۱۶ رئیس و یک بانک
Banker - بیش از نیم قرن از تاسیس بانک مرکزی و آغاز به کار آن می گذرد و دراین ۵۳ سال سپری شده ۱۶ رئیس در ۱۸ دوره ریاست این نهاد مهم پولی مالی را بر عهده داشته اند و به جز دوتن از آنان باقی هر کدام به طور متوسط یک دوره سه ساله ریاست بر این نهاد را تجربه کرده اند .

حال که با نزدیک شدن به آغاز به کار دولت یازدهم احتمال آن می رود که رییس بانک مرکزی هم تغییر کند اقتصاد آنلاین مروری کرده است برزندگی و عملکرد 16 رییس بانک مرکزی ایران.
 

ابراهیم کاشانی
 او نخستین رییس بانک مرکزی ایران بود که در سال 1339 ریاست این نهاد مهم را برعهده گرفت و اگرچه یک سالی بیشتر مسئولیت آن را برعهده نداشت .درسال 1339قانون پولی و بانکی کشور تصویب شد و طبق فصل دوم قانون مذکور، کلیه امور مربوط به چاپ اسکناس و ضرب سکه و پشتوانه آن به بانک مرکزی محول و همچنین طبق مواد 14 و 18 فصل مزبور انتشار اسکناس که قبلا به موجب قانون مصوب 30 تیر 1333 با هیئت مشترکی بود، منحصرا به بانک مرکزی ایران واگذارشد.بدین ترتیب بود که  بانک مرکزی ایران در تاریخ 18 مردادماه 1339 با سرمایه 6/3 میلیارد ریال و 388 نفر پرسنل تاسیس شد و ابراهیم کاشانی ریاست آن را عهده دارشد.

علی اصغرپورهمایون
 پورهمایون دومین رییس ایران بود که در سال 1340 به ریاست این بانک رسید.او پس از پایان تحصیلات خود در ایران در سال 1309 برای تکمیل تحصیلات به اروپا  رفته و با اخذ درجه دکترای اقتصاد و حقوق به ایران بازگشت.پورهمایون پیش از انتصاب به ریاست بانک مرکزی مشاغلی هم چون تدریس در دانشکده حقوق  دانشگاه تهران ،مشاور حقوقی بانک ملی ایران ریاست هیئت مدیره شرکت سهامی بیمه ایران و وزارت اقتصاد ملی را برعهده داشت.


مهدی سمیعی
او سومین رییس بانک مرکزی ایران بود که در سال 1343 عهده دار آن شد. مهدی سمیعی یکی از مدیران بانکی و برنامه ریزی ایران و یکی از فن سالاران دوران سلطنت محمدرضا پهلوی بود. وی سال‌ها، رییس بانک توسعه صنعت و معدن، رییس بانک مرکزی، رییس سازمان برنامه و سرانجام رییس صندوق توسعه کشاورزی بود و در هر یک از این سمت‌ها، تصمیم‌هایی گرفت و در تصمیمات تعیین کننده برای تامین زیرساخت‌های کشور نقش داشت. این واقعیت را که بانک مرکزی ایران مؤسسه‌ای عاری از فساد، نسبتاً مستقل و به نحو غریبی کارامد بود به مدیریت او منتسب کرده‌اند.سمیعی البته پنجمین رییس بانک مرکزی هم هست و یک سالی بعد از ریاست فرمانفرمایان از سال 1349 تا سال 1350 هم مسئولیت بانک مرکزی را برعهده داشت.
گفتنی است سمیعی از معدود مدیران بلندپایه کشور شد که در زمان وقوع انقلاب با همت و حمایت کارکنان صندوق توسعه کشاورزی از آسیب‌ها و قهر انقلابی مصون ماند. روایتی هست که «پس از دستگیری سمیعی، کارکنان بانک توسعه کشاورزی خود را به مدرسه علوی رساندند و نمایندگان آنها توانستند با امام خمینی دیدار کنند و شمه‌ای از درست‌کرداری سمیعی را برای امام خمینی بازگو کنند، امام هم در پاسخ استدلالی کرد و گفت «همین که شما کارکنان یک موسسه که همه‌تان هم انقلابی هستید از یک مدیر رضایت دارید و به خود زحمت داده به اینجا آمده‌اید، بهترین دلیل است برای اینکه حبس این شخص درست نبود».

 خداداد فرمانفرمایان
 پنج  سال پس از ریاست سمیعی بر بانک مرکزی در سال 1348 خداداد فرمانفرمایان به ریاست بانک مرکزی انتخاب شد . خداداد میرزا فرمانفرمائیان پسرنجیب‌زاده قاجار عبدالحسین میرزا فرمانفرما و همدم خانم بود.او لیسانس و فوق لیسانس خود را از دانشگاه استانفورد کسب کرده و  دکتری خود در رشته اقتصاد را  از دانشگاه کلرادو امریکا گرفته بود.فرمانفرمایان مناصبی هم چون ریاست دفتر اقتصادی سازمان برنامه، معاونت اقتصادی و مالی سازمان برنامه، عضویت درشورای عالی اقتصاد، عضویت در شورای پول و اعتبار و قائم مقامی رئیس کل بانک مرکزی ایران را هم در پرونده کاری خود داشت و تنها یک سال مسئول بانک مرکزی ایران بود.

عبدالعلی جهانشاهی
جهانشاهی ششمین رییس بانک مرکزی ایران است و در سال 1350 برای این پست انتخاب شد. او فرزند شفیع جهانشاهی رئیس دیوان عالی کشور بود و  تحصیلات خود را در دانشکده حقوق تهران انجام داد و برای ادامه تحصیلات به پاریس رفت و درجه دکترا گرفت. جهانشاهی مدتی مستشار دیوان کیفر بودو ضمنا مشاورت اقتصادی بانک ملی  را برعهده داشت.  وی در 1339 پس از تأسیس بانک مرکزی به ریاست اداره دبیرخانه و حقوقی بانک مرکزی رسید. پس از مدتی به معاونت بانک مرکزی ارتقاء مقام یافت.جهانشاهی در کابینه حسنعلی منصور وزیر فرهنگ شد، ولی چند ماهی بیش در این سمت نبود و به علت بیماری کنار رفت و وزیر مشاور شد. در کابینه هویدا هم همان سمت را داشت. در 1346 رئیس دانشگاه ملی شد و مدتی بعد در بانک بین المللی اشتغال ورزید. در 1350 به ریاست بانک مرکزی منسوب شد، ولی به علت بیماری ادامه کار برای او میسر نبود و سرانجام سفیر اقتصادی ایران در اروپا شد. تاریخچه سی ساله بانک ملی ایران را او تدوین و منتشر کرد.

 محمد یگانه
 یگانه دو سال بعد در سال 52 به عنوان هفتمین رییس بانک مرکزی ایران انتخاب شد. او فرزند حاج محمداسماعیل شکرچی بود و فارغ‌التحصیل دانشکده حقوق دانشگاه تهران و دانشگاه کلمبیا بود.یگانه  از سال ۱۹۴۹ وارد سازمان ملل متحد شده بود و دردر بخش‌های مختلف اقتصادی در حکومت محمدرضا پهلوی مشغول به کار بود که مهمترین آن‌ها ریاست کل بانک مرکزی، وزارت آبادانی و مسکن (۱۳۴۸)، وزیر مشاور کابینه هویدا و وزارت دارایی دولت شریف امامی  را می توان نام برد.
اقداماتی نظیر تهیه برنامه ده‌ساله اقتصادی برای تونس ومدیریت برنامه‌ریزی صنعتی واقتصاد صنعتی سازمان ملل را در کارنامه کاری خود دارد. یگانه در مدت تصدی ریاست بانک مرکزی تلاش کرد جلوی کمک‌هایی که با پشتوانه پول نفت به کشورهایی مانند پاکستان، مصر، ترکیه، اندونزی، مکزیک، برزیل و... می‌شد گرفته و این پول‌ها را جهت مبارزه با فساد رایج در دستگاه‌ها به کار گیرد. گفته می‌شود در دوران ریاست او بر بانک مرکزی، ساواک درخواست تسهیلات شصت میلیون تومانی به کفش ملی داشت تا این کفش‌ها به عربستان سعودی صادر شود؛ اما یگانه جلوی این اقدام ایستادگی کرد.

حسنعلی مهران
حسنعلی مهران پس از دو سال به عنوان هشتمین رییس بانک مرکزی بر صندلی ریاست نشست و به مدت سه سال یعنی تا سال 57 عهده دار ریاست این بانک بود.  او در دوران متوسطه در دبیرستان البرز تحصیل کرد. بعد از آن برای ادامه تحصیلاتش عازم انگلیس شد و در دانشگاه ناتینگهام در رشته علوم سیاسی و اقتصاد مدرک لیسانس خود را گرفت.
بعد از بازگشت به ایران در سال ۱۳۵۴ به معاونت وزارت اقتصاد برگزیده شد و سپس به ریاست بانک مرکزی انتخاب شد.وی  در سال ۱۳۵۷ در کابینه شریف‌امامی وزیر مشاور سازمان برنامه شد و بعد از آن در کابینه غلامرضا ازهاری به معاونت وزارت امور اقتصادی و دارایی برگزیده شد.

یوسف خوش کیش
 یوسف خوشکیش کارمند ساده بانک بود که پس از قبولی در کنکور اعزام کارمندان بانک به خارج به فرانسه رفت و دوره بانکداری را در آنجا تکمیل کرد. پس از بازگشت به ایران و چند سال خدمت در بانک با گذراندن امتحان دیگری از طرف بانک ملی برای تکمیل تحصیلات بانکداری، این بار به انگلستان رفت و پس از طی این دوران مجددا به ایران بازگشت و به خدمت خود در این بانک ادامه داد. وی به دلیل شایستگی ها و دانش گسترده در زمینه بانکداری مراتب ترقی را طی کرد تا به عضویت هیات مدیره بانک ملی رسید و نهایتا به ریاست هیات مدیره برگزیده شد. در طی مدیرت او بانک ملی به یک بانک معتبر جهانی تبدیل شد و در رده بندی یکصد بانک معتبر دنیا جای  گرفت.او به مدیری مصمم و بسیار حساس به منافع بانک مشهور بود که حتی برای ایجاد حسابی برای کمک های ضروری به کارمندان بانک وجه اولیه آن را از حساب شخصی خود مصرف می کرد تا به بانک ضرری نرسد. خوشکیش در ابتدای سال 57 به ریاست بانک مرکزی ایران رسید و پس از پیروزی انقلاب دستگیر و روانه زندان شد. و دوسال بعد در سال 1359 اعدام شد.

محمد علی مولوی
دکتر محمدعلی مولوی  که از نزدیکان مهندس بازرگان بود را می توان نخستین رییس بانک مرکزی پس ازانقلاب دانست که در اخر سال 57 از سوی  هیئت وزیران دولت موقت برای 5 سال به سمت رییس کل بانک مرکزی ایران تعیین شد.او پیش از انقلاب  نماینده اقتصادی ایران در اتحادیه های اروپائی بود. گرچه او یک سال بیشتر عهده دار این سمت نبود و در سال 58 جای خود را به دیگری داد. گفتنی است زمانى که مولوی سکان ریاست بانک مرکزی را در دست گرفت هر دلار آمریکا ۱۴ تومان معامله می‌شد و بعد از ۸ ماه ریاست بانک مرکزی را با هر دلار ۷/۱۵ تومان به رئیس بعدی تحویل داد.

‌ علی رضا صادق نوبری
دوسال بعد از مولوی نوبری که سمت دامادی ابوالحسن بنی صدر را هم داشت و تحصیل کرده بانکداری در فرانسه بود به عنوان رییس بانک مرکزی انتخاب شد. نوبری در انجمن اسلامی دانشجویان کالیفرنیا عضو بود ودرآن جا درس خوانده بود. در دوران او سیاست های پولی به استقلال نسبی از دولت و پررنگ کردن نقش بانک در فعالیت های اقتصادی و مشارکت در سرمایه گذاری سوق پیدا کرد. در تیرماه ۱۳۵۹ شورای عالی بانک ها با تصویب پیشنهاداتی، سیاست و خط مشی سرمایه گذاری مستقیم و مشارکت بانک ها در واحدهای تولیدی و خدماتی را تعیین کرد. نوبری همچنین نرخ بهره را کاهش و نام آن را به «کارمزد» و «سود تضمین شده» تغییر دادهرچند که شهید رجایی اصرار بر تعویض رئیس کل بانک مرکزی داشت و گویا گزینه دیگری جز سیدمحسن نوربخش اقتصاد خوانده سی و سه ساله ای که تازه از آمریکا بازگشته بود، پیش روی دولت نبود.

محمدرضا نوربخش
سرانجام در سال 59 اولین نخست وزیر به مقابله با اولین رییس جمهور ابوالحسن بنی صدر رفت و علی رضا صادق نوبری رییس انتخابی وی برای بانک مرکزی را نپذیرفت و به جای او نوربخش را قرار داد که در چند مقاله نظریات اقتصادی بنی صدر و تیم او را به نقد کشیده بود. به این ترتیب محسن نوربخش در دومین سال از تاسیس جمهوری اسلامی در ۲۳خرداد ۱۳۵۹در مقام ریاست بانک مرکزی قرار گرفت و تا دومین روز از سال ۱۳۸۲ وقتی که از جهان رفت، همچنان در آن سمت بود،(جز در سال ۶۵ که جای خود را به مجید قاسمی داد) در این فاصله، دوره‌ای به نمایندگی مجلس و پنج سالی را به عنوان وزیر اقتصاد و معاون اقتصادی رییس جمهور هاشمی رفسنجانی گذراند اما باز به بانک مرکزی جمهوری اسلامی برگشت. وی تا قبل از مرگش یک بار به مقام نخست وزیری نزدیک شد و یک بار نیز نام او به عنوان نامزد ریاست جمهوری بر زبان‌ها جاری گشت و در در تمام این سال‌ها در بخش اقتصادی باقی ماند و فعالیت سیاسی وی منحصر شد به شرکت در تاسیس حزب کارگزاران سازندگی و عضویت شورای مرکزی آن که آن هم به دنبال زندانی شدن غلامحسین کرباسچی عملا منتفی گردید. گفتنی است یکی از دوره های سخت سال های بانک مرکزی، سال های  1373 تا 1377 بود که مرحوم دکتر نوربخش، با مشکلات رشد شدید نقدینگی و تورم در ابتدای دوره و کاهش درآمد نفت در انتهای دوره با آن مواجه بود.

مجید قاسمی
قاسمی در واقع چهارمین رییس بانک مرکزی نظام جمهوری اسلامی بود که در سال 65 این سمت را عهده دارشد و تا سال 1368 سکاندار بانک مرکزی بود. گفته می‌شود در میان روساى کل بانک مرکزى قاسمى دولتى‌ترین رئیس کل بود، هر چند که امروز سکان یک بانک خصوصى را بر عهده دارد اما شاکله مدیریتى او بسیار با قوانین و توصیه‌هاى مدیریت دولتى همخوان بود. او مجموعاً در یک دوره ۳۴ ماهه رئیس کل بانک مرکزى بود و زمانی که از بانک مرکزی رفت هر دلار هزار و 88  تومان معامله می‌شد.قاسمی اکنون مدیر عامل بانک پاسارگاد است.

 سیدمحمدحسین عادلی
 ازسال 1368 تا 73  عادلی به عنوان پنجمین رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامیعمل کرد. زمان او یکی از بحث‌برانگیزترین سیاست‌های اقتصادی پس از انقلاب با عنوان «تعدیل ساختاری» اجرا شد. آن هم با شعارهای «آزادسازی» و «گشایش» و در قالب سیاست اقتصادی تازه ایران در چارچوب برنامه پنجساله اوّل که هدف‌های لیبرال‌منشانه‌تری را پیگیری می‌کرد. در دوران ریاست عادلی در بانک مرکزی نظام ارزی ایران، نخست دونرخی و سپس چندنرخی شد، تا جایی که در یک مقطع زمانی حدود ده نرخ ارز یا بیشتر بر اقتصاد کشور تسلط یافت. هدف رسمی از برقراری نرخ‌های چندگانه، جلوگیری از هدر رفتن منابع ارزی، مبارزه با اوج‌گیری تورم، افزایش صادرات و کاهش واردات اعلام شد. ولی درعمل وجود نرخ‌های چندگانه به یکی از عوامل عمده رکود، آشفتگی اقتصادی و فساد تبدیل شد، تا جایی که در سال 1372، دولت‌ هاشمی‌رفسنجانی به نظام تک نرخی شدن ارز بر پایه نرخ شناور روی آورد.

ابراهیم شیبانی
شیبانی اما هفتمین رییس بانک مرکزی انقلاب اسلامی است.او از سال 82 تا 86 ریاست بانک مرکزی را برعهده داشت . ابراهیم شیبانی دانش‌آموخته اقتصاد در انگلستان، چهارده سال در سمت‌های مختلفی در بانک مرکزی اشتغال داشت تا به ریاست رسید. از شیبانی به عنوان فردی مذهبی، متشرع و درون‌گرا یاد می‌شد فردی گریزان از رسانه‌ها. بیش از همه به فلسفه و معرفت‌شناسی علم اقتصاد علاقه‌مند است و سعی در استخراج مفاهیم اقتصاد بازار از درون متون اسلامی دارد. حتی از او کتاب شعری نیز منتشر شده است.

طهماسب مظاهری
مظاهری اما تنها  یک سال ریاست بانک مرکزی را برعهده داشت یعنی از سال 86 تا 78.او در سال ۱۳۳۲ متولد شده و دارای مدرک کارشناسی و کارشناسی ارشد عمران از دانشگاه تهران است. مظاهری در سال‌های اول پس از انقلاب مدتی مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان و مدت کوتاهی نیز معاون عمرانی استانداری کهکیلویه و بویراحمد بود. وی در سال 1360 به عنوان معاون سازمان برنامه و بودجه انتخاب شد و چهار سال در این سمت ماند و از سال 1364 تا سال 1370 ریاست بنیاد مستضعفان را بر عهده داشت.
مظاهری در زمان ریاست خود بر بانک مرکزی برای کنترل رشد نقدینگی و تورم، یک برنامه کنترلی در بانک‌ها به اجرا گذاشت و بانک‌ها را مجبور کرد تا سیاست انقباضی در پیش بگیرند. اجرای این برنامه انقباضی که محدودیت پرداخت وام از جمله آن بود، مخالفت‌های زیادی در میان مقامات دولتی برانگیخت و به اختلاف بین برخی اعضای کابینه و رئیس کل بانک مرکزی دامن زد. محمد جهرمی وزیر وقت کار که یکی از مهره‌های تاثیر‌گذار دولت، بارها از شرایط بانک مرکزی انتقاد کرده و گفته بود که بانک مرکزی باید قفل خزانه را باز کند. اجرای این برنامه سرانجام مظاهری را از ریاست بانک مرکزی پایین کشید.

محمود بهمنی
 بهمنی نهمین رییس بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران است  و از سال ۱۳۸۷ تاکنون ریاست بانک مرکزی  و نمایندگی ایران در صندوق بین المللی پول را برعهده داشته است.وی دارای لیسانس اقتصاد با گرایش  بانک داری، فوق لیسانس مدیریت بانکداری و دکترای  مدیریت بازرگانی است.
وی پیش از تصدی دبیر کلی بانک مرکزی، دارای سمت‌هایی چون معاونت و ریاست اعتبارات کل  بانک ملی ایران ، ریاست ادارات سرمایه گذاری، سازمان و روش‌های بانک، مدیریت امور معاملات و تسهیلات و بررسی طرح ها بوده‌است.
بهمنی در سال‌های ‪ چندین ‪ ۸۶عضو هیات مدیره بانک ملی بوده و در هیات مدیره برخی شرکت‌های تحت پوشش بانک ملی همچون شرکت سرمایه گذاری، آزاد راه‌ها، لاستیک کرمان، چاپخانه بانک ملی و ... به نمایندگی این بانک عضویت داشته‌است
باید دید کاخ میرداماد پس از این مهمان چه فردی خواهد بود. فردی از درون سیستم بانکی یا اقتصاددان برجسته ای خارج از آن؟