به گزارش بنکر، رئیس کل بانک مرکزی در آخرین اظهارات خود معتقده که اقتصاد ایران امروز همچنان با یه سری چالشهای جدی روبهروه. محدودیتهای خارجی، کسری بودجه، ناترازی انرژی، کاهش سرمایهگذاری… اینا رو به عنوان مهمترین موانع پیشروی اقتصاد نام برد.
ولی آیا این هشدار یعنی باید ناامید شد؟ همتی خودش جوابش رو داده. میگه بیان واقعیتهای اقتصادی به معنای از دست رفتن امید نیست. امید وقتی شکل میگیره که مشکلات رو درست بشناسیم و براشون تصمیم مسئولانه بگیریم.
حالا بانک مرکزی برای سال آینده چی در نظر گرفته؟ همتی میگه مهار تورم، اصلاح بانکها و حمایت از تولید اولویته. خلاصهاش اینکه: جلوگیری از رشد بیضابطه ترازنامه بانکها، تأمین سرمایه در گردش واحدای تولیدی، تخصیص ارز به کالاهای اساسی، تقویت ذخایر ارزی، ادامه اصلاح سیاستهای ارزی و برخورد با بانکهای ناسالم.
اما یه نکته رو هم اضافه کرد که خیلی مهمه. گفت بانک مرکزی به تنهایی نمیتونه همه مشکلات رو حل کنه. سیاست پولی نمیتونه جایگزین اصلاح ساختار بودجه بشه یا ناترازی انرژی رو رفع کنه. یا حتی فضای سرمایهگذاری رو بهبود ببخشه. با این حال، وظیفه خودش میدونه که تورم رو مهار کنه، ثبات مالی رو حفظ کنه، از ذخایر ارزی صیانت کنه و یه فضای قابل پیشبینی برای تولیدکنندهها و سرمایهگذارها درست کنه.
حرف آخر همتی این بود که نباید مشکلات رو کوچک ببینیم و نه ظرفیتها رو نادیده بگیریم. هدف این نیست که آیندهای بدون چالش وعده بدیم. هدف اینه که شوکهای بیرونی به بحرانهای پایدار داخلی تبدیل نشن. تا زمینه برای بازگشت سرمایهگذاری، رونق تولید و افزایش درآمد واقعی خانوارها فراهم بشه.
اما چرا مرکز فرماندهی اقتصاد تنهاست؟
از یک سری شعارها که بگذریم به تجربه ثابت شده که نهاد تصمیم گیر حوزه اقتصاد در دوران جنگ و تحریم همیشه تنها بوده و هم حرف خور! اما ببینیم چرا؟ آیا کسی واقعیت ها را می داند؟
۱. بانک مرکزی در میدان نبرد اقتصادی، همزمان با دو جبهه میجنگد؛ یکی تحریمهای خارجی که منابع ارزی را میبندد، دیگری ناترازیهای داخلی که بودجه را از درون تهی میکند. و جالب اینجاست که در جبهه دوم، اغلب تنهاست.
۲. در جنگ اقتصادی، بانک مرکزی شبیه سربازی است که باید هم از مرزهای ارزی محافظت کند، هم آتشباران تورم را خاموش کند، هم نقدینگی را مهار کند و هم ذخایر را حفظ کند. اما برای هر کدام از این مأموریتها، ابزارش محدود است و قرار نیست دیگر نهادها کنارش بایستند.
۳. همتی به تلخی گفته که بانک مرکزی بهتنهایی نمیتواند. اما واقعیت تلختر این است که در شرایط تحریم و جنگ، خیلیوقتها همین تنهایی را هم به جان میخرد؛ چون جز او، دیگری میتواند جلوی سقوط آزاد ارزش پول ملی را بگیرد؟
۴. تحریم که میشود، همه نگاهها به بانک مرکزی میافتد. انگار فقط او مسئول اقتصاد کشور است. اما بانک مرکزی با دو دست بسته و یک کیف خالی از ارز، باید هم تورم را کنترل کند، هم تولید را حمایت کند و هم سفره مردم را جمع کند. این یعنی جنگیدن با یک دست بسته.
۵. در روزهای سخت تحریم، بانک مرکزی تنها نهادی است که نه میتواند از پشت میز مذاکره فرار کند، نه میتواند بگوید بودجه کسری دارد و نه میتواند برای ناترازی انرژی راهحلی غیر از سیاست پولی پیدا کند. پس میماند و وظیفهاش؛ میجنگد، هرچند تنها.
۶. جنگ اقتصادی یعنی دشمن با تحریم، حسابهای ارزی را میبندد و همزمان، برخی نهادهای داخلی با کسری بودجه و ناترازی، فشار را دوچندان میکنند. در این میان بانک مرکزی شبیه همان سرباز خط اولی است که پشت سرش کسی نیست، اما جلوتر از همه میایستد.
۷. نکته غمانگیز ماجرا این است که بانک مرکزی در شرایط تحریم، نه تنها باید با کمبود ارز بجنگد، بلکه باید با تصمیمهایی هم بجنگد که در خود کشور گرفته میشود؛ تصمیمهایی که هزینهاش را به دوش سیاست پولی میاندازند و بعد میگویند چرا تورم بالا رفته است؟
۸. بانک مرکزی در جنگ اقتصادی، یکه و تنها میجنگد. چون اگر ذخایر ارزی را جمع نکند، اگر جلوی رشد نقدینگی را نگیرد، اگر نرخ ارز را مدیریت نکند، چه کسی اینکار را می کند؟ پاسخ روشن است؛ هیچکس. پس میماند بانک مرکزی و یک مسئولیت سنگین.
۹. در روزهایی که تحریم، دسترسی به منابع ارزی را قطع میکند و ناترازیهای داخلی، تورم را دامن میزند، بانک مرکزی شبیه تنها چراغ روشن یک شهر خاموش است. اگر خاموش شود، تاریکی مطلق فرا میرسد. به همین دلیل است که میجنگد؛ هرچند خسته، هرچند تنها.
۱۰. همتی درست میگوید که بانک مرکزی بهتنهایی نمیتواند. اما سؤال اینجاست: اگر او هم دست از جنگ بردارد، چه کسی جای خالیاش را پر خواهد کرد؟ بودجه که نه، ناترازی انرژی که نه، سیاستهای تجاری که نه. پس چارهای نیست جز اینکه بانک مرکزی بجنگد، حتی اگر تنها بجنگد.

دیدگاهها