به گزارش بنکر (Banker)، حسین ایمانی جاجرمی، جامعهشناس شهری و استاد دانشگاه تهران، تصویری تکاندهنده از وضعیت کنونی ایران ترسیم میکند. به گفته او، جامعه امروز ایران در «فضای تعلیق» گرفتار شده است.
یعنی چه؟ یعنی مردم برای تصمیمگیریهای مهم زندگیشان – از ازدواج و بچهدار شدن تا خرید خانه و سرمایهگذاری – دیگر تصویر روشنی از آینده ندارند. تورم افسارگسیخته، کاهش قدرت خرید و تهدیدات خارجی دست به دست هم دادهاند تا جامعه در یک «توقف اجباری» فرو برود.
«تصمیمات اقتصادی و اجتماعی افراد به تأخیر افتاده. نه فقط مردم عادی، حتی نظام کلان اقتصادی هم به تأمل و بازنگری نیاز دارد.»
فقر پنهان
شاید ظاهر بعضی خانوادههای تهرانی هنوز شبیه طبقه متوسط باشد، اما سفرههایشان دیگر اینطور نیست. ایمانی جاجرمی هشدار میدهد که «فقر پنهان» در کلانشهرها دارد ریشه میدواند.
خطر واقعی اما جایی است که این وضعیت به «نزول اجتماعی» تبدیل شود. یعنی فرزندان طبقه متوسط امروز، نتوانند به مسکن، آموزش باکیفیت و بهداشت مناسب دسترسی پیدا کنند. نتیجه چه میشود؟ شکلگیری یک «طبقه فقیر جدید» که ریشه در دل طبقه متوسط دارد.
به گفته این استاد دانشگاه، این روند به معنای از دست رفتن تدریجی امید در بخش بزرگی از جامعه است.
زنگ خطر سلامت روان جامعه
بحرانهای اقتصادی فقط کیف پول را هدف نمیگیرند. روان جامعه را هم نشانه میروند. ایمانی جاجرمی تأکید میکند که با افزایش فشارها – بدون هیچ سیاست حمایتی جدی – احتمال بروز خشونتهای اجتماعی، نارضایتی گسترده و حتی بزهکاری بیشتر میشود.
او خواستار «سیاستهای اجتماعی برای کاهش آسیبهای روانی و تقویت تابآوری» شده است. چیزی که به نظر میرسد فعلاً در ردیف اولویتهای تصمیمگیرندگان نیست.
عقبگرد در توسعه انسانی
شاید تلخترین بخش صحبتهای این جامعهشناس، ارجاع او به گزارش برنامه توسعه ملل متحد (UNDP) باشد.
طبق این گزارش، تنها ۲۶ روز از جنگ اخیر (منطقه) حدود یک تا یک سال و نیم از توسعه انسانی ایران را عقب انداخته است. چطور؟ از سه راه:
-
کاهش درآمد ملی سرانه
-
اختلال در نظام آموزشی
-
افزایش مرگومیر
نکته نگرانکننده اینکه ایران از دهه ۱۹۹۰ جزو کشورهای با «توسعه انسانی بالا» طبقهبندی میشد. اگر این روند ادامه مییافت، احتمالاً به باشگاه کشورهای با «توسعه انسانی بسیار بالا» میپیوستیم. اما حالا، سناریوی UNDP نشان میدهد که پیشرفت متوقف و حتی معکوس شده است.
۸۶ میلیون نفر گیرنده کالابرگ
یکی از آماری که شاید باورکردنش سخت باشد، رشد چشمگیر دریافتکنندگان کالابرگ است. طبق آمار رسمی:
| بازه زمانی | تعداد دریافتکنندگان کالابرگ |
|---|---|
| ماههای قبل | ۷۱.۵ میلیون نفر |
| ماههای اخیر | ۸۶.۹ میلیون نفر |
یعنی حدود ۹۸ درصد از این افراد واقعاً از کالابرگ خود استفاده کردهاند. پیامد این وابستگی عظیم دوچندان است:
-
فشار بودجه دولت – پولی که میتوانست صرف پروژههای عمرانی، آموزش، بهداشت و نوآوری شود، حالا دارد خرج یارانههای خوراکی میشود.
-
کاهش انگیزههای اجتماعی و اقتصادی – وقتی بخش بزرگی از جامعه به کمک دولتی وابسته شود، نشاط و پویایی اقتصادی تحلیل میرود.
به گفته ایمانی جاجرمی، «گوشت و برنج عملاً از سبد غذایی بسیاری از مردم حذف شده است.»
راهکار پیشنهادی
این جامعهشناس فقط به دردِ دل بسنده نکرده و راهکار هم ارائه داده است:
-
احیای اقتصاد و ایجاد فرصتهای شغلی واقعی (نه کاذب)
-
بازسازی زیرساختهای اقتصادی برای کاهش وابستگی به یارانه
-
تقویت سرمایه اجتماعی و تشکلهای محلی تا مردم در بحران از هم حمایت کنند
تأکید نهایی او این است: مطالبات اقتصادی و اجتماعی که حالا به دلیل جنگ و بحرانها به تعویق افتاده، ریشههای عمیقی دارند و بدون توجه جدی سیاستگذاران، نهتنها حل نمیشوند که عمیقتر هم خواهند شد.
منبع: اقتصادنیوز





دیدگاهها