مصوبه مجلس درباره افزایش سن بازنشستگی که با هدف خروج صندوقهای بازنشستگی از بحران ورشکستگی انجام شده واکنش نیروی کار شاغل و بازنشسته کشور را برانگیخته است.
در یکی از این واکنشها، کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور در بیانیهای به افزایش سن و سابقه بازنشستگی انتقاد کرده است.
در بیانیه این کانون آمده است: در حالی که جامعه شریف کارگری با دشواریهای فراوان از قبیل عدم امنیت شغلی، عدم رعایت ایمنی و بهداشت در محیط کار و تامین معیشت آبرومندانه برای ادامه زنده ماندن در شرایط سخت و طاقتفرسا مشغول به کار و تلاش برای توسعه و آبادانی ایران اسلامی هستند، متاسفانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی به عنوان وکلای ملت با تصویب افزایش سن و سابقه بازنشستگی که خلاف حقوق مکتسبه کارگران بدون رعایت اصلاح سیستماتیک بیمهای ذیل برنامه هفتم توسعه ضربه غیرقابل ترمیم را به جامعه شریف کارگری کشور تحمیل کرده است.
لذا کانون عالی شوراهای اسلامی کار کشور به نمایندگی از بخش عظیمی از کارگران مظلوم واقع شده در این طرح اعتراض شدید خود را نسبت به این تصمیم ضد کارگری و بدون در نظر گرفتن شرایط زمانی که موجبات دلسردی و آزردگی کارگران سختکوش و تلاشگر را به وجود آورده است، اعلام کرده و در پایان از شورای محترم نگهبان انتظار داریم با رد این مصوبه غیرشرعی التیامی بر نگرانیهای عمیق وارد شده بر پیکر کارگران عزیز که سنگربانان عرصه کار و تلاش هستند را جبران کنند.
در عین حال، خسرو صادقیبروجنی، پژوهشگر حوزه تامین اجتماعی نیز در واکنش به مصوبه مجلس که تحت عنوان «اصلاحات پارامتریک صندوقهای بازنشستگی» انجام شده در یادداشتی که «ایلنا» منتشر کرده این اصلاحات را «جمع کردن بحران صندوقهای بازنشستگی به جای حل آن» خوانده است.
او نوشته است که «برای طرحریزی و توجیه این طرح مقایسههای زیادی بین سن بازنشستگی در ایران و کشورهای دیگر انجام شد. در این مقایسه آنچه غایب بود، میزان دستمزد شاغلان و کیفیت زندگی در ایران و دیگر مناطق جهان بود. به موانع اشتغال در ایران توجهی نشد. همانطور کسی به این سوال پاسخ نداد که دلیل کاهش نرخ موالید در ایران چیست؟
چه موانع ساختاری در اقتصاد کلان ایران موجب نرخ بیکاری بالا در ایران شده است؟ چرا خانوادهها تمایلی به بچهدار شدن ندارند و چرا برای فارغالتحصیلان دانشگاهی کاری وجود ندارد؟
هیچ یک از اقتصاددانهای حامی دولت به هیچ یک از این سوالات ساختاری پاسخ بنیادی ندادند و سادهترین راه را انتخاب کردند: افراد بیشتر کار کنند و پس از بازنشستگی کمتر حقوق بگیرند تا دخل و خرج صندوقهای بازنشستگی همتراز شود!»
حمید حاجاسماعیلی، کارشناس بازار کار نیز در اظهارنظری عنوان کرده که «دولت و مجلس، به صورت یکجانبه و بدون مشورت با نمایندگان کارگران و کارفرمایان چنین تصمیم بزرگی را گرفتهاند.» او میافزاید: مگر میشود درباره چیزی که زندگی انبوهی از مردم را تحت تاثیر قرار میدهد بدون اعتنا به نهادهای مدنی تصمیمگیری کرد؟
این کارشناس بازار کار افزود: اولین گام در این اصلاحات باید مدیریت هزینه در این صندوقها باشد.مدیریت هزینه لازم است با استفاده از فناوریهای جدید برای وصول مطالبات تکمیل شود. در شرایط کنونی وصول مطالبات به صورت سنتی، با نیروی کار زیاد و بروکراسی پیچیده و فرآیند زمانبر صورت میگیرد و در نتیجه فشاری مضاعف به صندوقها وارد میشود.
او با انتقاد به نحوه مدیریت صندوقها و نگاه سیاسی به آنها تاکید کرد: متاسفانه شایستگی و تخصص در انتصابات این صندوقها اصلا مدنظر نیست و حکمها همگی بر اساس نگاه سیاسی صادر میشود. نتیجه این وضعیت نیز در درگیری شدیدی که صندوقهای بازنشستگی با ناترازی دارند، قابل مشاهده است.
حاجاسماعیلی به خبرآنلاین گفته است: چنین اقداماتی در شرایط کنونی بحرانزاست. دولت همواره نهادهای مدنی و نمایندگان تشکلها را نادیده گرفته و عواقب این نادیدهانگاری نیز در گسترش فقر و بحران در میان بازنشستگان و سالمندان مشهود است. بهتر است اصلاحات را از پایان شروع نکنید و به قواعد علمی و مدیریتی تن بدهید و خودتان را هم در سختی بیندازید والا این اقدامات نتیجهای در بر نخواهد داشت.
چه کسانی در معرض اصلاحات جدید هستند؟
بیش از ۱۳ میلیون نفر از جمعیت شاغل ۲۳ میلیون نفری ایران، به واسطه شغلشان تحت بیمه قرار نمیگیرند و به عبارتی، اشتغال «غیررسمی» دارند. این نسبت ۵۷ درصدی شاغلان غیررسمی باعث میشود بسیاری از سیاستگذاریها در زمینههای قانون کار، حداقل دستمزد، بیمهها و بازنشستگی روی جمع کثیری از شاغلان تاثیر مستقیمی نداشته باشند.
امتناع افراد از قرار گرفتن تحت پوشش بیمه و نظام بازنشستگی، به ناترازی بیشتر صندوقهای بازنشستگی دامن میزند، اما این ناترازی خودش عامل نااطمینانی و بیانگیزگی شاغلان برای پرداخت بیمه هم است.
با وجود اثرات مثبت اصلاحات پارامتریک مثل تغییر سن بازنشستگی، دامنه اثرات آن برای حل معضل عمیق صندوقهای بازنشستگی ناکافی است و اصلاحات ساختاری در این راستا ضروری هستند. اما یکی از تغییراتی که میتوانست با افزایش جریان ورودی صندوقها، ناترازی ورودی و خروجی (حقوق پرداختی به بازنشستگان فعلی) را کاهش بدهد، افزایش جمعیت تحت پوشش است.
وبسایت «فردای اقتصاد» در این باره نوشته است: تبدیل صندوقهای بازنشستگی به حیاط خلوت دولت و مدیریت ضعیف آنها انگیزهها برای اضافه شدن به نظام بازنشستگی را کاهش میدهد.
همچنین بخش غیررسمی بزرگ (که محیط کسبوکار نامناسب، مداخلات زیاد دولت و برخی قوانین بازار کار به آن دامن میزنند) باعث میشود خیلی از افراد حتی اگر بخواهند، نتوانند تحت پوشش بیمه قرار گیرند. اصلاحات اساسی در این زمینهها ضمن بهبودهای مستقیمی که در تولید اقتصادی ایجاد میکنند، به کاهش بحران صندوقها کمک میرسانند.
اما اگر چنین تغییراتی چه در ساختار و مدیریت صندوقها و چه در محیط کسبوکار ایجاد نشوند، تغییرات اخیر قوانین بازنشستگی ممکن است استقبال از مشارکت در نظام بازنشستگی را از قبل هم کمتر کند.
هماکنون هم بسیاری از بیمهپردازان حداقل مبلغ مقدار ممکن را میپردازند و عملا اعتماد زیادی به صندوقها ندارند که به دوران بازنشستگیشان کمک جدی کنند.
هزینه بیکفایتیها و مدیران ناشایست را از جیب مردم جبران میکنند
مرتضی افقه، اقتصاددان نیز درباره اصلاح قانون بازنشستگی توسط مجلس و چالشهای اساسی صندوقهای بازنشستگی در ایران گفت: ناترازی ریشه اصلی این اصلاح قانون است، اما ناترازی ریشههای دیگری دارد که با ابتکار مجلس آن ناترازی از بین نمیرود، بنابراین دو مشکل ایجاد میشود؛ اول اینکه هم مشکل حل نمیشود، چون ریشه ناترازی سوءتدبیر و ناکارآمدی سیستم اجرایی و اداری و انتصاب مدیران غیرشایسته است.
وی افزود: از طرف دیگر در کشورهای دیگر هم با مشکل بازنشستگی مواجهیم، اما این کار بیکاری جوانان را افزایش میدهد. الان نیروی کار آماده زیادی داریم که منتظر باقی میمانند.
با این کار عملا جوانان ۵ سال باید منتظر اشتغال بمانند که نتایج دیگری دارد. اصل قضیه نیز بر سر جای خود باقی است. الان فقط به معلول قضیه دست زدهاند.
این استاد اقتصاد در ادامه درباره بیانگیزگی مردم برای پرداخت بیمه اشاره کرد: به نکته خوبی اشاره کردید؛ بیمهپردازان خیلی سریع وارد محاسبات نمیشوند، اما این محاسبات بالاخره انجام میشود و بیمهگذاران با این حساب و کتابها شاید دیگر انگیزهای برای بیمه نداشته باشند.
انتظار آقایان این است که چون میانگین سن افزایش پیدا کرده است، مشکل حل میشود و استدلالهای خندهداری در مجلس وجود دارد. اصل ماجرا این است که بیکفایتیها را به جیب مردم وصل میکنند. در این مدت نیز با افزایش مالیات بیتدبیریهایشان را با درآمد مردم جبران کردند.
افقه درباره تداوم صندوقهای بازنشستگی با روش فعلی گفت: این سیستم صندوق بازنشستگی دوام ندارد به همین خاطر دنبال حل تحریمها و افزایش درآمد هستند.
اگر مشکلات اساسی حل نشود ناچار به آویزان شدن به درآمد نفتی و چاپ پول میشوند. طی دهههای گذشته نیز با دوپینگ نفت مشکلات را کتمان میکردند. راهحلهای موقتی این آقایان برای اصلاح اقتصاد نیز در نتیجه کم شدن درآمد نفتی است.

دیدگاهها