رونق‌بخشی به مسکن با رونق اقتصاد

آرمان
۸:۴۰ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۸کد خبر: 184078
* فردین یزدانی/کارشناس مسکن

در رابطه با رکود مسکن باید یک مساله را برای خودمان روشن کنیم؛ آیا مسکن می‌تواند جدا از اقتصاد کلان وارد رونق شود؟ یعنی به صورت مستقل یا خیر. اگر به تجربه‌ کشورهای مختلف در این زمینه مراجعه کنیم می‌بینیم از دهه ۹۰ میلادی در کشورهای مختلف از آمریکا گرفته تا آسیای جنوب شرقی که به دلیل رشد سریع به ببرهای شرق آسیا معروف بودند، هرگاه می‌خواستند بخش مسکن را مستقل از اقتصاد کلان رشد دهند نتیجه آن رشد سوداگری در کوتاه مدت و بحران در بلندمدت بود. کشوری مانند برزیل چنین کاری را انجام داد و علاوه بر تجربه رشد سوداگری، بحران را هم تجربه کرد. بنابراین بخش مسکن باید در زمینه اقتصاد کلان دیده شود. به نظر می‌رسد تا رشد اقتصادی وجود نداشته باشد، بخش مسکن نمی‌تواند به صورت پایدار رونق داشته باشد. ممکن است تحت شرایط خاصی توسعه فعالیت‌های سوداگری بتواند رونق موقت به صورت یک شوک را ایجاد کند،‌ اما نمی‌تواند موجب رشد پایدار شود. می‌توان بخش اقتصادی را به دو بخش مبادله‌ای و غیرمبادله‌ای تقسیم کرد. در سال ۹۰ تحریم‌ها تشدید شد، در نتیجه مراودات سرمایه‌های داخلی با اقتصادهای جهان قطع و بخش مبادله‌ای به شدت منقبض شد. نتیجه هجوم سرمایه‌ها به بخش مسکن و افزایش رشد در سال ۹۱ در حدود ۱۶۰ هزار میلیارد تومان بود، یعنی چیزی در حد یک فاجعه و سوداگری کاملا مشهود بود. اولین نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که رشد مسکن به‌ معنای رشد اقتصادی است. اقتصاد ملی و به‌خصوص بخش مبادله‌ای اقتصادی باید رشد کند، از راه این رشد درآمدهایی به نیروی کار برسد، ‌نیروی کار انباشت کافی برای ورود به بازار مسکن پیدا کند و بتواند خرید انجام دهد. حتی اگر آن بخش مبادله‌ای رشد هم نکند دولت نیز تامین مالی کافی برای اینکه به صورت مستقل در نظام بازار و اقتصاد رشد برون‌زا ایجاد کند، نخواهد داشت. کما اینکه در چند سال اخیر عملا دولت بودجه کافی را برای این کار نداشته است. حتی طرح مهم مسکن اجتماعی کاملا به حاشیه رانده شده است. این اصل را باید بپذیریم که با اقتصاد کلان بخش مسکن رشد می‌کند و رکود در کل اقتصاد است و بر این اساس مسکن هم راکد است. واقعیت این است که رونق اقتصادی وابسته به تقاضای موثر داخلی است. یعنی اگر خانوارها توان کافی برای ورود به بازار کالا و خدمات را داشته باشند آن وقت مازاد تولید دست صنایع نمی‌ماند. در این صورت صنایع نیروی کار جدید استخدام کرده و درآمد حاصل از فروش را به صورت دستمزد پرداخت می‌کنند و این نیروی کار همین گونه آثار تکاثری ایجاد می‌کنند. تا زمانی که رشد اقتصادی اوج نگیرد تقاضای موثر هم اوج نمی‌گیرد. بنابراین یک سیاست هوشمند و عاقلانه این است که تحولات را رصد کنیم؛ چه بسا اگر رشد اقتصادی سال آینده ۱۰ درصد بود و درآمد خانوارها بسیار مثبت باشد، شاید لازم باشد وام‌ها محدود شود. سیاست خوب سیاستی است که منعطف باشد،‌ دلیلی ندارد تا آخر یک سیاست به کار برده شود.




عضویت در خبرنامه (با عضویت در خبر نامه آخرین اخبار را در ایمیل خود ببینید)Bookmark and Share
» ارسال نظر
نام:
آدرس ایمیل:
متن: *
عدد روبرو را تایپ نمایید



آخرین اخبار

پیش بینی بازار طلا در روزهای آخر سال

تحلیل اینوستینگ از روند قیمت طلا در آینده

دبیر سندیکای صنعت بیمه چه کسی است؟

تشکیل شعبه قضایی ویژه بدهکاران بانکی

حمایت بی وقفه بانک صادرات از تولید

مصوبه کمیته فقهی بورس برای یک ابزار جدید

دگردیسی شعب

بورس‌های آسیایی صعود کردند

عمده ترین دلیل حضور مشتریان در بازار ارز

فروش کارت بلیط‌های بانک شهر آغاز شد

معرفی برندگان جشنواره کارت هدیه اقتصادنوین

رشد ۳۹ واحدی شاخص کل بورس

کاهش منابع قرض الحسنه در شبکه بانکی

قیمت جهانی طلا با افزایش روبرو خواهد شد

ایران خواستار رفع موانع بانکی با فنلاند

قیمت طلا اندکی کاهش یافت

روایت وزیر اقتصاد از انجماد مالی بانک ها

زندان زدایی در قانون جدید بیمه شخص ثالث

تخفیف بیمه ای با یک تصادف صفر نمی شود

آخرین عملکرد بانک‌ها در صدور کارت اعتباری

بانک‌ها جذابیتی برای بورس بازها ندارند

جشنواره طلایی بانک تجارت آغاز شد

عیدی و حقوق کارمندان پرداخت شد

حذف دفترچه‌های تامین اجتماعی کلید خورد

تعویق در بازپرداخت بدهی بانک‌ها

تبعیت سکه آتی از دلار در بورس کالا

رشد شاخص در آغاز معاملات دوم اسفند

دلار آمریکا گران می شود؟

ضرب‌الاجل برای تعیین تکلیف وام‌های پلاسکو

نرخ سود بانکی منحرف شد