به گزارش بنکر، این نقطهعطف، زنگ خطری برای سرمایهگذارانی است که در دو سال گذشته به رشد بیوقفهی این فلز گرانبها عادت کرده بودند.
بر اساس نظرسنجی که با مشارکت ۲۹ کارشناس برجستهی حوزهی فلزات گرانبها طی سه هفتهی گذشته انجام شده، متوسط قیمت پیشبینیشده برای هر اونس طلا در سال جاری میلادی به چهار هزار و ۵۰۹ دلار رسیده است. این رقم در مقایسه با برآورد قبلی (۴۹۱۶ دلار) که تنها سه ماه قبل ثبت شده بود، افت ۸.۲ درصدی را نشان میدهد.
تحلیلگران معتقدند این اولین باری است که در ۱۱ فصل متوالی، جهتگیری پیشبینیها از صعودی به نزولی تغییر میکند.
جنگ ایران چگونه بازار را متحول کرد؟
طلا در ژانویهی گذشته با ثبت رکوردی بیسابقه به قیمت ۵۵۹۵ دلار در هر اونس دست یافت، اما این صعود شتابان در فصل دوم سال با چرخشی ناگهانی مواجه شد.
تشدید تنشهای نظامی در منطقه و جنگ ایران که به افزایش چشمگیر قیمت حاملهای انرژی دامن زد، تورم را در بسیاری از اقتصادهای بزرگ تقویت کرد. این وضعیت، انتظارات برای افزایش نرخ بهره توسط بانکهای مرکزی را قوت بخشید و فشار سنگینی بر بازار طلا وارد آورد.
آمارها حاکی از آن است که قیمت لحظهای طلا از آغاز درگیریها تاکنون حدود ۲۲ درصد کاهش یافته و شدیدترین افت فصلی خود از سال ۲۰۱۳ را تجربه کرده است.
با این حال، بسیاری از تحلیلگران حاضر در نظرسنجی بر این باورند که عوامل بنیادین پشتیبان طلا همچنان پابرجا هستند.
به گفتهی یکی از مشارکتکنندگان، «محرکهای ساختاری اصلی از جمله تنشهای ژئوپلیتیکی، انباشت بدهیهای دولتی و تضعیف ارزش پولهای رایج، هنوز از میان نرفتهاند و میتوانند مجدداً موتور رشد طلا را روشن کنند.»
طلا بهدنبال کف قیمتی است
در میان شرکتکنندگان، سوکی کوپر، تحلیلگر ارشد بانک بینالمللی استاندارد چارترد مستقر در لندن، دیدگاهی متعادل اما امیدوارکننده ارائه کرده است.
او در گفتوگویی اختصاصی تأکید کرد: «صرفنظر از نوسانات لحظهای و هیاهوی کوتاهمدت، پایههای ساختاری رشد طلا هیچ تغییری نکرده است. بازار اکنون در حال جستوجوی یک کف قیمتی مطمئن است تا بتواند برای حرکت بعدی خود انرژی بگیرد.»
کوپر افزود که خوشبینی او نسبت به آیندهی طلا نه بر اساس احساسات زودگذر، بلکه بر دادههای کلان اقتصادی و رفتار بلندمدت سرمایهگذاران نهادی استوار است.
بانکهای مرکزی؛ لنگرگاه امن بازار طلا
یکی از یافتههای کلیدی این نظرسنجی، اجماع گسترده دربارهی نقش محوری بانکهای مرکزی در حمایت از بازار طلاست.
به گفتهی شرکتکنندگان، حتی اگر حجم خرید ماهانهی این نهادها نسبت به رکوردهای اخیر کاهش یابد، آنها همچنان قابلاطمینانترین منبع تقاضا باقی خواهند ماند.
دیوید راسل، مدیرعامل شرکت کارگزاری گولدکور، در این زمینه به نکتهی ظریفی اشاره کرد:
«وخامت ترازنامهی مالی دولتهای بزرگ، تردیدهای فزاینده دربارهی اعتبار ارزهای فیات و حرکت آرام اما پیوستهی کشورها برای کاهش وابستگی به دلار، همگی عواملی هستند که تقاضای ساختاری برای طلا را زنده نگه میدارند. بانکهای مرکزی بهخوبی این تهدیدها را درک کردهاند و دست از خرید طلا برنمیدارند.»
کاهش تقاضای جواهرات در هند
در نقطهی مقابل، تحلیلگران دربارهی تقاضای بخش جواهرات، بهویژه در دو غول بزرگ مصرفکنندهی طلا یعنی هند و چین، چندان خوشبین نیستند.
آنوشری گانِریوالا، کارشناس واحد اطلاعات اکونومیست، هشدار داد که «قیمتهای سرسامآور طلا، اشتیاق خریداران هندی را به شدت کاهش داده است. این وضعیت با افزایش تعرفههای واردات طلا توسط دولت هند از ۶ به ۱۵ درصد در ماه مه، تشدید هم شده است.»
سیاست جدید هند که با هدف کاهش فشار بر ذخایر ارزی این کشور و محدود کردن واردات فلزات گرانبها اتخاذ شده، میتواند تقاضای فیزیکی را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
این خبر برای فعالان بازار طلا حامل این پیام است که در نیمهی دوم سال، روی خوش خریداران سنتی شاید به اندازهی قبل نباشد.
اهمیت جایگاه نقره
در بخش دیگری از این نظرسنجی، تحلیلگران پیشبینی کردهاند که متوسط قیمت نقره در سال ۲۰۲۶ به ۷۲ دلار در هر اونس برسد؛ رقمی که نسبت به پیشبینی ۷۸ دلاری سه ماه پیش، کاهش محسوسی یافته است.
نقش دوگانهی نقره بهعنوان یک فلز گرانبها و در عین حال یک مادهی اولیهی صنعتی، آن را در برابر نشانههای ضعف در فعالیتهای کارخانهای و کاهش تقاضای بخش انرژی خورشیدی آسیبپذیر کرده است.
با این حال، رونا اوکانل، تحلیلگر مؤسسهی استونایکس، دیدگاه مثبتی نسبت به آیندهی نقره دارد.
او معتقد است: «رونق هوش مصنوعی، توسعهی خودروهای برقی و احیای مجدد صنعت انرژی خورشیدی، زمینه را برای گسترش قابلتوجه فعالیتهای صنعتی فراهم خواهند کرد. این عوامل میتوانند از نقره در سطوح قیمتی بالاتر از ۴۰ دلار حمایت کنند، حتی اگر در کوتاهمدت بازار با نوسان مواجه باشد.»
جمعبندی
نظرسنجی اخیر نشان میدهد که سال ۲۰۲۶ برای بازار فلزات گرانبها، سالی سرشار از ابهام و نوسان خواهد بود.
از یک سو، کاهش پیشبینیها و افت ۲۲ درصدی طلا از اوج خود، سرمایهگذاران را محتاط کرده و از سوی دیگر، حمایت بانکهای مرکزی و کاهش ارزش پولهای رایج، همچنان از عوامل صعودی قدرتمند محسوب میشوند.
به نظر میرسد که بازار طلا در حال گذر از یک دورهی اصلاحی عمیق است و همهی نگاهها به سیاستهای پولی بانکهای مرکزی، تحولات ژئوپلیتیکی و رفتار خریداران فیزیکی در نیمهی دوم سال دوخته شده است.
آیا طلا میتواند مجدداً به کانال صعودی بازگردد یا این بار، خرسهای بازار حاکم خواهند شد؟ پاسخ این پرسش در ماههای آینده مشخص خواهد شد.

دیدگاهها