که چند فصل قبل احتمالاً نتیجهای کاملاً برعکس داشت.
اوراکل نیز نزدیک به ۸ درصد افت کرد و اکنون نسبت به ابتدای سال حدود ۴۱ درصد پایینتر معامله میشود. متا ۷.۳ درصد، آمازون ۶.۸ درصد و مایکروسافت ۲.۷ درصد کاهش یافت. افت مایکروسافت از ابتدای سال هم به حدود ۱۹.۳ درصد رسیده و فاصله زیادی با ورود به محدوده بازار خرسی ندارد.
شیف معتقد است این واکنشها یک پیام روشن دارند؛ سرمایهگذاران دیگر فقط به افزایش بودجههای هوش مصنوعی نگاه نمیکنند، بلکه میخواهند بدانند این هزینههای سنگین چه زمانی به سود واقعی تبدیل خواهد شد.
هشدار شیف
فشار فروش فقط به شرکتهای فناوری محدود نماند.
سهام اسپیسایکس در طول هفته ۷.۷ درصد دیگر افت کرد و حالا تقریباً ۴۹ درصد پایینتر از اوج قیمت پس از عرضه اولیه معامله میشود. قرار است تا پایان سال میزان سهام شناور این شرکت از ۵ درصد به ۴۰ درصد برسد؛ موضوعی که به گفته شیف میتواند فشار فروش را بیشتر کند.
تسلا هم هفته سختی را پشت سر گذاشت و حدود ۱۸ درصد سقوط کرد. این سهم اکنون ۳۵ درصد پایینتر از سقف ۵۲ هفتهای خود قرار دارد.
شیف برآورد میکند کاهش ارزش تسلا و اسپیسایکس در مجموع نزدیک به ۱۰۰ میلیارد دلار از ثروت ایلان ماسک را در یک هفته کاهش داده است.
او سپس به مقایسهای تاریخی اشاره کرد. به اعتقاد شیف، سرمایهگذاریهای سنگین امروز در هوش مصنوعی شباهت زیادی به فضای قبل از ترکیدن حباب داتکام دارد.
آن زمان هم سرمایههای عظیمی وارد شرکتهای اینترنتی شد، اما بسیاری از آن کسبوکارها هرگز نتوانستند هزینههای خود را جبران کنند و در نهایت از بازار حذف شدند.
شیف البته تأکید کرد که به آینده بلندمدت هوش مصنوعی بدبین نیست. نگرانی او به بازده کوتاهمدت این سرمایهگذاریها برمیگردد؛ بازدهی که از نگاه او بازار بیش از حد خوشبینانه برآورد کرده است.
اما از دید این اقتصاددان، ریسک بزرگتر جای دیگری است؛ ژاپن.
او هشدار داد سقوط ارزش ین، افزایش بازده اوراق قرضه ژاپن و بدهی سنگین دولت این کشور میتواند اقتصاد جهانی را با شوک تازهای روبهرو کند.
به گفته شیف، بانک مرکزی ژاپن اکنون میان دو انتخاب دشوار قرار گرفته است؛ یا نرخ بهره را بهشدت افزایش دهد و اقتصاد را وارد رکود کند، یا نرخها را پایین نگه دارد و با خطر تضعیف بیشتر ارزش پول ملی مواجه شود.
چرا این موضوع برای آمریکا اهمیت دارد؟
زیرا ژاپن با در اختیار داشتن بیش از ۱.۱ تریلیون دلار اوراق خزانهداری آمریکا، بزرگترین دارنده خارجی این اوراق است. شیف معتقد است اگر بحران بدهی در ژاپن تشدید شود، احتمال فروش بخشی از این اوراق وجود دارد؛ اتفاقی که میتواند بازار بدهی آمریکا را نیز تحت فشار قرار دهد.
او حتی پا را فراتر گذاشت و گفت بحران ژاپن شاید همان عاملی باشد که حباب بزرگتر اقتصاد آمریکا را از بین ببرد.
در همین حال، بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداری آمریکا به ۵.۱۶ درصد رسید؛ بالاترین سطح از سال ۲۰۰۶. همزمان بدهی ملی آمریکا نیز از ۳۹.۶ تریلیون دلار عبور کرده است. شیف هشدار داد تأمین مالی این حجم از بدهی با نرخهای بهره بالا، فشار قابل توجهی بر اقتصاد آمریکا وارد خواهد کرد.
در بازار کالاها نیز قیمت نفت از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و تنها در ماه ژوئیه حدود ۳۰ درصد افزایش یافت. شیف این رشد را عاملی برای افزایش دوباره تورم آمریکا در ماههای آینده میداند.
با این حال، طلا برخلاف انتظار و با وجود رشد بازده اوراق، حدود یک درصد افزایش قیمت را ثبت کرد. از نگاه شیف، این رفتار میتواند نشانهای از تقویت تقاضا برای فلز زرد باشد. سهام شرکتهای معدنی نیز عملکرد بهتری نسبت به خود طلا داشتند؛ بهطوری که شاخصهای GDX و GDXJ بهترتیب ۵.۶ و ۵.۸ درصد رشد کردند.
او این موضوع را احتمالاً نشانه شکلگیری یک کف قیمتی در سهام معدنی ارزیابی کرد.
در پایان، شیف به بازار کار آمریکا و سیاستهای تجاری دولت ترامپ نیز پرداخت. او کاهش اخیر آمار متقاضیان بیمه بیکاری را معیار دقیقی برای سنجش سلامت بازار کار ندانست و معتقد است گسترش مشاغل موقت و تغییر ساختار استخدام، اعتبار این شاخص را نسبت به گذشته کاهش داده است.
او همچنین از تعرفههای جدید آمریکا بر واردات کالا از حدود ۶۰ کشور انتقاد کرد و گفت این سیاست در نهایت بیش از آنکه دولتهای خارجی را تحت فشار قرار دهد، هزینههای بیشتری را به مصرفکنندگان آمریکایی تحمیل خواهد کرد.

دیدگاهها