وضعیت شاخص فلاکت در اقتصاد ایران به منطقه بحرانی رسیده است. نزدیک شدن این شاخص به عدد ۵۰ نشان میدهد شاخص رفاه و معیشت ایرانیان به منطقه بحرانی رسیده است. مسوولان باید هر چه سریعتر نسبت به این موضوع واکنش نشان داده و موضوع را حل کنند.
معتقدم نزول شاخصهای کلان اقصادی در ایران تعجبآور نیست، اگر شاخصهای اقتصادی در ایران مثبت شوند و بهبود پیدا کنند، تعجبآور است.
شاخص فلاکت مجموع دو شاخص مهم (بیکاری و تورم) را نمایان میکند، اما اقتصاد ایران در سایر شاخصها چون رشد نقدینگی، کاهش درآمد سرانه، رشد اقتصادی، رشد فقر و…نیز شرایط مناسبی ندارد.
همه متغیرهای اقتصادی در ایران وضعیت نامناسبی دارند که نشاندهنده نظام تصمیمسازیهای غلط اقتصادی در ایران است. نرخ سرمایهگذاری و توزیع درآمد نیز سایر شاخصهایی هستند که نزولی شدهاند.
تصمیمات اشتباه
این روند ناشی از تصمیمات اشتباهی است که طی دو دهه در اقتصاد ایران اتخاذ شدهاند. پس از تحولاتی که اخیرا در منطقه شکل گرفت و محدودیتهای ژئواکونومیک و ژئواستراتژیک علیه ایران به وقوع پیوست، شرایط را بحرانیتر کرده است.
حتی اگر جنگ ۱۲ روزه هم رخ نمیداد، وضعیتی که ایران طی دهههای اخیر با رویکرد نه جنگ و نه صلح گرفتار آن شده، نزول شاخصها را در پی داشت.
این وضعیت ابهام و تعلیق اقتصاد ایران را با مشکلات عدیدهای مواجه میکند. ریشه اصلی این مشکلات از سال ۱۴۰۰ شدت و حدت افزونتری پیدا کرد.
این در حالی است که دولت سیزدهم میتوانست از فرصت حضور بایدن در کاخ سفید به عنوان رییس دولت امریکا به خوبی استفاده کند و حداقل بخشی از بحران را پشت سر بگذارد.
اما دولت سیزدهم از فرصت بایدن و وجود دموکراتها در ایالات متحده بهره لازم را نبرد تا دوباره سکان هدایت کاخ سفید در اختیار ترامپی قرار بگیرد که دشمنی بسیار و آشکاری با ایران داشت.
این در حالی است که اگر دولت قبل از فرصت بایدن استفاده میکرد، میتوانست حداقل برای مدتی اقتصاد ایران را از درآمدهای نفتی بیشتر و تجارت افزونتر بهرهمند سازد.
در شرایط فعلی هم ایران چارهای جز عبور از تحریمها و توافقسازی ندارد. دولتهای ایران از سال ۹۷ به این سو هر اندازه ظرفیت و امکانات و منابع داشته، خرج کرده است.امروز چارهای جز توافقسازی و حل مشکل تحریمها نداریم.
ایران باید به بازار نفت بازگردد و بتواند نقل و انتقال بانکی مورد نظرش را صورت دهد. مشکلات سالهای اخیر باعث فرار سرمایه از ایران شده است. فعالیتهای اقتصادی و سرمایهگذاری در ایران با ریسک بالایی همراه است.
ایران باید این روند را بشکند و پالس آرامش و ثبات ارسال کند. سرمایهگذاران داخلی و خارجی باید وارد بازار ایران شوند و این روند بدون توافقسازی با جهان پیرامونی و فضای داخلی ممکن نیست. امروز بسیاری از مشاغل در ایران با مشکل بیکاری مواجه شدهاند.
جنگ ۱۲ روزه بر این حجم بیکاریها افزوده است، ضمن اینکه شاخص تورم هم در ایران مدام در حال افزایش است.
این ۲شاخص وقتی نزولی شوند، شاخص فلاکت بحرانی شده و مشکلات ایران در حوزه رفاه خانوادهها و معیشت وخیمتر میشود. بنابراین راهبرد معقول در این شرایط توافق برای رفع تحریمها و ایجاد دورهای از ثبات در داخل کشور است.
بدون این مرحله از توافقسازی شاخصها همچنان نزولی خواهند شد و فشار معیشتی بر مردم نیز بیشتر میشود.

دیدگاهها