bank

روند ظهور بانکداران در ایتالیای سده ۱۵

جمعیت ونیز در پایان سده پانزدهم در حدود ۲۰۰هزار نفر برآورد شده است. جمعیت میلان و ناپل نیز در همین حدود بود و جمعیت رم اندکی کمتر بود؛ منتها فلورانس بسیار کوچک‌تر بود و جمعیتی در حدود ۱۰۰هزار نفر داشت.
١٢ تیر, ١۴٠١ يكشنبه ٠٨:۴٢
کد خبر: ٢٧٣٨۴٢

البته در مقایسه با شهرهای مدرن که تا جمعیت آنها دست کم به نیم میلیون نرسد، ما آنها را بزرگ به شمار نمی آوریم، آن شهرها بسیار کوچکند. تمام آن دولت-شهرها، روی هم جمعیتی برابر با جمعیت بوستون امروزی نداشتند. با این همه، با معیارهای آن روزگار، آنها شهرهای بزرگی بودند.

در آن روزگار، سازمان آن شهرها -برای مثال مجموعه آبراهه‌های ونیز- دستاورد بزرگی بود. باید به یاد داشته باشیم که در آن زمان کل جمعیت اروپا، یک دهم جمعیت امروز آن بود. از میان جمعیت این دولت-شهرها، شاید ۱۰۰۰ تا ۲۰۰۰ نفر خود را نجیب‌زاده به شمار می آوردند.

لئوناردو و دیگر هنرمندان رهبران رنسانس مردمی بودند؛ ولی برای همین گروه کوچک اشراف کار می‌کردند. البته، آن اشرافیت را نباید اشرافیتی پایدار و مبتنی بر تبار به شمار آورد؛ زیرا بازرگانان و بانکداران موفق‌تر پیوسته به آن راه می‌یافتند.

این طبقه نوخاسته بازرگانان درست در جایی پایین‌تر از اشرافیت قرار داشت و مشاوران حکومت از میان افراد این طبقه انتخاب می‌شدند. طبقات گسترده‌تر صنعتگران و سپس کارگران در ردهای پایین‌تر از بازرگانان بودند.

مجموعه‌ای از عوامل باعث رونق کار دولت-شهرها شد؛ ولی یکی از این عوامل بیشتر از بقیه اهمیت داشت: آنها سرگرم تجارت بودند. ایتالیا قطب تجاری بود: هرکس می توانست از آنجا به شرق، یعنی آسیای میانه و خاور دور و به غرب، یعنی اسپانیا و به جنوب، یعنی آفریقا و به شمال، یعنی اروپا سفر کند. ا

ز همه مهم‌تر اینکه تجارت روزافزون بین شرق و اروپا آن کشور را ثروتمند می‌کرد. این تجارت، طبقه بازرگانان بانکدار را پدید آورد که خطر می‌کردند و ثروت خود را از راه حمل بار با کشتی به‌دست می‌آورند. این کار بسیار مخاطره‌آمیز بود و پولی که در یک کشتی باری حبس می‌شد، مدت‌ها راکد می‌ماند. برای جبران این زیان‌ها، سودها سرسام‌آور بود. در نتیجه، ریاضیات مربوط به محاسبه بهره‌ها و بیمه و قمار در دوره رنسانس آغاز شد.

اعتقاد جدی کلیسای قرون وسطی بر آن بود که ارزش تمام پول‌ها یکی است و همگی به یک اندازه بی ارزشند؛ خواه پولی که در کشتی باری راکد بماند و به مخاطره افکنده شود و خواه پولی که نقد باشد.

ولی در شهرهای بازرگانی این حکم صادق نبود. بنابراین قوانین کلیسایی مخالف با رباخواری از میان رفت. همان‌گونه که از داستان تاجر ونیزی برمی‌آید، احساس مخالفت با قرض دادن پول در برابر بهره به‌شدت قوی بود؛ ولی باز هم همان‌گونه که از همین داستان برمی‌آید، کسی که کشتی‌هایی در دریا داشت، قادر نبود با کسی که پول نقد دارد بستیزد.

پس بانکداران مقامی شایان احترام یافتند. در ایتالیا، پولی که از راه تجارت به‌دست می‌آمد به پشتوانه‌ای جدید برای قدرت بدل شد. آن ثروت شرایط مادی و جو روانی لازم را برای رنسانس فراهم آورد. پول درآوردن دیگر کاری شرم‌آور به شمار نمی‌رفت.

خاندان مدیچی در فلورانس روی آرمشان گلوله‌هایی طلایی داشتند که اکنون در مغازه امانت‌فروشان آویزان است. در آن زمان بانکداران ونیزی چشم آبی و ریش سیاه را در حالتی نقاشی می‌کردند که داشتند با دست‌های پوشیده از جواهرشان پول می‌شمردند.
سنت روشنفکری در غرب (از لئوناردو تا هگل)
تالیف: ج.برونوفسکی/ ب.مازلیش،
ترجمه: لی‌‌لا سازگار، انتشارات آگاه
این مطلب برایم مفید است
1 نفر این پست را پسندیده اند


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
banker instagram
نگاه بنکر
چهره های ماندگار