به گزارش بنکر، چند وقت پیش که به آمارهای اقتصادی نگاه میکردم، یک نکته نظرم را جلب کرد. میدانید قضیه چیست؟
دیگر برای فهمیدن جهت و سمتوسوی اقتصاد آمریکا، نباید فقط چشم دوخت به چند میلیاردر مشهور. یک لایه پنهان اما بسیار اثرگذار از ثروت در این میان وجود دارد که حسابی دارد اوضاع را تغییر میدهد.
بیایید با یک عدد شروع کنیم. ۴۳۰ هزار خانوار. این یعنی چند میلیون نفر؟ اما جالبتر این است که هر کدام از این خانوارها دستکم ۳۰ میلیون دلار دارایی دارند.
و از این بین، ۷۴ هزار خانوار از مرز ۱۰۰ میلیون دلار عبور کردهاند. این دادهها را فدرال رزرو منتشر کرده و رشدشان در چند دهه اخیر، چندین برابر رشد جمعیت آمریکا بوده.
اما این ثروت کجا جمع شده؟ شاید برایتان جالب باشد که بدانید خیلی از این افراد را نمیشناسید. نه در والاستریت هستند و نه لزوماً در سیلیکونولی. خیلیهایشان صاحبان کسبوکارهای کوچک و متوسطاند یا سرمایهگذارانی که از بازار سهام و املاک به اینجا رسیدهاند.
راز اصلی ماجرا کجاست؟
در بازار سهام. بله. حدود ۷۲ درصد از ثروت این گروه در قالب سهام شرکتهای خصوصی و عمومی و صندوقهای سرمایهگذاری است. یعنی پولشان در پستوی بانک خاک نمیخورد، بلکه در دل اقتصاد جریان دارد.
و این یعنی قدرت خرید جدیدی متولد شده. تقاضا برای خدمات خاص و کالاهای نایاب بالا رفته. هتلهای پنجستاره، سفرهای اختصاصی، خدمات شخصیسازیشده. هر چیزی که یک آدم خیلی پولدار به آن نیاز داشته باشد، حالا مشتری بیشتری پیدا کرده.
نکته جالب دیگر، اما، نسل این ثروتمندان است. والاستریت ژورنال در تحلیلی که به این دادهها پرداخته، میگوید حدود دو سوم این خانوارها متعلق به نسل بیبیبومر هستند.
یعنی این پول در دهههای قبل جمع شده و حالا این ثروتمندان تازه دارند به فکر خرج کردن یا منتقل کردن آن به نسل بعدی میافتند.
خب، پیام اصلی این گزارش خیلی روشن است. برای تحلیل اقتصاد آمریکا، نمیشود فقط به سراغ چهرههای شاخص میلیاردر رفت.
این طبقه جدید از میلیونرهای فوقثروتمند، هرچند گمنام و بیسروصدا، اما اهرم قدرتمندی در تقاضا و سرمایهگذاری هستند.
قدرتشان روزبهروز بیشتر میشود و شاید تا چند سال آینده، اسمشان را بیشتر بشنویم. یا شاید هم نه. چون خودشان دوست ندارند دیده شوند.
منبع: Wall Street Journal

دیدگاهها