جمعه ۱۵ خرداد ۱۴۰۵

۱۴۰۵/۰۲/۲۵ ۱۲:۵۵

مستخدمین‌حسینی: پول‌پاشی مردم را قربانی می‌کند

اقتصاد جنگ اگر بد مدیریت شود، نخستین قربانی آن سفره مردم است. مهار تورم، حمایت هدفمند و شفافیت، کلیدهای عبور از بحران بدون فروپاشی معیشت هستند.

به گزارش بنکر (Bankerوقتی بحران از راه می‌رسد، نخستین قربانی آن نه آمارهای رسمی، نه ترازنامه دولت و نه حتی شاخص‌های کلان اقتصادی، بلکه سفره مردم است. همان جایی که گرانی، کمبود کالا، افت قدرت خرید و بی‌ثباتی مالی بی‌رحمانه‌ترین چهره خود را نشان می‌دهد.

اقتصاد جنگ اگر با شعار، تصمیم‌های ناگهانی و سیاست‌های نمایشی اداره شود، می‌تواند به سرعت به اقتصادی علیه مردم تبدیل شود؛ اقتصادی که در آن منابع محدود به جای صرف نان، دارو، انرژی و حمایت از اقشار ضعیف، در مسیر رانت، فساد و سیاست‌های تورم‌زا هدر می‌رود.

اقتصاد جنگ دقیقاً چیست؟

حیدر مستخدمین‌حسینی، اقتصاددان و استاد دانشگاه، در گفت‌وگو با «جهان‌صنعت» که متن آن به صورت تلخیص شده درآمده است می گوید:

«وقتی از اقتصاد جنگ صحبت می‌کنیم، منظور فقط اقتصادی نیست که در آن کشور به شکل مستقیم درگیر جنگ نظامی باشد. بلکه مراد وضعیتی است که در آن تولید، تجارت، بودجه عمومی و نظام توزیع کالاها تحت فشار شدید قرار می‌گیرد. در چنین شرایطی دولت‌ها معمولاً با کمبود ارز، افزایش هزینه‌های عمومی، رشد تورم، اختلال در زنجیره تأمین و کاهش سرمایه‌گذاری روبرو می‌شوند.»

این وضعیت به سرعت از سطح تصمیم‌های کلان اقتصادی عبور می‌کند و وارد زندگی روزمره مردم می‌شود؛ مردم آثار آن را در قیمت نان، دارو، اجاره، حمل‌ونقل، سوخت و حتی امنیت شغلی خود احساس می‌کنند.

چه کسانی بیشترین آسیب را می‌بینند؟

مستخدمین‌حسینی تأکید می‌کند که شدت آسیب‌ها یکسان نیست:

«کسانی که دارایی‌های بزرگ، دسترسی به رانت یا قدرت چانه‌زنی اقتصادی دارند، معمولاً بهتر از طبقات فرودست از بحران عبور می‌کنند. اما کارگران، بازنشستگان، کارمندان، مستاجران و خانوارهای کم‌درآمد خیلی زود زیر فشار قرار می‌گیرند.»

در اقتصاد جنگ، مردم بیش از هر چیز به ثبات نیاز دارند: ثبات در قیمت کالاهای ضروری، دسترسی به دارو و مواد غذایی، اطمینان نسبت به سپرده‌های بانکی، حفظ شغل و قابل‌پیش‌بینی بودن تصمیم‌های دولت.

مهم‌ترین اصل در بحران

به گفته این اقتصاددان، مهم‌ترین اصل اقتصادی برای حمایت از مردم در شرایط جنگ، مهار تورم است:

«شاید در نگاه اول تصور شود که حمایت از مردم فقط به معنای پرداخت پول، افزایش یارانه یا اجرای طرح‌های حمایتی فوری است، اما اگر تورم رها شود، تقریباً هر سیاست حمایتی دیگر اثر خود را از دست می‌دهد.»

تورم بزرگ‌ترین دشمن مردم در بحران است زیرا:

  • حقوق ثابت را بی‌ارزش می‌کند

  • پس‌اندازهای خرد را از بین می‌برد

  • فقر را گسترش می‌دهد

  • باعث توزیع ناعادلانه ثروت می‌شود

برای مهار تورم، سه اقدام ضروری است: جلوگیری از چاپ پول بی‌پشتوانه، کنترل کسری بودجه و پرهیز از تصمیم‌های ناگهانی که قیمت‌ها را دچار شوک می‌کند.

حمایت هدفمند؛ نه پول‌پاشی بی‌حساب

مستخدمین‌حسینی هشدار می‌دهد که حمایت از مردم در زمان بحران کاملاً ضروری است، اما شکل این حمایت بسیار تعیین‌کننده است:

«اگر دولت تصور کند که تنها راه حمایت، توزیع گسترده پول بدون پشتوانه و بدون هدفگذاری دقیق است، ممکن است همان سیاست حمایتی به عامل تشدید تورم تبدیل شود.»

راهکارهای صحیح حمایتی:

  • یارانه مستقیم به دهک‌های پایین (حساب‌شده و متناسب با منابع واقعی دولت)

  • کوپن یا اعتبار خرید کالاهای ضروری (نان، دارو، غذا)

  • پوشش درمان و داروی ضروری

  • حمایت از اجاره‌نشین‌ها

  • بیمه بیکاری موقت برای ازدست‌دادگان شغل

  • حفظ تغذیه و آموزش کودکان (که آسیب در این حوزه‌ها آثار بلندمدت دارد)

تأمین کالاهای اساسی؛ اولویت اول

در اقتصاد جنگ، نخستین نگرانی مردم تأمین کالاهای اساسی است. مردم به این فکر می‌کنند که آیا نان، دارو، سوخت، برق، آب و مواد غذایی پایه به اندازه کافی در دسترس خواهد بود یا نه.

سیاست‌های ضروری در این زمینه:

  • تشکیل ذخایر راهبردی کالاهای حیاتی (گندم، دارو، سوخت، مواد غذایی پایه)

  • اختصاص ارز و منابع محدود ابتدا به واردات یا تولید کالاهای ضروری

  • حمایت از تولیدکنندگان کوچک و متوسط کالاهای ضروری

  • برخورد با احتکار و رانت توزیعی، اما نه به جای سیاست درست

مستخدمین‌حسینی تأکید می‌کند: «در بحران، فراوانی کالا مهم‌تر از شعار ارزان‌سازی غیرواقعی است. اگر قیمت ظاهراً پایین باشد اما کالا در بازار پیدا نشود، مردم آسیب بیشتری می‌بینند.»

بودجه و سیاست ارزی

در شرایط بحران، دولت نمی‌تواند مانند شرایط عادی رفتار کند. هزینه‌های ضروری (سلامت، غذا، انرژی، حمل‌ونقل، حمایت اجتماعی) باید در اولویت قرار گیرد و هزینه‌های تجملی، پروژه‌های کم‌اثر و طرح‌های نمایشی کنار گذاشته شود.

خطرناک‌ترین سیاست‌ها در بحران:

  • پول‌پاشی و استقراض بی‌ضابطه برای جبران کسری بودجه

  • چندنرخی شدن غیرشفاف ارز (که رانت ایجاد می‌کند و منابع کشور را هدر می‌دهد)

سیاست‌های درست ارزی:

  • جلوگیری از شوک‌های ارزی و مدیریت نوسانات شدید

  • تخصیص شفاف، محدود و قابل نظارت منابع ارزی

نقش بانک‌ها در بحران

مستخدمین‌حسینی نقش بانک‌ها در اقتصاد بحران‌زده را بسیار حساس می‌داند:

وظایف اصلی بانک‌ها:

  1. حفظ اعتماد مردم: اگر مردم احساس کنند سپرده‌هایشان در خطر است، زمینه برای بحران بانکی و هجوم به بانک‌ها فراهم می‌شود.

  2. هدایت اعتبار به بخش‌های حیاتی: کشاورزی، صنایع غذایی، دارو، حمل‌ونقل، انرژی و بنگاه‌های کوچک اشتغال‌زا.

  3. امهال موقت وام خانوارهای آسیب‌دیده (موقت، هدفمند و شفاف)

وظایف بانک مرکزی:

  • کنترل نقدینگی و مهار تورم

  • نظارت بر بانک‌ها

  • جلوگیری از خلق پول بی‌ضابطه

  • حفظ نظام پرداخت و تسویه

«اگر بانک مرکزی صرفاً برای پوشاندن همه مشکلات پول چاپ کند، مردم در میان‌مدت هزینه آن را با تورم شدیدتر پرداخت خواهند کرد.»

کنترل قیمت و مبارزه با رانت

یارانه در شرایط بحران می‌تواند ابزار مهمی باشد، اما اگر بد طراحی شود، به جای خانوارهای نیازمند، نصیب دلال، قاچاقچی یا مصرف‌کننده پرمصرف می‌شود.

اصول صحیح یارانه‌دهی:

  • اختصاص به مصرف پایه و ضروری

  • پرداخت مستقیم یا اعتباری به خانوارهای کم‌درآمد

  • عادلانه، پلکانی و تدریجی (نه با شوک ناگهانی)

کنترل قیمت: کنترل مطلق قیمت‌ها معمولاً مشکل‌ساز می‌شود. اگر دولت فقط دستور دهد قیمت‌ها افزایش پیدا نکند اما کالا به اندازه کافی تأمین نشود، نتیجه می‌تواند کمبود، بازار سیاه، افت کیفیت و صف باشد. راه درست این است که هم از تولیدکننده ضروری حمایت شود و هم به مصرف‌کننده ضعیف یارانه هدفمند داده شود.

مبارزه با فساد و رانت شرط اصلی موفقیت هر سیاست حمایتی است. در اقتصاد بحران‌زده، فساد معمولاً در تخصیص ارز، واردات کالاهای اساسی، توزیع سوخت، قراردادهای دولتی و وام‌های بانکی رخ می‌دهد.

برای عضویت در کانال بنکر کلیک کنید

دیدگاه‌ها

کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است. طراحی: هشت بهشت