مدتهاست مقامات دولت سیزدهم با این استدلال که افزایش دستمزد کارگران و حداقلبگیران منجر به افزایش نرخ تورم در جامعه میشود از افزایش این حق قانونی استنکاف ورزیده و به لطایفالحیلی دست به سرکوب دستمزدها میزنند.
این در حالی است که عدم افزایش حقوق کارگران مطابق تورم هیچ تاثیری در مهار تورم نداشته است.
این نگرانی دولت به یک معنا قابل قبول نیست. چرا که دولت خودش حداقل در افزایش نرخ ارز به عنوان مهمترین گزاره افزایش تورم، نقش تعیینکنندهای دارد.
بنابراین این استدلال که افزایش دستمزدها منجر به افزایش تورم میشود، یک استدلال ضعیف و نخنما شده است. در این یادداشت توضیح میدهم چرا این استدلال ضعیف و بیمعناست.
۱) افزایش دستمزدها به صورت کلی در شمایل کلی تورم تاثیراتی دارد اما این تاثیر به اندازهای نازل است که نمیتوان به استناد آن اقدام به سرکوب قیمتها کرد.
افزایش دستمزدها مانند هر گزاره دیگری اثراتی دارد، اما این تاثیر به اندازهای نیست که افزایش تورم را ناشی از افزایش دستمزدها بدانیم! اساسا سهم دستمزدها در تولید ناخالص داخلی ایران بسیار نازل است و سهم عوامل دیگری از جمله، عامل سرمایه بسیار بیشتر و افزونتر است.
پیامدهای این بیتوجهی به افزایش دستمزدها، یکی از اصلیترین دلایل افول بهرهوری نیروی کار در داخل کشور است. ضمن اینکه ایران به دلایل مختلف از جمله افزایش بهرهوری، دسترسی به فناوریهای مدرن هم ندارد.
لذا نقش نقش بهرهوری در رشد تولید ناخالص داخلی و رشد اقتصادی بسیار اندک است. دلیل این سهم اندک هم به سرکوب دستمزدها باز میگردد.
این موضوعی است که در برنامه هفتم توسعه به آن پرداخته شده و پیش بینی شده که ۲,۵ درصد از رشد ۸ درصدی در اقتصاد ایران باید از طریق افزایش بهرهوری نیروی کار حاصل شود.
تحقق یک چنین دورنمایی به دلایل مختلف از جمله دستمزد نازل امکانپذیر نیست.
۲) دستمزد یکی از مهمترین مولفههای افزایش بهرهوری در هر جامعهای است. برای ارتقای بهرهوری نیروی کار در هر اقتصادی دو عامل مهم وجود دارند:
نخست) عوامل درونی شامل فرهنگ، اخلاق، تمدن و انگیزههای دورنی که افراد را به سمت تلاش بیشتر در راستای ارتقای بهرهوری و رشد تولید هدایت میکند.
دوم) عوامل بیرونی است که در میان آنها گزاره دستمزد نیروی کار واجد اهمیت بیشتری است. وقتی دولتها اقدام به سرکوب دستمزد نیروی کار میکنند، تاثیر منفی روی عملکرد نیروی کار دارد.
این موضوعی است که طی ۳۵ سال پس از جنگ در ایران رخ داده است. از سال ۶۸ به بعد دستمزد نیروی کار در ایران بسیار سرکوب شده و همین عامل باعث افول بهرهوری نیروی کار در ایران شده است.
موضوعی که یک عامل تعیینکننده در کاهش رشد اقتصادی است و رکود میآفریند. دستمزدها اما سهم اندکی از تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده است.
این سهم در تولید ناخالص داخلی حدود ۱۵ درصد است و عوامل مهمتر دیگری که اثرات کلیدیتری در دستمزدها دارند، باید مدنظر قرار بگیرند.
ازجمله این موارد، افزایش نرخ ارز، افزایش قیمت حاملهای انرژی و عوامل دیگری از این دست است که نرخ ارز را در دالان صعودی قرار میدهد.
از این رو به نظر میرسد، استدلال دولت در خوص تاثیر افزایش دستمزدها در افزایش تورم استدلال قوی و قابل قبولی نیست.
این عدد در برابر هزینهها و آسیبهای هنگفتی که از سرکوب دستمزدها صید شده است، عددی نیست. ۳) ایران بیش از ۱۰۰ سال است که با مشکل فرار نیروهای انسانی دست به گریبان است.
به قطع و یقین یکی از دلایل اصلی، فرار نیروی انسانی مرتبط با سرکوب دستمزدها و نظام ناعادلانه دستمزدها در ایران است.
با توجه به شرایطی که در آن نرخ تورم حدود ۵۰ درصد اعلام میشود و نرخ واقعی سبد مصرفی مردم بسیار بالاتر از میانگین نرخ تورم کشور است، صحبت کردن از افزایش دستمزد یک درصدی عملا به معنای ۳۰ درصد فقیرتر شدن طبقه نیروی کار و کاهش شدید قدرت خرید آنهاست.
از این رو استدلال دولت واقعا نخنما شده و ضعیف است؛ هرچند افزایش قیمت هر کالایی (از جمله دستمزدها) میتواند به دلیل اثر قیمتهای نسبی روی سایر کالاها اثر بگذارد، اما بهانه تاثیر دستمزدها بر نرخ تورم و سرکوب افزایش دستمزدها برای مهار تورم هیچ پایه و اساس علمی و اقتصادی ندارد.

حقوق نجومی اقل اقل برای ۵۰ تا به بالا …..را برای دولتیان را عشق است . آنان به حقوق پائین دست چه کار ؟.
سرمایه ششصد میلیونی چند سال اخیر وارد بورس کردم به ۲۰۰میلیون رسید با ششصد میلیون طلای سیصد هزاری و ملک متری دو میلیونی می توانستم بخرم و آینده بچه هام بیمه کنم . تمام کالاها با دستور رئیسی افزایش پیدا کرد چرا چون قیمت گذاری به عهده اصناف گذاشت
من به هر کسی رای بدهم دیگر به رئیسی رای نخواهم داد
دبختی اقتصاد ایران این است که مشاوران بی سواد و ناکار بلد دوم بردن قیمت دلار به بالا اولین است هرچه دلار گران تر شود ودولت سود کند از این طرف رو همه چیز اثر میگدارد من درب مغازه رفتم قیمتی روی کالا زده شده باید بدهد به دست مصرف کند میگوید دلار گران شده نگرفتم پس فقط قیمت دلار افزایش تورم است واگر فکری نکنند انوقت جامعه فقیر تر و حتی به جاهای خطرناک کشید میشود
بله دولت میخوادتورم را ازجیب کارگر و گندم کار مهار کنه که با این وضعیت تورم مهار نمی شود هیچ.
فقط کارگر وگندم کار له می شن که دولت هیچ اهمیتی نمیده
باسلام و احترام بهترین کار استعفای دولت انقلابی و محرومان البته درصورتیکه خواستند با عذرخواهی جالب تر است هرچه زودتر.
این زندگی زجر آور شده و مردم بین مرگ و زندگی مانده اند.
جالب اینه که همه افراد بالا نشین هم از این روند تورم و تفکرات آنها پشتیبانی میکنند.
دلار ۶۰ و سکه ۴۰ شده و ظاهرا این اتفاق را هم صبح جمعه فهمیدند…..
واقعا …الانم که میخوان اضافه کنن بامبلغ اضافی حتی ازپس تورم بوجود اومده هم برنمیاییم مگه نمیگن ازدواج کنید خدایی با این مبلغ میشه ازدواج کرد درصورتی که دیگه رمقی هم برای شغل دوم نیست
درود بر دکتر راغفر …. ازسال ۹۵ به بعد کارفرما اعم از دولتی و خصوصی محصول خودش رو به قیمت دلار روز فروخته و حقوق کارگر رو به بهانه ی افزایش تورم به روز نکرده واین شده که الان خیلی فاصله افتاده بین حقوق کارگر وقیمتهای اجناس و کالا و…حتی حقوق های آزاد بیرون از دایره ی تعریف شده ی دولت الان باید ۵۰۰ درصد افزایش حقوق بدهند تا حقوق کارگر برسه به حد وحدود خط فقر
سلام عقل جمعی متفق القول میگن تو فقر و گرونی و… هستیم دولت یه تنه میگه نه خدا میدونه چی میشه
شدیم مردگان متحرک
سلام. این درست است. سرکوب دست مزد نیروی کار یعنی دست کردن در جیب نیروی کار و برداشتن پول برای دستمزد بالای مسئولین و بریز و بپاش آنها.
همچین میگه دولت سیزدهم که انگار دول قبلی شاخ فیل رو شکسته اند تا بوده همین بوده بدبخت بدبختر شده غنی غنی تر متاسفانه…
سفره فقیر تنگ تر عیش و نوش غنی بیشتر
سالها ست این کار افزایشی دست مزد از سال ۱۳۶۰ هر سال تکراری شده و حتی قبل از افزایش دست مزدها فروشندگان اجناس دست به گران کردن اجناس توسط خودشان کرده و این هیچ تاثیری در رفا زندگی مردم نداشته است