آنقدر در کشور ما بلوا پشت بلوا رخ داده است که تا حادثهای پیش میآید حتی عوام هم میپرسند که باز چه چیزی اتفاق افتاده یا میخواهد اتفاق بیفتد که میخواهند اذهان را منحرف کنند و به اصطلاح مردم را سر کار بگذارند؟!
اگر موجود بودن چنین دیدگاهی را بپذیریم واقعا باید افسوس خورد که چه میزان از وقت و انرژی و روح و روان مردم دایما به مسالهسازیها مشغول و چه خسارات عظیمی دقیقا از همین ناحیه متوجه اقتصاد کشور میشود؟!
قطعا یکی از دلایل گسترش خسارتبار مهاجرتها استمرار فضای التهاب و درگیری و تشنجهای کوچک و بزرگ است.
سرمایههای مادی و معنوی هر ملتی هنگام ثبات و تعادل و آرامش ازدیاد پیدا میکند و شکوفا میشود.
چرا اخبار حوادث گوناگون خصوصا تنشهای سیاسی و اجتماعی کشورمان باید در صدر خبرها باشد و کدام سرمایهگذار است که این همه را بشنود و خیال آمدن به سرش بزند؟
افزون بر امنیت فیزیکی امنیت و آرامش روانی جامعه است که باید به شدت مواظب آن بود و متوجه خطرات و زیانهای عظیم اغتشاش فکری مردم شد.
کاش در این زمینه تحقیقی صورت گیرد تا با عدد و رقم روشن شود که وقوع انواع مناقشههای کوچک و بزرگ تا چه حد به منافع ملی و مصالح عمومی ضرر زده است.
تریبوندارانی که باید مبلغ ثبات و آرامش باشند آشکارا مردم را علیه یکدیگر تحریک میکنند و هیچگاه مواخذه نمیشوند.
آیا کسانی که مرتب از طمع دشمنان میگویند، نمیبینند که آنها از کوچکترین درگیریها تا چه حد به شعف میآیند؟
باید جستوجو کرد که مسالهسازیها و التهابآفرینیهای عامدانه با چه هدفی صورت میگیرد و چه کسانی از فضای تیره و تار و آشوب و درگیری میان مردم منفعت میبرند؟
آرامش نسبی پیش از انتخابات چه ضرری داشت که موردپسند برخی واقع نشد و فورا دست بهکار شدند تا فعالیتهای مخرب خود را آغاز کنند؟!
لطفا بگذارید مردم با دردها و رنجهای خود دمی آرام باشند. گرانی و تورم و بیکاری به اندازه کافی اعصاب آنها را شخم میزند، بیش از این روی روح و روان ملت پا نکوبید و برای خود غزل پیروزی و مدیریت نخوانید.

دیدگاهها