معادله نرخ سود بانکی این روزها باز هم به یک مساله در اقتصاد ایران بدل شده است.
دولت سیزدهم کمتر از یک سال قبل، نرخ سود بانکی را با هدف جمعآوری نقدینگی موجود در بازار، افزایش داد .
در آن زمان مسوولان وزارت اقتصاد وقت استدلال میکردند بالا بردن نرخ بهره حقیقی باعث کاهش تورم و افزایش رویکردهای مولد در اقتصاد میشود.
یک سال پس از این تصمیم اما وزارت اقتصاد دولت چهاردهم، استدلالی ۱۸۰درجه با دولت قبل مطرح کرده و میگوید تداوم وضع فعلی در خصوص نرخ سود بانکی ممکن نیست و باید نرخ را کاهش داد!
استدلال وزارت اقتصاد دوات جدید این است که افزایش بهره حقیقی باعث گریز سرمایهگذاران از بازارهای کشور و کاهش سرمایهگذاری شده است.
چند تصمیم متناقض!
فارغ از اینکه کدام دیدگاه و کدام مسوول استدلال منطقیتری ارایه میکند و کدام تصمیم از منظر اقتصادی به صلاح و صواب نزدیکتر است، اینکه در اقتصاد ایران، طی یک سال چنین تصمیمات متناقضی اتخاذ میشود جای سوال و پرسش دارد.
این در حالی است که در سایر کشورها، یک الگوی اقتصادی مشخص با اجماع نخبگانی اتخاذ میشود برای سالها و دهههای متمادی اجرایی میشود.
آیند و روند دولتها این تصمیمات و راهبردها را تغییر نمیدهد. بنابراین اصل این تنوع تصمیماتی عجیب است.
اخیرا فدرال رزرو امریکا پس از دههها ۲۵صدم درصد، نرخ بهره را تغییر داده است؛ با یک چنین تصمیمی هم اقتصاد امریکا از رکود خارج شد، تورمشان کاهشی شد و بازارهایشان رونق پیدا کرد.
اشتباه محاسباتی نرخ بهره
در ایران اما یک دولتی امسال نرخ بهره را ۶الی ۷درصد بالا میبرد و کمتر از یک سال بعد دولت دیگر نرخ را ۶الی ۷درصد پایین میآورد.
اما آب از آب تکان نمیخورد و مشکل رکود تورمی همچنان ادامه دارد.
نتیجه این میشود که در ایران ۴۰درصد تورم برای مسوولان عادی شده و به ریش قبای هیچ مقام مسوولی هم بر نمیخورد.
بنابراین معتقدم در بحث کاهش و افزایش نرخ بهره، اشتباه محاسباتی رخ داد. افزایش نرخ در ادبیات اقتصادی باعث کاهش تقاضا و کاهش تورم میشود.
اما آیا اقتصاد ایران اقتصاد روتینی است که یک چنین نسخههایی برای آن پیچیده شود؟
افزایش نرخ سود بانکی باعث شد توقع افرادی که طلا و ارز و خودرو و خانه و…دارند، بالا برود.
وقتی بانک ۳۰درصد سود میدهد یا اوراق دولتی ضمانتی میفروشد که نرخ موثر آن ۳۳ و ۳۴درصد است، چرا صاحبخانه باید نرخ اجارهبها را کمتر از ۳۰درصد و ۵۰درصد در نظر بگیرد؟
فروشنده خودرو هم میگوید هر بار که خودرویی را دست به دست میکنم باید ۳۰درصد روی آن بکشم!
نماد و نمونه برجسته سوداگری
جالب اینجاست بانکها نقدینگی مردم را جمع میکنند و به مردم ۲۳درصد سود میدهند بعد اوراق دولتی را میخرند و ۳۸درصد سود تضمینی دریافت میکنند!
این نوع کنشگری توسط بانکها، نماد و نمونه برجسته سوداگری است. بانکها هر اندازه نقدینگی داشته باشند وارد این نوع فعالیتهای سوداگرانه میکنند و بعد برای وام ازدواج مردم، نقدینگی وجود ندارد.
وقتی یک چنین قلمروهای سوداگرانهای وجود دارد، چرا مردم و فعالان اقتصادی باید نقدینگی و سرمایه خود را وارد بازار بورس کنند و در یک فضای پر ریسک ۲۰درصد سود احتمالی را کسب کنند؟
ناترازی و معوقات عجیب!
حیرتانگیز اینکه امروز نرخ بهره غیر رسمی در بازار ماهی ۴الی ۵درصد شده است، اما هیچ ناترازی در پول بازاری رخ نداده، سیستم بانکی اما با این همه دفتر و دستک وام میدهد و برای یک وام ساده مستاجران ۳ضامن معتبر طلب میکند بعد با این حجم از ناترازی و معوقات و… هم روبه روست.
من و شما که جرات به تعویق انداختن واممان را نداریم، این افراد بانفوذ و نورچشمیها و افراد دارای روابط خاص هستند که هزاران میلیاردی وام میگیرند و بازپرداخت آن را به تعویق میاندازند.
مشخص نیست دولت قبل زمانی که درباره سود بانکی تصمیمگیری میکرد آیا به این امور واضح توجه کرده یا نه؟
با این توضیحات این فکر به ذهن خطور میکند که وقتی متوجه شدیم که تصمیم افزایش نرخ سود بانکی غلط بوده، آیا باید به سرعت نرخ سود را کاهش داد؟
این اشتباه دوم است، دولت سیزدهم نباید نرخ سود را افزایش میداد ولی حالا که نرخ بالا رفته، دولت چهاردهم نباید به سرعت آن را کاهش دهد! باید توجه داشت این نوع تصمیمات ثبات بازار را کاهش میدهد.
در صورت اتخاذ این تصمیم چه اتفاقی رخ میدهد؟
سرمایهگذارانی که انتظار نرخ سود بانکی بدون ریسک را داشتند، سرمایههای خود را از بانکها خارج کرده و وارد بازارهای سوداگرانه میکنند.
بازار طلا، ارز و خودرو از جمله این نوع بازارهاست. بنابراین دولت زمانی که قرار است تصمیمی اتخاذ شود باید به مجموعه گزارهها و عوامل موثر بر موضوعات توجه کند.
دولت به جای این نوع تصمیمات باید به سمت کنترل بازار ارز و مهار تورم گام بردارد. ثبات بیشتر و تصمیمات بلندمدتتر مهمترین نیاز اقتصاد ایران است.





دیدگاهها