ایران ثروتمند و سفره های کوچک

|
مطالعه ۳ دقیقه

ایران سرزمینی کم‌نظیر از نفت، گاز، معادن و ظرفیت‌های عظیم انسانی است.

 برآوردهای منتشرشده، ارزش منابع طبیعی ایران را حدود ۲۷ تریلیون دلار برآورد کی کند که جزو پنج کشور اول دنیا است؛ اما این رقم، برآورد ارزش منابع زیرزمینی است، نه ثروت نقدی دولت و نه معیار مستقیم رفاه مردم. رتبه‌بندی‌های رایج نیز به دلیل تفاوت روش محاسبه، قطعی و همسان نیستند.

پرسش این نیست که ایران چقدر ثروت دارد؛ پرسش این است: چرا این ثروت عظیم هنوز به رفاه پایدار، اشتغال شرافتمندانه و امنیت اقتصادی مردم تبدیل نشده است؟

پنج زخم اقتصاد

۱. بیماری هلندی: درآمد نفت به‌جای تقویت تولید رقابت‌پذیر، اقتصاد را به واردات، رانت و نوسانات ارزی وابسته کرده است.

۲. تحریم‌ها: محدودیت فروش نفت، نقل‌وانتقال پول و جذب سرمایه، هزینه تولید را بالا برده و فشار را به سفره مردم منتقل کرده است. تحریم‌ تنها علت مشکلات نیست؛ ضعف‌ داخلی آثار آن‌ها را تشدید می‌کنند.

۳. خام‌فروشی: نفت، گاز و مواد معدنی باید پیشران زنجیره‌های صنعتی، فناوری، صادرات و اشتغال باشند؛ نه صرفاً کالایی برای فروش و تأمین هزینه‌های روزمره.

۴. انحراف منابع بین‌نسلی: صندوق توسعه ملی برای تبدیل ثروت پایان‌پذیر به سرمایه ماندگار ایجاد شد؛ نه برای آنکه هرگاه بودجه کم آورد، به قلک دولت تبدیل شود.

۵. حکمرانی غیرشفاف: بدون شفافیت قراردادها، مبارزه با فساد، ثبات مقررات، شایسته‌سالاری و پاسخگویی، حتی بزرگ‌ترین ذخایر طبیعی تضمین‌کننده توسعه نیستند.

سه درس راهبردی

– نروژ: درآمد نفت را در چارچوبی قانونمند به دارایی‌های مالی بلندمدت تبدیل کرد و برداشت از ثروت نفتی را تحت قواعد مالی قرار داد.

– بوتسوانا: با مشارکت دولت و شرکت د بیرز در شرکت مشترک دبسوانا، از ظرفیت الماس برای کسب درآمد و تأمین مالی توسعه بهره گرفت؛ هرچند این تجربه نیز بدون چالش نبوده است.

– درس مشترک: منابع طبیعی زمانی نعمت توسعه‌اند که قراردادها منصفانه، نهادها پاسخگو، سرمایه‌گذاری مولد و منافع نسل‌های آینده محفوظ باشد.

پنج اقدام فوری برای نجات ثروت ملی

۱. صیانت از صندوق توسعه ملی: منع برداشت‌های بی‌ضابطه برای هزینه‌های جاری و انتشار عمومی گزارش دارایی‌ها، تعهدات و بازده سرمایه‌گذاری‌ها.

۲. توقف خام‌فروشیِ فاقد توجیه: توسعه پالایش، پتروشیمی، فرآوری معدنی و صنایع پایین‌دستی با ارزیابی دقیق اقتصادی و زیست‌محیطی.

۳. اصلاح بودجه و مهار رانت: کاهش وابستگی هزینه‌های جاری به نفت، اصلاح معافیت‌های غیرضروری و شفاف‌سازی تخصیص منابع و قراردادها.

۴. جذب سرمایه و فناوری: کاهش نااطمینانی، تضمین حقوق مالکیت و پیش‌بینی‌پذیر کردن مقررات؛ همراه با دیپلماسی فعال برای کاهش تحریم‌ها و هزینه مبادلات.

۵. پاسخگویی: هر پروژه ملی باید با شاخص‌های روشنِ اشتغال پایدار، بهره‌وری، ارزآوری خالص، انتقال فناوری و آثار زیست‌محیطی سنجیده شود؛ نه با وعده و تبلیغات.

جمع‌بندی

ایران برای توسعه، فقط به نفت بیشتر نیاز ندارد؛ به حکمرانی بهتر، سرمایه‌گذاری مطمئن‌تر، اقتصاد رقابتی‌تر و اعتماد عمومی بیشتر نیاز دارد.

ثروت زیر زمین، تا زمانی که به دانش، تولید، زیرساخت و رفاه مردم تبدیل نشود، صرفاً یک ظرفیت بالقوه است. هیچ ملتی با فروش میراث نسل‌های آینده و مصرف آن در هزینه‌های امروز، به توسعه پایدار نمی‌رسد.

نفت باید سرمایه آینده باشد، نه مُسکن امروز؛ صندوق توسعه ملی باید امانت نسل‌ها باشد، نه قلک دولت؛ و معیار موفقیت حکمرانی، نه حجم منابع زیرزمینی، بلکه کیفیت زندگی مردم است.ایران فقیر از منابع نیست؛ مسئله ، چگونگی مدیریت، توزیع و تبدیل منابع به ثروت پایدار است. این همان آزمون بزرگ حکمرانی است.

لینک کوتاه:

دیدگاه‌ها


کلیه حقوق مادی و معنوی محفوظ و متعلق به بانکداران ۲۴ می باشد و استفاده از مطالب تنها با ذکر منبع بلامانع است.