معاون پیشین توسعه، کارآفرینی و اشتغال وزارت کار که در موسسه مطالعات دین و اقتصاد سخن میگفت، عنوان کرد که اگر سند چشمانداز اجرایی میشد در سال آینده اقتصاد ایران نزدیک به ۵ برابر میشد.
به گزارش بنکر (Banker)، حسن طایی، همچنین عنوان کرد که اگر جامعه نسبتا مرفه میخواهیم، عرضه نیروی کار ایران باید از ۲۶ میلیون فعلی به ۵۵ میلیون نفر برسد و بیش از دوبرابر شود.
بخشهایی از صحبتهای وی را که «جماران» پوشش داده، بخوانید.
با سند چشمانداز، اقتصاد ما ۴.۷ برابر میشد
از ۱۳۸۰ که طرح نیازسنجی را انجام دادیم همزمان با ما، چند گروه دیگر هم کار میکردند. همه بر اساس الگوهایی که داشتند، تایید میکردند که اقتصاد ایران در سالهای آینده نیاز به ۸ درصد رشد دارد.
وقتی سند چشمانداز منتشر شد، آنها هم به همین رقم اشاره کردند.
برای مدت طولانی از ۱۳۸۴ تا ۱۴۰۴ برنامه این بود که سالانه ۸ درصد رشد داشته باشیم. اگر آن ۸ درصد رشد را و در طول ۲۰ سال وضعیت ثبات داشتیم، اقتصاد ما امروز ۴.۷ برابر میشد.
نیمی از اهداف اشتغالزایی محقق نشد
این کسری رشد، خود را در عدم ایجاد اشتغال نشان داده است. اگر آن رشد به یک رشد فراگیر تبدیل میشد ما در این دوران میتوانستیم نزدیک ۱۸ میلیون فرد جدید را سرکار ببریم و ایجاد اشتغال جدید کنیم و امروز شاغلان ما به ۴۴میلیون نفر رسیده بودند. در صورتی که در حال حاضر این رقم حدود ۲۳ میلیون نفر است.
فقط ۳ میلیون شغل در ۲۰ سال
مشکلات صندوقهای بازنشستگی و کوچک شدن سفره مردم و افزایش فقر در کشور، به این دلیل است که شغل ایجاد نشده .
سال ۱۴۰۰ ما ۸۵ میلیون نفر جمعیت داشتیم، جمعیت غیرفعالمان حدود ۳۸ میلیون نفر و جمعیت فعال حدود ۲۶ میلیون نفر و جمعیت شاغلمان ۲۳ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر بوده است.
۲۰ میلیون کسری اشتغال داشتهایم، جمعیت بیکار بر اساس تعریف مضیق بیکاری ۲ میلیون و چهارصد هزار نفر بود و ۲۷ میلیون خانوار داشتهایم. از ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۱ و در طول حدود ۲۰ سال، ۳ میلیون فرصت شغلی ایجاد شده است.
برای ایجاد شغل، باید آموزش، تخصص و دانایی را توسعه دهیم
اگر میخواهیم شغل ایجاد کنیم باید آموزش، تخصص و دانایی را توسعه دهیم. هر میزان در این رابطه کار کنیم، کم است. این مساله با مدرک متفاوت است، بلکه باید درباره افزایش سطح دانایی و تخصص بحث کرد.
مساله دیگر افزایش مهارتآموزی، کارآموزی، کارورزی و اشتغالورزی است. گسترش محیطهای یادگیری، نوآوری و فناوری نیز مساله مهم دیگر است.
ما درحاشیه تاریخ هستیم
ببینید همه جای دنیا گرم است، چرا کشور ما باید به این صورت درآید؟! آیا هیچ پیشبینی نمیکردند و نمیدانستند؟!
چون ما باید همیشه تعطیل باشیم! البته که در تعطیلات تاریخی به سر میبریم و در واقع ما در حاشیه تاریخ هستیم.
هیچ کشوری با بازارهای داخلیاش به جایی نرسیده است! تجارت بینالملل در شرایط مناسب، مقوم اقتصاد است و شغل مولد به وجود میآورد.
اقتضای شغل مولد، نظام اداری تسهیلگر و کارآمد است
برای ایجاد اشتغال در مقیاس میلیونی، لازم است بهطور مستمر به اصلاح نظام اداری تسهیلگر و کارآمد برای فعالیتهای اقتصادی پرداخت.
این اولین رکن کار است. اقتضای شغل مولد نظام اداری تسهیلگر و کارآمد است. دموکراسی واقعی، بروکراسی کارآمد و توسعه حقیقی، حلقههای ارگانیک یک جامعه پیشرفته هستند .
وضعیت رفاه و اشتغال ایران ۱۴۱۰
در ۱۴۱۰ جمعیت ما به ۹۵ میلیون نفر میرسد و جمعیت فعال ما اگر بخواهد متناسب با معیارهای جهانی باشد و جامعه نسبتا مرفه را به ارمغان آورد، جمعیت فعال یا عرضه نیروی کار ما باید از ۲۶ میلیون فعلی به ۵۵ میلیون نفر برسد و بیش از دوبرابر شود.
جمعیت شاغل ما باید ۵۰ میلیون نفر باشد. نرخ بیکاری ما باید ۹ درصد و نرخ مشارکت ما به بالای ۷۰ درصد برسد، در حالی که اکنون این رقم حدود ۴۱ درصد است.
اینها اعدادی است که اگر میخواهیم یک جامعه نسبتا قابل قبول داشته باشیم، باید به آن برسیم.
اگر جمعیت شاغل ما به ۵۰ میلیون نفر برسد، ضریب معیشت ما زیر دو میشود، در حالی که اکنون نزدیک ۴ است، یعنی یک نفر کار کرده و چهار نفر را تامین میکند.
شعار ایجاد یک میلیون شغل سالانه شوخی است
شعار ایجاد یک میلیون شغل سالانه برای اقتصادی که ۱۵ سال است، یک شغل مولد ایجاد نکرده، شوخی و امر محالی است.
اقتصادی که از ۱۳۸۴ تاکنون بهطور متوسط نتوانسته یک درصد رشد داشته باشد، آیا میتواند یک میلیون فرصت شغلی ایجاد کند؟!
برای این کار باید روزی ۳۰۰ شغل ایجاد شود اینها شوخی نیست، بلکه واقعیت یک میلیون فرصت شغلی است، بنابراین فعلا برای اقتصاد ایران چنین چیزی میسر نیست.
اکنون در شرایطی هستیم که بسیاری از کارگران صنعتی، کارکنان فعال و بعضی کارشناسانی که به مرحله خبرگی رسیده بودند، کارشان را در شرکتهای دولتی و خصوصی پایان دادهاند و در اسنپ یا پیکهای موتوری کار میکنند.
شاغلان همان یادگیرندگان مادامالعمر هستند
شغل مولد آغاز نوین برای یادگیری تغییرات قابل مشاهده در عرصه اجتماع است و جامعه هر روز با کالاهای جدید مواجه میشود.
کالاهایی که کارگر در محل کار مدام آن را با نوآوری و بهینهسازی تولید میکند و یاد میگیرد و فرآیندهای جدید تولید، کار و خدمات را به وجود میآورد. شاغلان همان یادگیرندگان مادامالعمر هستند.
برنامههای جاهطلبانه شکست میخورند
سیاستگذاری اقتصادی به هیچوجه، جادو و معجزه نمیکند. گامها و برنامههای جاهطلبانه مانند آنچه ما داریم و اکنون در هفتمین آن هستیم، عموما با شکست مواجه میشود.
ما به نوعی سیاستگذاری تدریجی و نموی نیاز داریم به صورت انفجاری نمیشود، سیاستگذاری به صورت تغییرات کوچک و تدریجی امکان موفقیت را بالا میبرد.
انسجام سیاستی و مهیا کردن بسترهای نهادی برای این سیاستگذاری بسیار ضروری است. بهطور قطع جامعه ما در سالهای ۱۴۱۳ تا ۱۴۱۵ یک جامعه ۱۰۰ میلیون نفری است و یکی از مهمترین وظایف وزارت کار، تعاون و رفاه اجتماعی، موضوع روابط کار است، اما متاسفانه امروز وقتی اسم وزارتخانه میآید، ذهن همه به سمت بنگاههای زیرمجموعهاش، صندوق بازنشستگی توسعه روستایی و شستا میرود.
در حالی که اصل وزارت کار مربوط به وظایفش درباره روابط کار است. با توجه به تحولات تکنولوژی و ورود نیروهای جدید، اگر جمعیت ما به ۳۰ تا ۳۵ میلیون نفر برسد، کل شکل روابط کار ماهیتا تغییر میکند.
آینده کاری شاغلان
این ۶ مساله به چهل موضوع مرتبط میشوند، پیشرفت فناوری، علم و تکنولوژی به سادگی نیست. ظرفیت فناوری به صورت نمایی افزایش مییابد. در دنیای آینده حدود ۵ تا ۶ میلیارد نفر با ابزارهایی که دارند به یکدیگر متصل میشوند و شبکه وب عالمگیر میشود.
با افزایش مشارکت اجتماعی در جهان، بسط فرصتهای شغلی مولد و اطلاعات و دانش جهان دیجیتالی میشود. هم شرکتهای عظیم به وجود میآیند و هم کارآفرینان، خود اکوسیستم کسب و کار را تغییر میدهند.
ظهور دستیارهای هوشمند و مشاوره گرفتن از هوش مصنوعی و جایگزین شدن فناوریها به جای مشاغل جهان، زندگی و کسب و کار ما را شکل میدهند و با جهانی شدن جهان یکپارچه و تولید بیوقفه میشود.
باید به بانک جهانی استعدادها و مهارتها بپیوندیم
اگر بتوانیم به بانک جهانی استعدادها و مهارتها بپیوندیم، دیگر مزیت متولد شدن در امریکای شمالی، اروپای شمالی، نیوزیلند و کانادا از بین میرود.
در اینجا تبلت و تلفن داریم؛ اما به شبکه وصل نیستیم. جهانی شدن، باعث ظهور گسترده مناطق فرودست در حاشیه شهرها میشود و با هر منطقی که جلو برویم، مناطق فرودست بهطور گسترده در حاشیه شهرها در حال شکلگیری است.
بسته به اینکه کجای اقتصاد جهانی قرار میگیریم، شادمانی و خرسندی برای برخی به شدت افزایش و برای برخی به شدت تنزل پیدا میکند.
افزایش قیمت انرژی لاجرم اتفاق میافتد و فاجعههای زیست محیطی افراد را جابهجا و فرهنگی هم متناسب با این تغییرات ظهور پیدا میکند.
اشتغال محصول یک سیستم است
اشتغال خروجی یک سیاست اقتصادی نیست، بلکه محصول یک سیستم است. فراهم بودن بسترهای نهادی به همراه مجموعهای از سیاستها در چارچوب یک نظام منسجم فکری و اجرایی میتواند اشتغال را برای آحاد جامعه به ارمغان آورد.
اشتغال حاصل به هم پیوستن چندین جریان تحول است و نیازمند مجموعهای از سیاستگذاریها در سطوح کلان میانی و خرد است که در یک مجموعه یادگیری متقابل و همهجانبه میتواند به بهبود بازار کار و ایجاد فرصتهای شغلی بینجامد.





دیدگاهها