به گزارش بنکر (Banker)، پرونده مطالبات ارزی ایران در بانکهای خارجی که سالهاست به دلیل تحریمهای آمریکا و کارشکنیهای سیاسی بلاتکلیف مانده، این روزها همزمان با تحرکات تازه دیپلماتیک، وارد فاز جدیدی شده است.
دههها از آغاز توقیف اموال ملی میگذرد، اما هنوز بخش عمدهای از این ثروت در حسابهای بینالمللی تحت تدابیر تحریمی باقی مانده است.
تسنیم نوشت: نکته تازه اما تغییر در استراتژی مذاکرهکنندگان ایرانی است؛ از «توافق برای آزادسازی» به «آزادسازی برای توافق». یعنی دیگر خبری از وعدههای بعد از امضای قرارداد نیست. تهران میگوید ابتدا پول ما را آزاد کنید، بعد بنشینیم درباره بقیه مسائل حرف بزنیم.
داراییهای ایران
آمارهای رسمی نشان میدهد داراییهای بلوکهشده ایران در جغرافیای وسیعی پراکنده شده است:
-
ژاپن: حدود ۱.۵ میلیارد دلار
-
هند: حدود ۷ میلیارد دلار
-
لوکزامبورگ: حدود ۱.۶ میلیارد دلار
-
آمریکا: دست کم ۲ میلیارد دلار
اما اینها فقط ارقام رسمی هستند. برآوردهای غیررسمی رقم بسیار بالاتری را نشان میدهد؛ برخی منابع مجموع داراییهای تحت محدودیت ایران را تا ۱۰۰ میلیارد دلار نیز تخمین میزنند.
مدلهای متفاوت مدیریت مالی
در برخی کشورها، وضعیت داراییهای ایران کمی متفاوت است. در چین، رقمی بین ۲۲ تا ۳۰ میلیارد دلار از درآمدهای نفتی ایران انباشته شده. بخش عمده این پول اما در چرخههای تهاتری یا کانالهای مالی خاص در جریان است و به راحتی قابل برداشت نیست.
در عراق هم قضیه به همین شکل است. مطالبات گازی و برقی ایران در حسابهای کنترلشدهای قرار دارد که فقط برای واردات کالاهای اساسی قابل استفاده است. یعنی پول هست اما دست ایران به آن خیلی باز نیست.
درس تلخ کره جنوبی
تجربه تلخ پرونده کره جنوبی هنوز در یادها مانده است. در آن ماجرا، حدود ۶ میلیارد دلار از داراییهای ایران آزاد شد و به قطر منتقل گردید. اما بعد از وقایع ۷ اکتبر، آمریکاییها دوباره دسترسی ایران به همان منابع را با محدودیتهای سیاسی مواجه کردند.
این تجربه به تهران ثابت کرد که صرف انتقال پول بدون تضمینهای قطعی کافی نیست. ممکن است فردا با یک تغییر سیاسی کوچک، دوباره دستت به پول خودت نرسد. به همین دلیل است که این بار مذاکرهکنندگان ایرانی روی جزئیات اجرایی خیلی سختگیرتر از قبل عمل میکنند.
جزئیات یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای
یک منبع آگاه نزدیک به تیم مذاکرهکننده به خبرگزاری تسنیم گفته است که طبق متن یادداشت تفاهم ۱۴ مادهای، کل منابع شناسایی شده برای این مرحله از مذاکرات، ۲۴ میلیارد دلار برآورد شده است.
اما نکته مهم، نحوه آزادسازی این پول است. تهران با اتکا به اصل پیشگیری از بدعهدی، شرط روشنی گذاشته:
-
مرحله اول (پیششرط توافق): نیمی از مبلغ یعنی ۱۲ میلیارد دلار باید همزمان با شروع اعلام یادداشت تفاهم و پیش از هرگونه پیشرفت در سایر بندهای مذاکراتی در دسترس ایران قرار گیرد.
-
مرحله دوم: مابقی مبالغ ظرف مدت ۶۰ روز منتقل شود.
این یعنی دیگر خبری از «اول امضا کن، بعد میدهیم» نیست. تهران میگوید اول پول را بدهید، بعد وارد جزئیات توافق میشویم.
مأموریت ۱۲ میلیارد دلاری
در همین چارچوب است که سفر اخیر رئیس مجلس شورای اسلامی به قطر معنا پیدا میکند. این دیدار یک ملاقات تشریفاتی نبوده، بلکه یک مأموریت فنی برای تفاهم بر سر «اجراییسازی» مطالبه ایران و رفع موانع سر راه دسترسی به ۱۲ میلیارد دلار گام اول بوده است.
به عبارت سادهتر، قرار است مشخص شود که این ۱۲ میلیارد دلار دقیقاً از چه کانالی، با چه سازوکاری و تحت چه نظارتی به دست ایران میرسد.
واکنش به مواضع قطر
اخیراً برخی مقامات قطری موضعاتی درباره عدم ارائه ضمانت مالی از سوی قطر مطرح کردهاند. اما منابع مطلع در واکنش به این اظهارات تأکید دارند که اصل موضوع اشتباه فهمیده شده است.
به گفته این منابع، بحث اصلاً پرداخت وجه از سوی قطر نیست. قطر قرار نیست از جیب خودش پولی به ایران بدهد. موضوع، آزادسازی داراییهای قطعی ایران است که سالهاست در بانکهای مختلف بلوکه شده. نقش قطر صرفاً تسهیلگرانه و نظارتی است، نه تأمینکننده مالی.
احتیاط حداکثری در برابر آمریکا
رویکرد فعلی تهران را میتوان «احتیاط حداکثری» در برابر طرف آمریکایی نامید. اگرچه به گفته منابع آگاه، روند مذاکرات در دوحه مثبت ارزیابی شده، اما تیم مذاکرهکننده ایرانی کاملاً هوشیارانه عمل میکند و به هیچ وعده شفاهی بسنده نمیکند.
هدف نهایی این است که پول آزاد شده با نظارت دقیق و سختگیری کامل به چرخه مالی کشور بازگردد و دیگر کسی نتواند دوباره آن را مسدود کند.
تغییر بازی به سود ایران؟
اگر استراتژی جدید تهران موفق شود، ایران برای اولین بار پس از سالها نه بر اساس وعدههای توافق، بلکه بر پایه آزادسازی واقعی داراییها پای میز مذاکره خواهد نشست. این تغییر رویکرد میتواند معادلات قدرت در مذاکرات را به سود ایران تغییر دهد.
با این حال، راه زیادی مانده و طرف آمریکایی نیز قطعاً سادهگذاری نخواهد کرد. باید دید آیا فشارهای دیپلماتیک ایران میتواند این شرط بزرگ را تبدیل به یک واقعیت عملی کند یا خیر.

دیدگاهها