به گزارش بنکر (Banker)، در حالیکه تحریمها به اوج تاریخی خود رسیده و اقتصاد ایران با کسری بودجه، رشد منفی و تورم مزمن دستوپنجه نرم میکند، پرسش اصلی این است: آیا کشور در آستانه فروپاشی اقتصادی قرار گرفته یا هنوز میتوان مسیر را تغییر داد؟
محمود جامساز، اقتصاددان مستقل، در گفتوگویی با «جهانصنعت» با صراحت از ریشههای درونی بحران و نیاز فوری به اصلاحات ساختاری سخن میگوید.
بحران در آستانه؛ دو تصویر متضاد از اقتصاد ایران
ایران در شرایطی ایستاده که از یکسو روایت رسمی از «تابآوری» مطرح است و از سوی دیگر واقعیت روزمره از «فرسایش و فقر» میگوید. جامساز معتقد است بحران کنونی صرفاً حاصل تحریمها نیست بلکه نتیجه مستقیم سیاستهای داخلی و ایدئولوژی حاکم است که اقتصاد را از مسیر توسعه جهانی جدا کرده است.
از پیکان تا پیکر نیمهجان توسعه
او با مقایسهای تاریخی میگوید: در سال ۱۳۵۶ تولید ناخالص داخلی ایران از کرهجنوبی و ترکیه بیشتر بود اما امروز تولید کره جنوبی بیش از سه برابر ایران است. کشوری که زمانی کارگرانش برای آموزش به ایران میآمدند، امروز یکی از غولهای خودروسازی جهان است، در حالیکه ما همان پیکان را از دست دادهایم.
درآمدهای نفتی و هزینههای غیرمولد
به گفته جامساز، ایران از سال ۱۳۵۷ تاکنون بیش از ۱۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی داشته اما این ثروت عظیم صرف توسعه نشده است. در حالی که کشورهایی مانند نروژ و قطر از محل سرمایهگذاری خارجی دهها میلیارد دلار سود سالانه دارند، صندوق توسعه ملی ایران تنها حدود ۱۱ میلیارد دلار موجودی واقعی دارد.
وقتی سیاست علم را به گروگان میگیرد
جامساز بر نقش «ایدئولوژی در تصمیمسازی اقتصادی» تأکید دارد: از آغاز انقلاب، ایدئولوژی سیاسی جایگزین عقلانیت اقتصادی شد و این روند کشور را از مسیر توسعه دور کرد. او میگوید: «هدف هر حکمرانی باید رفاه و امنیت شهروندان باشد، نه گسترش ایدئولوژی».
برنامه هستهای؛ بازدارندگی یا بازدارندگی اقتصاد؟
این اقتصاددان تأکید میکند که برنامه هستهای ایران ماهیت اقتصادی ندارد و هزینههای آن سنگین و بدون بازده توسعهای است. او میگوید: «کشوری قوی است که اقتصاد قدرتمند داشته باشد، نه بمب اتم. بمب صلح نمیآورد، رفاه نمیسازد».
تحریم یا سیاست داخلی؛ کدام عامل اصلی بحران است؟
جامساز باور دارد که تحریمها اثرگذارند، اما تصمیمات غلط داخلی اثرگذارترند. به گفته او: «اگر امروز تحریمها هم برداشته شود، به دلیل عقبماندگی ساختاری، سالها زمان نیاز است تا اقتصاد احیا شود».
کاسبان تحریم؛ رانت و مقاومت در برابر شفافیت
او از ظهور گروههایی سخن میگوید که منافعشان در تداوم تحریمهاست: «سلطانهای نفت، ارز، شکر و لاستیک، از شفافیت گریزانند زیرا بقای آنها در ابهام است». به باور او، عدم عضویت ایران در نهادهای بینالمللی شفافیت مالی مانند FATF به نفع همین گروههاست.
پس از اسنپبک؛ بازگشت بحران یا بازتعریف اقتصاد؟
جامساز سه دوره تحریمی را بررسی میکند و معتقد است مرحله پسااسنپبک از همه شدیدتر خواهد بود. او هشدار میدهد که در این مرحله سرمایهگذاران خارجی از ایران گریزانتر شدهاند و حتی چین نیز روابط اقتصادی خود را محدود کرده است.
نقدینگی غولآسا و تورمی که زندگی را میبلعد
این کارشناس با اشاره به رشد نقدینگی از ۱۰ هزار تریلیون به ۱۴ هزار تریلیون تومان میگوید: «روزانه ۱۰ هزار میلیارد تومان پول بدون پشتوانه خلق میشود». نتیجه، تورمی ۸۰ تا ۹۰ درصدی است که معیشت میلیونها خانوار را تهدید میکند.
وقتی سیاست از اقتصاد پیشی میگیرد
جامساز معتقد است تورم مزمن، نتیجه مستقیم نبود استقلال بانک مرکزی است. او میگوید: «بانک مرکزی در ایران تابع دولت است، نه حافظ منافع مردم. بدون استقلال، هیچ سیاست پولی موفقی وجود نخواهد داشت».
اقتصاد بدون گفتوگو در بنبست میماند
در جمعبندی، او تأکید میکند: «نجات اقتصاد ایران تنها از مسیر گفتوگو و عقلانیت ممکن است. تعامل با جهان، اصلاح ساختارهای داخلی و کنار گذاشتن ایدئولوژی از تصمیمسازی، آخرین فرصت ما برای بازسازی است».
جمعبندی تحلیلی
بر اساس دیدگاه محمود جامساز، اقتصاد ایران بیش از تحریمها از درون تهی شده است؛ ترکیبی از سیاستزدگی، فساد ساختاری، و ایدئولوژیزدگی موجب شده منابع عظیم کشور در مسیرهای غیرمولد مصرف شود. او هشدار میدهد: «اگر اصلاحات ساختاری و گفتوگوی ملی آغاز نشود، فروپاشی اقتصادی نه احتمال، بلکه روندی اجتنابناپذیر است.»
منبع: تلخیص: جهان صنعت





دیدگاهها