چهارشنبه ۲۱ مرداد ۱۴۰۵

سرباز خط مقدم اقتصاد

banker

*فرشاد مومنی/ اقتصاددان

امسال به مناسبت صدمین سالروز ولادت استاد فقید مرحوم میر مصطفی عالی‌نسب قرار است مراسمی برای بزرگداشت ایشان در خانه اندیشمندان علوم انسانی برگزار شود. به سهم خود از همه کسانی‌ که در این زمینه تلاش کردند به خصوص خانه اندیشمندان علوم انسانی، انتشارات نهادگرا، موسسه مطالعات دین و اقتصاد و مجله بخارا تشکر می‌کنم.

نزدیک ۱۵ سال است که استاد فقید دیگر در میان ما نیستند، در این مدت به اندازه کافی کتاب‌ها و مقاله‌هایی در شرح اوصاف و احوال و خدمات ایشان به نگارش درآمده که هرکدام از آنها وجوه ممتاز و منحصر به فرد زندگی جمعی و فردی ایشان را به نمایش گذاشته و نیازمند تکرار نیست. اما از آنجایی که بنده توفیق حضور و کسب علم و تجربه را در ایام دولت مهندس موسوی در نخست‌وزیری داشتم، از این فرصت استفاده می‌کنم و درباره اصل و ابعاد اهمیت یک نقش بی‌بدیل و منحصر به فرد استاد فقید که کمتر کسی در ایران به آن وقوف دارد، صحبت می‌کنم. آن نقش عبارت از «نقش هماهنگ‌سازی رویکردهای دستگاه‌محور و فعالیت‌محور در امور اقتصادی ایران با مصالح کلی توسعه ملی و اهداف اقتصاد کلان» است. در تمام دنیا این نقش هماهنگی را ستادهای عالیرتبه باکیفیت به لحاظ بنیه کارشناسی انجام می‌دهند که خصلت نظام‌وار و نهادمند به آن بخشیدند. به همین طریق نیز توانستند از مسائلی همچون تعارض‌ها، موازی‌کاری‌ها، اتلاف‌ها و اسراف‌ها جلوگیری کنند. در جهموری اسلامی آن دوران که دوران نوباوگی خودش را طی می‌کرد، کسی وقوف بایسته به این نقش خطیر نداشت.

من در اینجا به عنوان یک شاهد گواهی می‌دهم که استاد فقید میرمصطفی عالی‌نسب در زمینه این هماهنگ‌سازی‌ها، کنترل‌سازی‌ها و نظارت‌های سطح عالی تا پای جان در دفاع از حقوق مردم ایستادگی می‌کرد و اغراق نیست اگر بگویم که بارها و بارها پیش می‌آمد ایشان واکنش‌های شدید در برابر کسانی ‌که روی یک سلسله دیدگاه‌های نامناسب و بحران‌ساز پافشاری می‌کردند نشان می‌داد و گروه‌های ذی‌نفع از کانال‌های مختلف بر نخست‌وزیر و آقای عالی‌نسب فشار وارد می‌کردند. تعبیری که در این زمینه در خصوص ایشان به کار برده شده، این است که مانند یک سرباز در خط مقدم جبهه تا پای جان در راه منافع ملی پایمردی‌های عالمانه و مدیریتی بی‌بدیل می‌کردند. مکرر پیش می‌آمد که بنده فکر می‌کردم اگر جلسه خاصی ۱۰ دقیقه دیگر ادامه داشته باشد، امکان دارد دیگر آقای عالی‌نسب از آن جلسه زنده بیرون نخواهند آمد. واقعا به معنای دقیق کلمه تا پای جان، مراقبت و دقت در خصوص مسائل و منافع ملی را صورت می‌داد.

با وجود آنکه در حال حاضر تا حدودی آن ستادهای حاکمیتی برای مسائل کلی کشور چه در سیاست خارجی و چه در دفاع ملی و ازاین قبیل موضوعات تشکیل می‌شود، اما هنوز کشور فاقد ستاد حاکمیتی صاحب صلاحیت برای انجام امور هماهنگ‌سازی‌ها و هم‌راستا‌سازی تصمیم‌گیری‌های کوتاه‌مدت و میان‌مدت با مصالح توسعه ملی است. این‌ بار را که باید یک نهاد بر دوش بکشد، استاد فقید ده سال به تنهایی بر دوش کشید. دلیل این مساله نیز از یک‌سو دانش و تجربه بی‌بدیل او و از سوی دیگر اعتماد خارق‌العاده و بی‌نظیر تمامی رهبران انقلاب اسلامی از امام خمینی(ره) تا سران قوا و نخست‌وزیر و همچنین بخش قابل اعتنایی از دولت و مجلس بود. اکنون هم به اعتبار به ‌شدت پیچیده‌تر شدن مسائل اقتصادی کشور و به اعتبار جهشی که در اندازه جمعیت اتفاق افتاد و به علت بحران‌های پرشماری که بر اثر اجرای شکسته و بسته و گاه و بی‌گاه برنامه تعدیل ساختاری در ایران پدید آورده، نیاز کشور به آن ستاد حاکمیتی که هم صلاحیت تخصصی داشته باشد و هم شجاعت دفاع و ترجیح از منافع ملی به شخصی‌، باندی و گروهی را داشته باشد و از طرفی نیز شائبه فساد آشکار و پنهان نیز نداشته ‌باشد‌‌، به ‌شدت احساس می‌شود. به گمان بنده بخش بزرگی از هزینه‌ها، فاجعه‌ها‌، خسارت‌ها و بحران‌هایی که در اقتصاد ایران در سه دهه گذشته که مرحوم عالی‌نسب دیگر نقشی در اقتصاد ایفا نکردند‌ و از سویی بدیلی نیز از نظر فردی و نهادی به جای ایشان تمهید نشده، نیاز به چنین مساله‌ای افزایش دو چندان یافته است.

بنده از روح پاک و مطهر ایشان استمداد می‌کنم به درگاه خداوند که این دانایی راهبردی پیدا شود و به سرنوشت ایده‌های دیگر که در عمل ذبح و قربانی مطامع رانتی‌ و باندی شده‌، نشود. در این راستا باید یک ستاد حمایتی هماهنگ‌کننده و هم‌راستاساز منافع فردی و جمعی، همچنین ملاحظات کوتاه‌مدت و بلندمدت در عرصه مدیریتی اقتصادی کشور پدیدار شود. فقط به منظور یک نمونه بی‌بدیل از دستاورد نقش حمایتی و هماهنگ‌سازی که استاد فقید ایفا کردند در ایامی که مدت کمی از سالگرد پیروزی انقلاب گذشته‌، عنوان می‌کنم تا بر همگان اهمیت وجود چنین ایده‌ای آشکار شود. در اثر نظارت‌های راهبردی، هماهنگ‌سازی و هم‌راستاسازی عالمانه و عمیق مرحوم عالی‌نسب، یکی از بزرگ‌ترین دستاوردهایی که به گمان بنده بزرگ‌ترین افتخار آن دوران جمهوری اسلامی که درگیر جنگ طولانی نیز بود، پدیدار شد عدم ثبت حتی یک مورد مرگ و میر در اثر قحطی و اپیدمی است. کسانی ‌که با تاریخ ده‌ساله اول پس از انقلاب آشنایی دارند، می‌دانند که مطرح‌کننده ایده اولیه وجود چنین نهادی استاد فقید بودند و هیچ‌یک از رهبران آن زمان کشور به چنین نکته‌ای توجه نکرده ‌بودند.

اما وقتی مرحوم عالی‌نسب این مساله را بیان کرد، با حمایت‌های بی‌دریغ، پایمردی‌ها و پیگیری‌های مستمر آیت‌الله شهید دکتر بهشتی و شهید محمدعلی رجایی مواجه شد که آن حمایت‌ها باعث شد ایران بتواند افتخار بزرگی در دوران جنگ کسب کند. نکته غم‌انگیز در زمینه عملکرد کشور در آن دوران، عدم ثبت و ضبط افتخارها به عنوان یک تجربه ممتاز و بی‌بدیل است؛ از این رو این خطر وجود دارد که اگر خدایی ناکرده ایران مجددا در معرض شوک‌های برون‌زایی مانند جنگ قرار گیرد، به واسطه عدم ثبت و ضبط آن ذخیره دانایی که باعث می‌شود هویت جمعی و مکتوب پیدا نکند، ممکن است این افتخار قابل تکرار نباشد؛ به بیان دیگر با عدم ثبت افتخارها نه تنها از تجربه موفق خودمان بلکه از تجارب ناموفق نیز نمی‌توانیم پندآموزی کنیم.

از آنجایی که امروز تنها تعداد اندکی از افرادی که با منطق‌های بنیادی آن ایده و سازوکارهای اجرایی و عملیاتی کردن و در نهایت سازوکار دید‌بانی از آن ایده برای موفقیت‌آمیز شدنش در قید حیات هستند، برای شادی روح استاد فقید همچنین برای آنکه یک یادگاری معجزه‌آسای ایشان در ذخیره دانایی ایرانیان قرار گیرد و تا سالیان سال کشور را از انواع تهدید در برابر قحطی و اپیدمی مصون نگه دارد، توصیه‌ای دارم. بنده توصیه می‌کنم که ستادهای حاکمیتی و نهادهای نظارتی کشور یک گروه پژوهشی صاحب صلاحیت را به جمع‌آوری اطلاعات، اسناد و تدوین این تجارب درخشان و منحصربه‌فرد مامور کنند. امیدوارم این توفیق برای جامعه حاصل شود که با ثبت و ضبط اندیشه‌ها و تدابیر مدیریتی بی‌بدیل مرحوم عالی‌نسب از دام تعدیل ساختاری و گرفتاری در انبوه بحران‌ها نجات یابیم و هم روی اقتصاد ایران به سمت توسعه متمایل شود.

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است. طراحی: هشت بهشت