داستان تلخ صنعتی شدن در ایران

|
مطالعه ۲ دقیقه

آورده‌اند که میرزاتقی‌خان به چراغعلی‌خان زنگنه حاکم اصفهان نوشت که ابزار تدارک کارخانه را برای سماورساز فراهم و وامهای لازم را به او بدهد.

آن زمان سماور ذغالی را از روسیه می آوردند. همین که کارخانه به تولید رسید گفتند که میرزا تقی‌خان از کار کنار گذاشته شد و پس از آن طولی نکشید که نوبت به چراغعلی‌خان زنگنه رسید.

حاکم جدید که حاکم میرزاآقاخان نوروزی بود به دنبال سماور ساز فرستاد و به او گفت وامی را که گرفته عودت دهد.

او گفت هنوز اجناس به بازار نرفته و فروش نکرده ایم و من پول ندارم، به او مهلت داد، او هم کارخانه را به تاراج داد خانه خود را هم فروخت و هنوز نتوانست وام حکومت را بدهد.

حاکم سپرد تا فراشان حکومتی او را در بازار صنعتگران اصفهان آنقدر بکوبند تا صنعتگرانی که او را انتخاب کرده و به تهران نزد امیر فرستاده بودند دل بسوزانند و تاوان مابه التفاوت بدهی او را بپردازند و همین کار را کردند.

از ضرباتی که به سر او زدند او برای همیشه کور شد و در بازار اصفهان فقیری و گدایی می کرد.

وقتی شخصی ظاهراً تهرانی به او صدقه ای داده بود، او این داستان صنعتگر شدن در ایران را به جای آن صدقه برای او تعریف کرده بود که آن پول مجانی نباشد.

وقتی خلف او مصدق سماور نفتی عالی نسب را دید، مهمانی کرد و در آن مهمانی سماور را روشن کرد و در آن سماور با دست خود برای مهمانان چای ریخت و به مهمانان تعارف کرد.

غیر از استثنائات ذکر شده، داستان صنعتی شدن در ایران بیشتر به آن داستان سماور ساز اصفهانی شبیه است.

لینک کوتاه:

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است.