به گزارش بنکر (Banker)، افزایش مداوم سطح قیمتها در اقتصاد ایران به یکی از مهمترین دغدغههای خانوارها و تحلیلگران تبدیل شده است؛ موضوعی که حتی در آمارهای رسمی نیز نشانههای یک تورم سنگین را آشکار میکند. تازهترین دادههای منتشرشده نشان میدهد نرخ تورم نقطهای به حدود ۶۰ درصد رسیده و تورم ماهانه دیماه نیز ۷.۹ درصد ثبت شده است؛ رقمی که در مقایسه با دو تا سه سال اخیر، در زمره بالاترین سطوح قرار میگیرد.
از نگاه کارشناسان، همین ارقام رسمی بهتنهایی گویای فشار قابل توجه تورمی بر اقتصاد کشور است؛ فشاری که در بخشهای مرتبط با معیشت خانوار نمود پررنگتری دارد و باعث شده احساس گرانی در جامعه بسیار شدیدتر از میانگینهای آماری به نظر برسد.
اختلاف برآوردها؛ از آمار داخلی تا تخمینهای بینالمللی
فاصله میان محاسبات داخلی و خارجی
در کنار دادههای رسمی، برخی اقتصاددانان خارجی نیز برآوردهای متفاوتی از نرخ تورم ایران ارائه کردهاند. برای نمونه، استیو هانکه، استاد دانشگاه دانشگاه جانز هاپکینز، نرخ تورم ایران را بیش از ۹۰ درصد تخمین زده است. او پیشتر نیز در سالهای گذشته، ارقام بسیار بالاتری را برای تورم ایران مطرح کرده بود.
با این حال، تفاوت روششناسی در محاسبه تورم یکی از دلایل اصلی این اختلافها به شمار میرود. برآوردهای خارجی معمولاً اتکای بیشتری به تغییرات نرخ ارز دارند؛ در حالی که نهادهای رسمی داخلی بر پایه سبد کالایی و خدماتی گستردهتری شاخص تورم را محاسبه میکنند.
چرا برخی برآوردهای ارزی به تورم نزدیکتر تلقی میشوند؟
نقش دلاریزه شدن اقتصاد در تحلیل تورم
در اقتصادهایی که با تورم بالا مواجه هستند، نوسانات نرخ ارز میتواند تصویر واضحتری از تغییرات واقعی قیمتها ارائه دهد. هرچه وابستگی اقتصاد به ارزهای خارجی بیشتر باشد، تحلیلهایی که بر پایه نرخ ارز شکل میگیرند، از دید برخی تحلیلگران به واقعیت نزدیکتر تلقی میشوند.
با این حال، اتکا صرف به نرخ ارز برای تعیین تورم، از نگاه بسیاری از اقتصاددانان، رویکردی سادهسازیشده و ناقص محسوب میشود؛ زیرا تورم پدیدهای چندبعدی است و تنها با یک شاخص قابل اندازهگیری دقیق نیست.
دیدگاه کارشناسان داخلی درباره نحوه محاسبه تورم
تأکید بر پیچیدگی فرآیند آماری
در همین زمینه، وحید شقاقی، عضو هیأت علمی دانشگاه خوارزمی، بر پیچیده بودن فرآیند محاسبه تورم تأکید کرده و معتقد است تعیین نرخ تورم کشورها با تکیه بر چند قلم کالا یا تحلیلهای محدود امکانپذیر نیست.
به گفته او، در اغلب کشورهای جهان، بانکهای مرکزی مسئول اصلی محاسبه تورم هستند و در ایران نیز این وظیفه میان بانک مرکزی و مرکز آمار تقسیم شده است. این دو نهاد با جمعآوری مستمر قیمت صدها قلم کالا و خدمت، شاخص قیمت مصرفکننده را استخراج میکنند.
سبد کالایی؛ قلب محاسبه تورم رسمی
بیش از ۴۰۰ قلم کالا و خدمت در محاسبات
روش محاسبه تورم در ایران مبتنی بر یک سبد گسترده شامل بیش از ۴۰۰ قلم کالا و خدمت است که بهصورت دورهای قیمتگذاری میشوند. سپس میانگین تغییرات این سبد بهعنوان نرخ تورم اعلام میشود.
این روش بهصورت نظری تلاش میکند تصویری جامع از تغییرات هزینه زندگی ارائه دهد، اما در عمل، تفاوت الگوی مصرف خانوارها باعث میشود تجربه تورم در میان گروههای مختلف جامعه یکسان نباشد.
شکاف میان آمار رسمی و تجربه معیشتی مردم
تورم معیشتی بالاتر از تورم کل
یکی از مهمترین دلایل بیاعتمادی عمومی به آمارهای تورمی، اختلاف میان تورم کل و تورم اقلام ضروری است. طبق دادههای رسمی، تورم خوراکیها به حدود ۸۹.۹ درصد رسیده و برخی کالاهای اساسی مانند نان و میوه حتی افزایش قیمت سهرقمی را تجربه کردهاند.
این وضعیت موجب شده خانوارها، که بخش عمده هزینه خود را صرف کالاهای ضروری میکنند، تورم واقعی زندگی روزمره را بسیار بالاتر از نرخهای اعلامی احساس کنند.
جزئیات تورم در کالاهای اساسی
افزایش قابل توجه قیمت اقلام ضروری
بررسی آمارهای منتشرشده نشان میدهد:
-
تورم ماهانه روغن حدود ۵۲ درصد
-
تورم گوشت قرمز نزدیک به ۲۰ درصد
-
گروه لبنیات، تخممرغ و فرآوردههای مشابه حدود ۱۹ درصد
چنین رشد قیمتی در اقلام پایه، فشار معیشتی را تشدید کرده و درک عمومی از تورم را از شاخصهای کلان اقتصادی جدا کرده است.
دو مرجع آماری؛ مزیت یا عامل سردرگمی؟
مرکز آمار و بانک مرکزی؛ روایتهای نزدیک اما متفاوت
ایران از معدود کشورهایی است که دو مرجع رسمی برای اعلام شاخصهای اقتصادی مانند تورم و رشد اقتصادی دارد: مرکز آمار و بانک مرکزی. هرچند در ماههای اخیر فاصله میان ارقام این دو نهاد کاهش یافته، اما اختلافهای دورهای همچنان وجود دارد.
این تفاوتها گاهی برای افکار عمومی و حتی فعالان اقتصادی ایجاد ابهام میکند و پرسشهایی درباره دقت و انسجام دادههای آماری به وجود میآورد.
نقش شفافیت آماری در اعتماد عمومی
ضرورت توضیح روشهای محاسباتی
کارشناسان معتقدند یکی از عوامل تقویت ذهنیت تردید نسبت به آمارهای رسمی، نبود توضیح شفاف و مستمر درباره روشهای محاسبه شاخصهاست. در شرایط تورمی، جامعه بیش از هر زمان دیگری به اطلاعات قابل فهم و قابل اعتماد نیاز دارد.
افزایش شفافیت در نحوه جمعآوری دادهها، وزندهی به اقلام مصرفی و انتشار جزئیات سبد تورمی میتواند به کاهش فاصله ذهنی میان آمار رسمی و تجربه واقعی مردم کمک کند.
جمعبندی: تورم بزرگ، واقعیت آماری و ادراکی
در مجموع، چه بر اساس دادههای رسمی و چه بر پایه برآوردهای مستقل، اقتصاد ایران با سطح بالایی از تورم مواجه است. اگرچه اختلاف در روشهای محاسبه موجب تفاوت در ارقام اعلامی میشود، اما جهت کلی همه تحلیلها بر وجود تورم سنگین و پایدار تأکید دارد.
از سوی دیگر، تمرکز تورم در بخشهای معیشتی و کالاهای ضروری باعث شده تجربه واقعی خانوارها از گرانی، شدیدتر از میانگینهای رسمی باشد. همین مسئله، در کنار اختلاف آماری میان نهادهای مختلف، به شکلگیری نوعی شکاف ادراکی میان آمار و واقعیت اقتصادی در جامعه دامن زده است.
در چنین شرایطی، تقویت شفافیت آماری، همگرایی نهادهای اعلامکننده داده و ارائه توضیحات دقیق درباره روشهای محاسبه تورم، میتواند نقش مهمی در بازسازی اعتماد عمومی و تحلیل واقعبینانهتر از وضعیت اقتصاد تورمی ایران ایفا کند.





دیدگاهها