به گزارش بنکر (Banker)، شاید برای خیلیها «ترید» هنوز یک کلمه عجیب و غریب باشد. اما برای تعداد قابل توجهی از جوانان ایرانی، این واژه یعنی شغل اصلی و منبع درآمد روزانه.
بر اساس برآوردهای غیررسمی، تعداد زیادی از فعالان ایرانی در بازارهای مالی بینالمللی مشغول معاملهگری هستند؛ چه در بازار فارکس، چه در رمزارزها و چه از طریق همکاری با شرکتهای پراپ تریدینگ.
نکته جالب اینجاست که برای بسیاری از این افراد، ترید دیگر یک فعالیت شبانه یا آزمایشی نیست. آنها سالها وقت گذاشتهاند، آموزش دیدهاند، سرمایه گذاشتهاند و حالا:
-
تحلیل بازار را بلدند
-
مدیریت ریسک را حرفهای انجام میدهند
-
با ابزارهای بینالمللی کار میکنند
به عبارت ساده، ترید برایشان تبدیل شده به یک شغل تخصصی و تمام وقت.
یک مشکل بزرگ
در حرفهای که ثانیهها تعیینکننده سود و زیان هستند، کوچکترین اختلال در اینترنت میتواند فاجعه به بار آورد.
متأسفانه وضعیت فعلی اینترنت بینالملل برای تریدرهای ایرانی اصلاً خوب نیست:
-
کاهش سرعت
-
قطعی مکرر اتصال
-
عدم دسترسی به پلتفرمهای معاملاتی
این مشکلات عملاً یعنی مختل شدن کامل فعالیت حرفهای. اجرای سفارشها، مدیریت معاملات باز، کنترل ریسک و حتی برداشت سود از حسابها – همه و همه به یک اتصال پایدار و بدون اختلال وابسته است.
دو دسته تریدر
فعالان این حوزه به دو گروه اصلی تقسیم میشوند:
بزرگترین درد
واقعیت تلخ ماجرا اینجاست: تریدرهای ایرانی هیچ صنف، انجمن یا تشکل رسمی ندارند که بتواند مطالباتشان را پیگیری کند.
برخلاف بسیاری از فعالان دیگر اقتصاد دیجیتال که از طریق نهادهای صنفی میتوانند صدای خود را به گوش مسئولان برسانند، تریدرها عملاً فاقد یک مرجع مشخص برای دفاع از حقوق حرفهای خود هستند.
نتیجه؟ همین الان هم آنها بدون هیچ پشتوانه نهادی، چشم به دست سیاستگذاران دوختهاند و منتظر تصمیمگیری هستند.
ماجرای «اینترنت پرو»
در این میان، ابهام درباره طرحهایی مثل «اینترنت پرو» هم مزید بر علت شده است. هنوز هیچ کس جواب این سؤال را نمیداند:
آیا تریدرها در دسته مشاغلی قرار میگیرند که دسترسی حرفهای و پایدار برای آنها در نظر گرفته خواهد شد؟
این بلاتکلیفی، برنامهریزی کاری و حرفهای بخش قابل توجهی از نیروهای متخصص اقتصاد دیجیتال را مختل کرده است.
نگاه کارشناسان
کارشناسان معتقدند موضوع فقط به این ختم نمیشود که یک گروه از معاملهگران به چند وبسایت خارجی دسترسی داشته باشند یا نداشته باشند. اصل ماجرا چیز دیگری است:
حفظ بخشی از سرمایه انسانی فعال در اقتصاد دیجیتال کشور
نیروهایی که با تکیه بر دانش تخصصی خود در یک بازار جهانی فعالیت میکنند. اگر این شرایط ادامه پیدا کند، دو سناریو محتمل است:
-
به تدریج از چرخه فعالیت داخلی خارج میشوند
-
مسیر فعالیت خود را به خارج از کشور منتقل میکنند
هیچ کدام از این دو گزینه به نفع اقتصاد کشور نیست.
چه باید کرد؟
در چنین شرایطی، بیش از هر زمان دیگری نیاز به تصمیمگیری شفاف و برنامهریزی مشخص احساس میشود. خود فعالان این حوزه میگویند:
آنچه امروز بیش از هر چیز به آن نیاز داریم، نه امتیاز ویژه، بلکه دسترسی پایدار و قابل اتکا به زیرساختی است که اساس فعالیت حرفهای ما را تشکیل میدهد.
تصمیمی که میتواند:
-
بخشی از مشاغل نوظهور اقتصاد دیجیتال را حفظ کند
-
از خروج نیروهای متخصص جلوگیری نماید


دیدگاهها