بعد از جنگ هشت ساله، برنامه افزایش قیمت ارز به یک سنت مرسوم دولتها تبدیل شد. این خودش موجب کاهش ارزش پول ملی و بروز تورم میشود که بسیار مساله کلیدی و حیاتی است.
از طریق سیاستهای پولی مخرب و سیاست ایجاد شوکهای ارزی که در ۳۷ سال اخیر دنبال شد پول ملی مرتبا تضعیف شد. این تنها یک فاجعه اقتصادی نیست، بلکه یک تهدید بنیادین برای ساختار اجتماعی و سیاسی جامعه محسوب میشود.
کاهش ارزش پول ملی عامل بیثباتی، بیعدالتی و فروپاشی نظم اجتماعی است، این پدیده پیامدهای گستردهای داشت که از جمله آنها میتوان به تخریب قرارداد اجتماعی و کاهش اعتماد مردم به دولت اشاره کرد.
پول ملی اعتبار حاکمیت است. وقتی دولت از طریق افزایش قیمت ارز مبادرت به بیارزش کردن پول ملی میکند، پیامدهای گسترهای ایجاد میشود.
اولین پیامد آن است که اعتماد مردم نسبت به پول ملی که پایه اعتماد مردم به حاکمیت است از دست میرود؛ زیرا پشتوانه این پول، حاکمیت است و به همین دلیل پول اعتبار پیدا میکند.
برندگان و بازندگان
بیاعتبار شدن این پول یعنی بیاعتبار شدن حاکمیت سیاسی کشور. کسانی که داراییهای ملموس و فیزیکی مثل زمین، ساختمان، دلار، طلا و سهام دارند، برندگان کاهش ارزش پول ملی هستند.
بازندگان هم طبقات متوسط و فقیرند که از درآمد ثابت برخوردارند. پساندازکنندگان، ارزش پساندازشان از بین میرود، کارگران پولی که دریافت میکنند کمتر از ارزش کاری است که انجام میدهند و این باعث میشود زندگیشان آسیب ببیند.
در این فرآیند عدالت اجتماعی تضعیف میشود. طی همین دو، سه ماه گذشته به طرز بیسابقهای پول ملی تضعیف شده که در ۳۷ سال قبل تجربه نشده است.
در این شرایط طبقه متوسط تحصیلکرده و باثبات که مهمترین حافظان ثبات اجتماعی هستند و مانع افراطگرایی میشوند به طبقات پایین رانده میشوند. بنابراین جامعه به دنبال جریانهای رادیکال مثل چپ افراطی یا راست افراطی سوق پیدا میکند و نسبت به حل مسائل از طریق گفتوگو و صندوق رای بیاعتماد میشود.
وقتی پول بیثبات میشود انگیزههای مولد از بین میرود و افراد به جای کار، تولید و سرمایهگذاری بلندمدت مجبور میشوند به فعالیتهای کوتاهمدت و مخرب سفتهبازی، نگهداری ارز، کالاهای سرمایهای و داراییها بپردازند.
نتیجه دیگر کاهش ارزش ریال، تضعیف حاکمیت ملی کشور در عرصه بینالمللی است. حفظ ارزش پول ملی بخشی از استقلال اقتصادی کشور را مورد تاکید قرار میدهد.
بنابراین با آسیب دیدن پول ملی، قدرت چانهزنی بینالمللی کشور کاهش مییابد و کشور در برابر بحرانهای جهانی آسیبپذیر میشود.
رشد قیمت ارز و ایجاد تورم، اقشار جامعه را به نحو نامحسوسی تحت تاثیر قرار میدهد و تشخیص علت واقعی مشکلات را برای عموم مردم دشوار میکند. سبب میشود خشم عمومی متوجه نظام تصمیمگیریهای اساسی یا نظام حکمرانی کشور شود که در حال حاضر اتفاق افتاده است.





دیدگاهها