۱- سازوکار «خلق و امحای پول» در نظام بانکداری ذخیره جزئی، با وجود کاستیها، تنها مدل بانکی کارآمد و پذیرفتهشده جهانی است و تصور توطئه پشت آن نادرست است.
۲- بانکها از طریق وامدهی و سپردهپذیری، پول اعتباری ایجاد میکنند و این فرآیند تابع تقاضا، نرخ بهره و مقررات نظارتی بانک مرکزی است.
۳- رشد پول پرقدرت عمدتاً ناشی از کسری بودجه و استقراض دولت از بانک مرکزی است که به تورم و کاهش ارزش پول ملی منجر میشود.
۴- دولت با تسهیلات تکلیفی و اجبار بانکها به خرید اوراق، در منابع بانکی دخالت کرده و سپردههای مردم را به «بیتالمال» تعبیر میکند؛ رویکردی که موجب تضعیف سودآوری و ثبات بانکها شده است.
۵- خلق پول بانکی وابسته به تقاضا، ریسک بازپرداخت و نرخ بهره است و نه به خواست بانکها؛ در نتیجه تثبیت دستوری نرخ بهره موجب خلق پول غیرمولد میشود.
۶- در کشورهای پیشرفته، بانکها آزادانه نرخ بهره را بر اساس بازار تعیین میکنند و این ابزار اصلی کنترل تورم و نقدینگی است، اما در ایران این نقش بانک مرکزی فراموش شده و با بخشنامهها و فشار سیاسی جایگزین گشته است.



دیدگاهها