ناگفته‌های بازار ارز

*سیدکمال سیدعلی/ معاون ارزی اسبق بانک مرکزی

برای آنکه بخواهیم به چرایی افزایش قیمت‌ها در بازار ارز بپردازیم، لازم است وضعیت سایر بازارهای موازی را بررسی کنیم و پی ببریم که این بازارها چه مسیری را در مدت اخیر پیموده‌اند. با چنین نگرشی، اگر هر یک از این بازارهای موازی با رشد حدود ۳۰۰ درصدی مواجه شود، دیگر بازارهای مالی هم خود به خود تحت تاثیر قرار می‌گیرند و خود را با آن تطبیق می‌دهند.این احتمال وجود دارد که برخی از سرمایه‌گذارانی که در بازار سرمایه حضور دارند تصمیم بگیرند سرمایه‌های خود را به سمت بازار ارز ببرند و حجم نقدینگی را در اقتصاد بالا ببرند.
در این وضعیت بانک مرکزی باید بازار را مدیریت کند و در جهت جمع‌آوری این نقدینگی‌ها اقدامات لازم را انجام دهد.
تصمیمات مختلفی برای مهار نقدینگی از راه‌اندازی بورس مسکن گرفته تا عرضه بیشتر سرمایه‌های اقتصادی به بازار سرمایه، تدارک دیده شده است. اما بازار ارز تنها به تصمیمات سیاستی بانک مرکزی پایبند نبوده و از عوامل دیگری نیز تاثیر می‌پذیرد.
برای مثال وقتی دولت قیمت مشخصی را برای خودرو اعلام می‌کند و تنها به تعداد معدودی خودرو می‌دهد، در حقیقت زمینه ورود بخش زیادی از سرمایه‌های مردم به بورس را فراهم می‌کند. حتی زمانی که دولت نرخ سود سپرده را کاهش می‌دهد، سپرده‌گذاران را متحمل زیانی به اندازه افزایش نرخ تورم می‌کند بنابراین از رغبت آنها برای حضور بیشتر در بانک‌ها می‌کاهد و آنها را روانه دیگر بازارهای مالی همچون بورس و مسکن و ارز می‌کند.
بانک مرکزی در این شرایط می‌تواند وجوه را از طریق انتشار اوراق بدهی جمع‌آوری کند و چرخش نقدینگی در اقتصاد را کاهش دهد. پیگیری بانک مرکزی برای بازگشت ارز حاصل از صادرات در آینده نزدیک که حدود ۴۵ میلیارد دلار است نیز می‌تواند تاثیر قابل توجهی بر بازار داشته باشد و نیازهای وارداتی کشور را تامین کند که این موضوع نیز نیازمند توافقات اتاق بازرگانی با بانک مرکزی است. در مجموع وزارتخانه‌های ذی‌ربط همچون صمت، کشاورزی و نیرو نیز باید مصارف ارزی خود را کنترل کنند تا بانک مرکزی نیز قادر باشد ثبت‌سفارش‌ها را پاسخ دهد.
این را هم نباید فراموش کنیم که بازار سرمایه دچار هیجانات کاذب شده و گرایش هیجانی مردم را نیز به دنبال داشته است. هرچند تحلیل‌های تکنیکال چنین رشدی را توجیه می‌کند اما افزایش قیمت سهام در بورس باید با میزان سوددهی شرکت‌ها متوازن باشد. این در حالی است که رشد اخیر بازار سرمایه نتیجه خرید ماشین‌آلات و قطعات کارخانه‌ای با نرخ‌های جدید قیمتی است.
با وجود آنچه گفته شد، باید نرخ نیمایی نیز به نرخ بازار نزدیک شود، در غیر این صورت فشار بیشتری بر قیمت‌ها وارد می‌شود و رانت ارزی بازار را افزایش می‌دهد. بنابراین دولت هم باید برای توقف ارز ۴۲۰۰ تومانی در تکاپو باشد و هم فاصله نرخ نیمایی و نرخ بازار آزاد را در جهت کنترل قیمت‌ها کاهش دهد.
از آنجا که سقف افزایش نرخ ارز بستگی زیادی به قیمت کالاهای وارداتی و قدرت خرید مردم دارد، ارز باید به گونه‌ای قیمت‌گذاری شود که خللی در قدرت خرید مردم و توان مصرفی آنان وارد نکند، چه آنکه افزایش سرسام‌آور و غیرقابل کنترل قیمت ارز منجر به عدم تعادل می‌شود و به کاهش شدید قدرت خرید مردم دامن می‌زند.


ارسال نظرات
نام:
ایمیل:
کد امنیتی:
SecImgSes
* نظر:
saman
نگاه بنکر
چهره های ماندگار