جنگ یا توافق؛ بن‌بستی که هزینه‌اش را مردم می‌دهند

|
مطالعه ۵ دقیقه
محمود جامساز، اقتصاددان
محمود جامساز، اقتصاددان

در هفته‌های اخیر، تهدید‌های نتانیاهو -به‌زعم وی- در مورد تمام‌کردن کار نظام جمهوری اسلامی شدت گرفته است.

 گرچه ترامپ مستقیما از برچیدن نظام چیزی نگفته اما حمایت‌های آشکار او نیز از کاندیداتوری نتانیاهو که در عرف سیاست‌های بین‌المللی پسندیده نیست، به مفهوم هم‌راستایی سیاست‌های آنها بوده بنابراین تلویحا در این مسیر با اسرائیل همراه است.

از بررسی دیدگاه‌های مسوولان نظامی و سیاسی عالیرتبه جمهوری اسلامی نیز همه نشانه‌ها، از مخالفت صریح با هرگونه توافق با آمریکا حکایت دارد. در این رابطه حرف آخر که توقف مذاکرات ازسوی رییس شورای امنیت ملی روایت شده، آمادگی کامل جمهوری اسلامی را در تقابل با هر تهاجمی اعلام داشته است.

این در حالی است که مجموعه قدرتمداران سیاسی و نظامی ما در برابر دو‌گزینه جنگ یا توافق قرار داشتند اما مذاکرات برای دستیابی به یک توافق تاکنون بی‌نتیجه مانده و امتداد آن هیچ مفری را جز بن‌بست نشان نمی‌دهد.

تفاهمنامه اسلام‌آباد یک فرصت طلایی برای گریز از جنگ از موضع قدرت بود که به‌طور بسیار ناشیانه‌ای فرو‌پاشید و زمینه را برای نواختن شیپور جنگ فراهم کرد؛ جنگی که اگر با پیروزی هرطرف تمام شود، پایان آن یک فاجعه اندوه‌بار بزرگ انسانی، سیاسی و اقتصادی برای هر دوطرف خواهد بود.

جایی که زبان گفت‌وگو و مذاکره، قدرتمندتر از ورود به یک کارزار ویرانگر و‌ پرهزینه است قطعا جنگی صورت نخواهد گرفت، تمام جنگ‌ها با اشتباه محاسبه و ضعف سیاستمداران از درک منطق عقلانیت و خردورزی آغاز شده است. اگر از تاریخ جنگ‌های روسیه، آلمان، ژاپن، فرانسه و ‌عثمانی نیاموزیم، متاسفانه ناگزیر به تکرار آنها هستیم.

دو گزینه توافق یا جنگ

طی سال‌ها سیاستمداران ما در برابر انتخاب دو گزینه توافق یا جنگ قرار دارند اما مذاکرات برای توافق تاکنون بی‌نتیجه مانده و به‌نظر می‌رسد امتداد آن به‌بن‌بست خورده زیرا سیاستمداران و حاکمان جمهوری اسلامی جنگ را به‌عنوان ابزار تحقق اهداف ایدئولوژیک و ژئوپلیتیک تلقی می‌کنند در حالی که جنگ در نفس خود چیزی جز یک تراژدی عمیق و دردناک انسانی، اخلاقی و اجتماعی نیست بلکه فراتر از میدان جنگ است.

ویرانی زیرساخت‌ها و سرمایه‌های ملی، از دست‌رفتن جان انسان‌های بی‌گناهی که دیگر جبران‌پذیر نیست، فروپاشی اقتصادی و اجتماعی که نشانه‌های آن در تشدید فقر عمومی و اختلال در زندگی روزمره و‌ معیشت مردم ظاهر می‌شود‌ و از همه مهم‌تر و دردناک‌تر، آسیب‌های عمیق روانی که تا سال‌ها پس از جنگ در روح و روان‌ جامعه باقی می‌ماند را در پی خواهد داشت.

این آسیب‌ها تنها مرتبط با کشور ما نیست وقتی این لطمات را با خسارات و زیان‌های عظیم کشورهای منطقه، آمریکا و اسرائیل و بحران انرژی منطقه و فرامنطقه در یک قاب قرار دهیم، عمق فاجعه تحمیلی بر همه ملت‌های درگیر بیشتر نمایان می‌شود.

جنگ‌افروزی استفاده نادرست و نابخردانه از قدرت به پشتوانه نیروی نظامی است در حالی که نیروی نظامی با هدف بازدارندگی تجهیز می‌شود نه جنگ‌افروزی.

جنگ سوم اگر با ماهیت زمینی هم درآمیزد، باتلاقی از فاجعه را رقم می‌زند که برون‌رفت از آن با اراده‌های جنگ‌طلبی که جنگ را آغاز کرده‌اند، امکان‌پذیر نیست زیرا کسانی که با گریز از عقلانیت درگیر جنگ می‌شوند، علاوه‌بر تلاش در تخریب و نابودی طرف متخاصم، کشور خود را نیز گرفتار عواقب شوم آن خواهند کرد چراکه بحران روی دیگر سکه جنگ است، جنگ با خارج و گسترش بحران در داخل هردو نابود‌کننده هستند. به همین دلیل عقلانیت حاکم بر جوامع، عفریت جنگ را برنمی‌تابد و آن را محکوم می‌کند.

متاسفانه جهان گرفتار بازی شطرنج قدرت‌های بزرگ است. هر حرکت مهره‌های این شطرنج، منافع ملی کشورهای ضعیف‌تر را قربانی مطامع مافیاهای بزرگ بین‌المللی حتی به بهای کاهش رفاه مردم خود خواهدکرد. اولین خطر برای کشورهای ضعیف‌تر، برون‌افتادن از زنجیره تامین جهانی است.

تحریم‌های بین‌المللی از مهم‌ترین ابزار‌ها برای به‌انزواکشاندن سیاسی و اقتصادی کشورهایی است که با نادیده‌گرفتن عقلانیت عملی و منافع ملی نظم نوین جهانی را به چالش کشیده‌اند. ناندرا مودی، نخست‌وزیر هند می‌گوید جهش اقتصادی ما زمانی آغاز شد که نظم نوین جهانی را با عقلانیت در جهت تامین منافع ملی خود پذیرفتیم.

به گزارش اسپوتینگ او می‌گوید: «زمانی‌که من برای اولین‌بار به‌عنوان نخست‌وزیر به ایالات‌متحده سفر کردم، هند دهمین اقتصاد بزرگ جهان بود. امروز هند در رتبه پنجم قرار دارد. هند به‌زودی سومین اقتصاد بزرگ جهان خواهد شد. هنگامی که هند رشد می‌کند، کل جهان رشد می‌کند.»

هند با درک واقعیت‌های جهان با هدف رشد اقتصاد ملی به سمت تعامل با کشورهای پیشرفته جهان گام برداشت به‌طوری‌که تولید ناخالص داخلی این کشور بر حسب آمار بانک جهانی از سال۱۹۷۹ از ۶/ 178میلیارد دلار به ۹۶ /3تریلیون دلار در۲۰۲۵ رسید یعنی بیش از ۲۲ برابر.

مصداق دیگر کره‌جنوبی است که با دست دادن به ژاپن، دشمن دیرینه خود و پیوستن به اقتصاد جهانی در دوران۱۹۶۰ تا ۱۹۹۰ از آنچنان تحول اقتصادی برخوردار شد که از آن به‌عنوان «معجزه رود‌هان» یاد می‌شود.

این کشور با تولید ناخالص داخلی ۱ /68میلیارد دلار در۱۹۷۹ عقب‌تر از ایران با جی‌دی‌پی ۸۰‌میلیارد دلار بود اما اکنون اقتصاد کره‌جنوبی در۲۰۲۵ با ۸ /1تریلیون دلار بیش از پنج‌برابر اقتصاد جمهوری اسلامی بزرگ‌تر شده است.

پذیرش نظم جهانی و قرارگرفتن در زنجیره تامین جهانی لزوما به‌معنای انقیاد و فرمانبرداری از حرکت مهره‌های شطرنج قدرت کشورهای بزرگ نیست بلکه هوشیاری، قدرت تشخیص و فرصت‌طلبی همراه با عقلانیت عملی سیاستمداران، کلید حل معضلات و معماهای توسعه همه جانبه پایدار و دست‌یافتن به قدرت اقتصادی پیشرفته‌ای است که رتبه اعتبار و عزت کشور‌ها را در بین کشورهای جهان تعیین می‌کند، غفلت از اقتصاد کشورها را به تباهی می‌کشاند.

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است.