به گزارش بنکر (Banker)، روزهای سخت و مبهمی برای بازار ارز ایران فرا رسیده است. از یک سو جنگ تمام شده، از سوی دیگر مذاکرات هنوز به نتیجه نرسیده و خبری از توافق نیست. در این فضای «نه جنگ و نه مذاکره»، فعالان اقتصادی دست از انتظار کشیدهاند و مشغول فعالیتهای خود شدهاند؛ اما سوال بزرگ این است: ارز مورد نیازشان را از کجا تأمین کنند؟
کارشناسان معتقدند در شرایط فعلی، سه مانع بزرگ سر راه تأمین ارز کشور قرار گرفته است:
۱. کاهش همراهی بازار ارز امارات
پیش از این، بازار حواله امارات بخش قابلتوجهی از تسویههای ارزی ایران را انجام میداد. اما اکنون این همکاری کمرنگ شده و فعالان اقتصادی نمیدانند که مبادلات ارزی خود را از چه مسیری انجام دهند.
۲. افت شدید درآمدهای نفتی و صنایع ارزآور
اطلاعات ماه مارس نشان میداد که ایران در میان کشورهای حوزه خلیج فارس بالاترین حجم فروش نفت را داشته است. اما آن موقع ایران از معافیتهای نفتی برخوردار بود و محاصره دریایی در کار نبود. حالا:
-
نه معافیتی وجود دارد
-
محاصره دریایی صادرات نفت را با مشکل جدی مواجه کرده
-
تولید فولاد و پتروشیمی (دیگر محصولات صادراتی کلیدی) نیز کاهش یافته است
۳. نااطمینانی از توانایی دریافت درآمدهای ارزی
حتی اگر نفتی فروخته شود، مشخص نیست پول آن به دست ایران میرسد. بخش زیادی از درآمدهای ارزی احتمالاً به صورت تهاتر با کشورهای دریافتکننده نفت انجام میشود. یعنی ارزی وارد کشور نمیشود تا در اختیار بازار قرار گیرد.
نااطمینانی دوگانه
بازار ارز در روزهای اخیر حتی با وجود قطعی سراسری اینترنت هم فعال بوده است، اما این فعالیت در فضایی از نااطمینانی دوگانه شکل گرفته:
-
نااطمینانی نسبت به کسب درآمد ارزی (آیا اصلاً ارزی وارد کشور میشود؟)
-
نااطمینانی نسبت به توانایی دریافت آن (اگر هم وارد شود، به دست فعالان میرسد؟)
این نااطمینانی، همراه با افزایش تقاضا در دوران آتشبس (چون فعالان به کار خود برگشتهاند) باعث شده فشار روی بازار ارز بیشتر شود و قیمتها بالا بروند. چنین افزایش تقاضایی پیش از این نیز بعد از جنگ ۱۲ روزه دیده شده بود.
بازارساز کجاست؟
نکته نگرانکننده دیگر این است که از سوی بازارساز (بانک مرکزی) برنامه مشخصی برای مدیریت افزایش تقاضای ارزی پس از جنگ اعلام نشده است.
کارشناسان بارها تاکید کردهاند:
ورود مستقیم بازارساز به بازار ارز نیازمند منابع ارزی گسترده است. در شرایط فعلی که در مورد درآمدهای ارزی کشور تردید جدی وجود دارد، فعالان اقتصادی نسبت به توانایی نهادهای بالادستی برای ایفای نقش بازارساز اصلی مطمئن نیستند.
پایان سرکوب نرخ ارز
صاحبنظران اقتصادی معتقدند ورود مستقیم بازارساز به بازار ارز به معنای سیاستگذاری کارآمد نیست. بلکه سیاستگذاری ارزی باید هماهنگ با سیاستگذاری پولی انجام شود؛ زیرا اگر بازار پول سرکوب شود، فشارها به بازار ارز منتقل میگردد.
افزایش نرخ ارز را بپذیریم
برخی کارشناسان پیشنهاد میکنند که سیاستگذار باید افزایش نرخ ارز را به عنوان نتیجه طبیعی شرایط اقتصادی بپذیرد و به جای سرکوب نرخ و توزیع رانت، به دنبال اصلاح روش سیاستگذاری باشد.
کنترل هزینه دولت و نقدینگی
روشنترین اقدام لازم برای سیاستگذار:
-
کنترل هزینههای دولت
-
جلوگیری از رشد نقدینگی
حتی در شرایطی که بازارها با نوسانات شدید مواجه هستند، سیاستگذار باید بر مسیر خود متعهد باشد. به بیان دیگر:
به جای نگرانی از افزایش نرخها، لازم است از کاهش ارزش پول ملی جلوگیری شود. نبود شناخت صحیح از مسأله، پاسخهای نادرستی مانند سرکوب نرخ را به دنبال خواهد داشت.
بازار ارز در انتظار یک پاسخ روشن
بازار ارز ایران امروز بیش از هر زمان دیگری به یک «پاسخ مطمئن» نیاز دارد:
-
آیا ارزی برای تأمین نیازها وجود دارد؟
-
آیا بازارساز توان مدیریت دارد؟
-
آیا سیاستگذار از روش سرکوب نرخ دست برمیدارد؟
تا زمانی که این سوالات بیپاسخ بمانند، انتظارات افزایشی در بازار ارز تداوم خواهد یافت و فعالان اقتصادی به سمت معاملات غیررسمی و قاچاق روی خواهند آورد، که خود آسیب دیگری به اقتصاد کشور است.


دیدگاهها